تبلیغات
تور سفر گردشگری

تور سفر گردشگری

دوشنبه 18 مرداد 1389

تاریخچه مختصر گناباد

گناباد از شهرهای قدیمی ایران است. در زمان هخامنشیان مردمانی كشاورز در این منطقه زندگی می‌كرده‌اند و چون در مسیر راه زابل و مكران و فارس به تركستان و بر سر راه غرب ایران به هرات قرار داشته، مورد توجه سلاطین هخامنشی بوده است. با توجه به قدمت قنات‌های گناباد، عده‌ای احداث آن را به دستور بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب بن لهراسب نسبت می‌دهند كه به اواخر قرن پنجم و اوایل قرن چهارم پیش از میلاد مربوط می‌شود. وجود آثار و ابنیه تاریخی بسیار كهن چون قبر پیران ویسه، قلعه فرود، قلعه رستم و قریه معروف پشنگ نیز تاریخ طولانی این منطقه را بازگو می‌نمایند، بجستان یا بغستان (سرزمین ایزد) كه از توابع گناباد است قبل از زرتشت وجود داشته است. از وقایع مهم گناباد در دوره تسلط عباسیان، مبارزه امام زاده سلطان محمد عابد برادر حضرت رضا(ع) با ماموران حكومتی و شهادت وی در كاخك گناباد (203 هجری) است. از دیگر وقایع تاریخی گناباد، بنیانگذاری شعبه‌ای از فرقه صوفیه نعمت‌اللهی تحت عنوان نعمت اللهی گنابادی در سال 1293 هجری در بیدخت گناباد است.

دیدنی‌ها و آثار تاریخی گناباد

از دیدنی‌های گناباد روستای گیسور است كه دارای آثار متعدد تاریخی و باستانی از قبیل قلعه دختر شوراب، قبر پیران ویسه و پشن و آتشكده‌ای از دوران هخامنشیان است. بیدخت نیز از بخش‌های بزرگ در محدوده شهر گناباد است كه علاوه بر جاذبه‌های طبیعی، آرامگاه عرفای مشهوری چون سلطان علی‌شاه و صالح علی شاه در آن جاست كه مورد توجه صوفیان و عارفان می‌باشد. از دیگر آثار باستانی گناباد، تپه اروك در 45 كیلومتری مشرق گناباد (مربوط به قبل از اسلام)، مسجد جامع قوژد در 24 كیلومتری گناباد (دوره قاجاریه)، تپه حصار عمرانی در 25 كیلومتری شمال گناباد، مسجد رباط عمرانی (دوره قاجاریه)، دژ و برج اروك (پارت و ساسانی)، قلعه قدیمی و هشتی و سردر قدیمی گیسور (قاجاریه)،‌ قلعه فرود، قلعه زیبد، قلعه دختر بجستان، شهر باستانی پشن در 40 كیلومتری شمال شرقی گناباد و خرابه‌های شهر عوز در 10 كیلومتری شمال گناباد را می‌توان نام برد. در روستای كوثر گناباد یخدانی به ارتفاع 15 متر و عمق 5 متر با مصالح آجر و گل از دوره قاجاریه به جای مانده است كه زیر نظر میراث فرهنگی و از دیدنی‌های منطقه می‌باشد.

:: آرامگاه جغتین گیسور
این بنا در قریه گیسور(=جای آتش یا آتش شاهی) در 72 كیلومتری شمال شرقی گناباد واقع است.

:: مسجد جامع گناباد
مسجد جامع گناباد بر طبق كتیبه كوفی آن در سال 609 هجری ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتیبه و آجركاری‌های ظریف و ساختمان محراب دارای اهمیت بسیاری است.

:: مسجد جامع جویمند
این مسجد در زمان شاه صفی (1038-1052) در سال 1040 هجری توسط شاه حسین منجم و به سعی خواجه محمد قاسم محولاتی ساخته شده است.

:: مسجد جامع كاخك
این مسجد در سال 961 به دستور شاهزاده سلطانم خواهر شاه طهماسب اول صفوی بنا شده و در سال 1070 گچ‌بری و تزیینات آن پایان یافته است.

:: مسجد جامع بجستان
مسجد جامع بجستان در سال 826 هجری و در زمان شاهرخ میرزا پسر امیر تیمور گوركانی بنا شده و دارای كتیبه‌ای با نام سازنده و تاریخ اتمام آن است.

:: مسجد جامع بیدخت
ساختمان اولیه این مسجد مربوط به اواخر قرن دوازدهم هجری است و گچ‌بری و تعمیر آن در سال 1204 اتمام یافته است.

:: بقعه سلطانی
این بقعه، آرامگاه بنیانگذار شعبه‌ای از فرقه صوفیه نعمت اللهی و قطب‌های آن می‌باشد. حاج سلطان محمد، صالح علیشاه از عرفای مدفون در این بقعه هستند.

:: امام زاده احمد (مزار بیمرغ)
این امام زاده در روستای بیمرغ در 35 كیلومتری شمال شرق گناباد واقع است و منسوب به احمدبن‌ موسی بن جعفر(ع) می‌باشد.

:: امام زاده سلطان محمد عابد
این بنا در سال 960 هجری قمری در زمان حكومت شاه طهماسب صفوی ساخته شده است. سلطان محمد عابد را برادر امام رضا(ع) می‌دانند، بنابر روایتی دیگر وی عموی امام هشتم می‌باشد كه به محمدالعابد شهرت داشته است.

:: غار بیدخت
این غار در نزدیكی گناباد (رشته كوه‌های كالاری) واقع است، بدنه غار از سنگ مرمر بسیار مرغوب تشكیل شده است.

tarikh.allgoo.us منبع


 

  • نظرات() 
  • کاشمر

    دوشنبه 18 مرداد 1389

    کاشمـَر یا ترشیز از شهرهای جنوب غربی استان خراسان رضوی ایران است. این شهر در حدود ۲۰۰ کیلومتری مشهد قرار دارد.

    کاشمر یکی از شهرستان‌های استان خراسان رضوی ایران است. مرکز این شهرستان، شهر کاشمر است.

    در سال ۱۳۸۵، این شهرستان تعداد ۱۴۹٬۳۵۸ نفر جمعیت داشته است.

    از محصولات مهم این شهر میتوان به زعفران انگور(انواع مختلف) کشمش و فرش دستباف اشاره کرد.

    تقسیمات کشوری

    شهرستان کاشمر شامل ۲ بخش و پنج دهستان و به نام‌های زیر است:

    بخش مرکزی شهرستان کاشمر

      دهستان بالا ولایت (کاشمر)
      دهستان پائین ولایت

    شهر کاشمر

    بخش کوهسرخ

      دهستان بررود
      دهستان برکوه
      دهستان تکاب (کاشمر)

    شهر ریوش

    گردشگری

    از جله نقاط مهم و دیدنی این شهر آرامگاه دو امام زاده یکی در مرکز شهر به نام سید حمزه معروف به باغ مزار که در میان باغی احاطه شده و دیگری سیدمرتضی در دامنه کوه می باشد که بسیار دیدنی و خوش آب و هوا می باشد. مرحوم مدرس پس از تبعید در این شهر به شهادت رسیده و دفن گردیده که آرامگاه وی پس از انقلاب سال 57 ترمیم و بازسازی گردیده است. از مهم‌ترین صادرات آن فرش و محصول کشاورزی عمده آن انگور و کشمش مرغوب و در این سالها زعفران نیز می باشد.

    کاشمر

    کاشمر که یکی ازشهرستان های خراسان رضوی است، از شمال به نیشابور و سبزوار، از مشرق به تربت حیدریه، از جنوب به گناباد و از مغرب به شاهرود متصل می شود. ارتفاع آن از سطح دریا 1215 متر است. این شهرستان در 35 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی و 58 درجه و 72 دقیقه طول شرقی قرار گرفته و آب و هوای آن به علت پستی و بلندی زمین و عوامل دیگر متنوع است. در شمال شرقی این شهرستان هوا سرد و مرطوب و زمستان های آن طولانی است. شمال این منطقه دارای آب و هوای معتدل و قسمت های جنوبی به علت مجاورت با کویر دارای اب و هوای بسیار گرم و آبی شور می باشد. ارتفاعات شمالی این شهرستان از خواف شروع شده و از شمال تربت حیدریه می گذرد و دارای کوههای مربوط به دوران چهارم زمین شناسی و دارای قله مخروطی آتشفشانی در شمال قریه ریوش است. کوههای این منطقه پوشیده از درخت بادام می باشند و در دامنه ها دارای چشمه های آب گرم معدنی هستند. رشته کوههای جنوبی این منطقه بسیار کم آب و دارای تپه های گچی اند. در قسمت جنوبی این شهرستان کویر نمک قرار دارد که در زمستان و در هنگام بارندگی عبور از آن دشوار است. رودهای این شهرستان فصلی اند و بیشتر در بهار از دره های کوهستانی شمال جاری می شوند. کاشمر منطقه ای کشاورزی است و دارای محصولاتی چون غلات، حبوبات، پنبه، زیره و تنباکو است. در کوهستان های این منطقه محصولات دامی مانند پشم و پوست و لبنیات تولید می شود. صنایع دستی محلی کاشمر قالی، قالیچه، زیلو، گیوه و چادرشب ابریشمی است. انگور و کشمش کاشمر دارای ارزش صادراتی است.

    شهرستان کاشمر از چهار بخش به ذنام های حومه، ریوش، خلیل آباد و بردسکن تشکیل می شود و دارای 152 پارچه آبادی است. طوایفی مانند طایفه طاهری، طوایف بلوچ خان زائی، گرگ زائی و اسماعیل زائی، طایفه بهمدی و میش مست در اطراف این شهرستان زندگی می کنند.

    تاریخچه کاشمر

    کاشمر طی چند هزار سال قدمت به نام های متفاوتی خوانده شده است. بنای آنرا به بهمن پسر اسفندیار و نوه گشتاسب نسبت داده اند. نام اصلی آن ترشیز است و جغرافی نویسان اسلامی به صورت طرثیث و ترشیش و.. آنرا ثبت کرده اند. همچنین نام های سابق این شهر بوشت و بست بوده است. پس از تصرف خراسان بدست اعراب و تا زمانیکه سلسله های ایرانی در خراسان علیه خلفای اموی قیام کردند ترشیز در طی دو سه قرن اولیه اسلامی بین امرای طاهری و صفاری دست به دست می گشته و در نیمه اول قرن چهارم از شهرهای تابعه نیشابور محسوب می شده است. در سال 483 هنگامیکه حسن صباح پیشوای نزاریان ایرانی در الموت استقرار یافت دستیار خود حسین قاینی را که از پیش حکومت قهستان و ترشیز را داشت به عنوان داعی به ترشیز اعزام کرد و وی در دعوت مردم به نهضت نزاری حسن صباح توفیق زیادی بدست آورد. تعداد زیاد قلعه های جنگی در سراسر قهستان که در نام های محلی به نام های قلعه دختر و قلعه ملاحده موسومند حکایت از این امر دارد. پیش از سلطه مغول ترشیز بدست وزیر سلطان سنجر سلجوقی غارت و پس از آن در سال 4-653توسط جلوداران سپاه هلاکوخان مغول ویران شد. بعد از قلع و قمع اسماعیلیه توسط هلاکو خان مغول بار دیگر ترشیز رو به آبادانی گذاشت و در قرن هفتم یکی از شهرهای مهم قهستان به شمار می آمد اما در پایان همین قرن توسط امیر تیمور گورکانی تصرف شده و ویران گردید.

    آثار باستانی

    کاشمر دارای آثار تاریخی فراوانی است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: بقایای تپه باستانی کندر، سد قدیمی منتسب به عضد الدوله در شمال روستای کشمر، آثار باقی مانده سد شاهی، قلعه دختر و پسر در ریوش و کوهسرخ، آسیاب ها و آثار موجود در دامنه کمر باغدشت و گورستان گبرها در قراچه کوهسرخ.

    khorasanr.persianblog.ir منبع

  • نظرات() 
  • دوشنبه 18 مرداد 1389

    تاریخچهً کهن شهر نیشابور

    «کهن شهر و کهندژ شرق، شهری آراسته به مساجد، خانقاه ها، مدارس، دیرها، بازارها و سراچه های ارباب حرف گوناگون که هر کدام در راسته ای و تیمچه ای آهنگ زندگی می نواختند، شهری که از آن ده ها وزیر برخواسته و هزاران عالم و دانشمند به عالم علم تقدیم کرده و خاکش چون کهربا عقول اهل علم و عرفان، فلاسفه، فقها و جهانگردان زیادی را مجذوب خویش ساخته ...»
    روزگاری
    نوشاپور، نیوشاپور، نیوشاه پوهر، دندی شاپور، نیسافور، نسافور، نشاور، نشابور، نشایا، نیسایا، نیسه فور، نیکه فور، ابرشهر، اپر شهر، بر شهر، ابه شهر، شادکاخ، شادیاخ و سمن جور
    و در زبان عربی، سمنگور نامیده می شده،
    امروز در گستره جغرافیائی به نام «نیشابور» خودنمایی می کند،
    و با لهجه زیبای مردم این شهر، «نشابور» (Noshabur) تلفظ می شود.
    زنده یاد استاد فریدون گرایلی (1321- 1379ه.ش)، پژوهشگر و مورخ فرزانه، در فصل نخست کتاب «نیشابور؛ شهر فیروزه» به ریشه یابی نام های نیشابور در طول تاریخ پرداخته است؛
    «نام نیشابور به گونه گون صوری در تاریخ آمده است. به شهادت نامه ی پهلوی شهرستانهای ایرانشهر (شترستان های ایران) در اسناد جغرافیایی ایران کهن شاهپور اول زاده ی اردشیر درخراسان پادشاهی تورانی بنام (پهلیزک، پالزهاک، پالچیهاک) را شکست داد و کشت و در همان آوردگاه نیوه شاهپور (کار نیک ِ شاهپور) را بنیان نهاد که قله ی فرمانروایی ولایت ابرشهر یا سرزمین اپرنها که طایفه ای کوه نشین و چادرزی از سلاله داهه بودند گردید.
    فراچنگ آمدن سکه هایی که از روزگار ساسانیان در کاوشها و پژوهش های علمی در خاک نیشابور بدست آمده نمایانگر آنست که این شهر در آن دوران ارج و اعتبار ویژه ای داشته است(3). گفته اند شکل دیرین واژه ی نیشابور (نیو شاه پوهر) به مفهوم کار نیک یا جای نیک شاهپور بوده است به پاسِ بستگی به شاهپور دوم ساسانی که آن را در قرن چهارم میلادی دوباره بنا کرد از آن پس بنام او خوانده شد. گر چه بنای اصلی آن را به شاهپور اول پسر اردشیر بابکان نسبت داده اند و نیشابور را شاهپور بنا کرد و در آغاز «بنا شاهپور» بود پس «با» و «الف» بیفکندند و الف به «یا» بدل کردند و نیشابور شد.
    فرزند هرمزد پادشاه استخر (شاپور دوم) که از ملوک بلند همت و با تدبیر و آگاه دل بود و سایه ی همای دولتش بر تارک شرق و غرب گسترده بود، شهر نیشابور را در کران مرز کهن دژ (قهندز) بنا نمود و به اطراف شهر خندقی حفر کرد و این شهر را با قهندز به هم پیوند کرد.
    نیشابورِ زمان او را چهار دروازه به گونه ای بود که خورشید از هر چهار به بامدادان درون می شد و در شامگاه بیرون می رفت. امام حاکم فرموده و آن بناست که تا ابد پایدار است. هنگام حفر خندق گنجی پیدا شد که هشتاد خروار زر بود بر عامه تفقد کردند. از این جاست که می توان پذیرفت شهری در این دیار پیش از هرمزد هم وجود داشته است. چه گنج بازمانده تمدن و فرهنگ کهن تری است.
    و باز آمده است که شاهپور به آن سامان گذشت نیزاری وسیع دید، در خاطرش گذشت که این دیار شایان ساختن شهری بزرگ است، فرمان داد آن نیزار را تراشیدند و بر جای آن شهری بنیاد کردند. اختر شماران شاپور را گفتند: در سلطنت بشکوه او زوالی پدید خواهد شد. در هنگام تولد مصیبت و بلا از مردم و مملکت گریخت بزرگان و نجبا به جستجوی او بر آمدند. چون به خطه ی نیشابور رسیدند از بنیان گذارِ شهر پرسیدند و مردم از شاهپور نشان دادند. پس نام این شهر را شاپور خواست نامیدند. و پس از شاهپور دندی شاپور خوانده شد.
    گر چه صورتی دیگر هم هست و آن این که نیشابور را ترکیبی از نه شاپور دانسته (نه) را در واژه نامه ها به معنی ده گرفته و نه شاپور را ده شاپور گفته اند.
    نیشابور را مادر شهرهای خراسان از اقلیم چهارم می دانند. و شاپور پسر اردشیر که والی خراسان بود از پدر آن شهر را در خواست کرد. اما پدرش آرزوی او را اجابت نکرد. بر شاپور غیرتمند این گران آمد و آن شهر را دگر باره ساخت و نه شاپور نام نهادند که نیشابور شد و عرب آن را نیسابور خواندند. حیطه ی بارویش پانزده هزار گام و بر شیوه رقعه شطرنج هشت قطعه در هشت قطعه نهاده اند. و جانشینان ساسان مغ بد را عادت چنان بود که شهر ها را به هیئت و هیبت اشیاء و جانوران می ساختند و شاپور ذوالاکتاف در عمارت آن شهر سعی کرد. مشهور شهریست نیشابور در دشتی گسترده یک فرسنگ در یک فرسنگ از آنجا تا طوس سه منزل فاصله است. بیشتر آب آن از قنات ها تامین می گردد و هوای مطبوع و فرح فزایش سالم است.
    در (اللباب) آمده که نیشابور پر نعمت ترین و آبادترین و خرم ترین شهر خراسان بوده، و چون شاپور بدانجا رسید گفت نیکو جایی است. شایسته است شهری شود و در آن زمان آنجا نیزاری بود.پس واژه مرکب از دو کلمه ی (نی) و شاهپور می باشد و نیز محققان (نی) را به معنی بنا، یا ساختمان فرض کرده اند و نیشابور را بنای شاهپور شمرده اند. بعد ها نیشابور قلب تجارت خاوران و مقصد بازررگانان شد . امروزه نیز به نشاور معروف است. بدیهی است این نشاور با شهری که در فارس در کُوَرَه دارابجرد و جهرم قرار داشته کاملا متفاوت است و باید آن را نیشابور گفت تا نشابور و نشاور. و نیشابور کفن پوش فراموشی شده است.
    و بفرموده ی شاپور در خاک خراسان شهری ساختند که آن را نیشابور نامیدند و در شمار شهرستان های ایران در آمد. پاره ای تذکره نویسان و تاریخی مردان را گمان رفته است که تندیسی ستبر پیکر از شاپور اول در نیشابور وجود داشته است. همسان پیکره ای که از وی در کازرون فارس بپای بوده است (مجسمه ای از شاپور در نیشابور بود که اعراب خراب کردند. چنین می نماید که شاید نشان گونه ای چون سنگ تراشیده شاپور نمای کازرون در این شهر وجود داشته است و آنها که بی ذوق و جشن بودند و از تمدن و هنر مایه ای نداشتند این تن واره را نیز مانند پیکره کازرون شکسته باشند تا شهر و مردم نو اعتقاد آن را (به زعم خویش) از شر شیطان آدمی زاده ای که از فرط گناه و خطا مورد خشم و نفرت خدا قرار گفته و سنگ شده است برهانند.
    چنان که اشارت رفت شهر نشاور فارس را که بقولی طهمورث دیو بند ساخته و شاپور اول آن را پس از ویرانی اسکندر دگر باره رونق و آبادی بخشیده با نیشابور خراسان عوضی گرفته اند و مجسمه و داستان طهمورث را به نیشابور نسبت داده اند. در خرده اوستا هنگام مراسم عقد از زر ِ سرخ نیشابور سخن به میان می آید و ابن فندق درباره قطع سرو کاشمر می گوید:
    زر تشتیان حاضر به پرداخت پنجاه هزار دینار زر نیشابوری در مقابل از پای نینداختن آن حاضر شدند بپردازند. به هر حال آنان که نیشابور را زاده ی نیزار دانسته، یا نشست و شاپور را به هم پیوند کرده، به خطا رفته اند. در گویش اعراب به نیسافور، نیساور و نبسابور بدل شده است. نیسافور به معنی سایه سار است  و شاید در آنجا درخت هایی وجود داشته که سایه گستر تارکِ خستگان بوده است.
    پاره ای از مورخان آن را (نیسایا) یا نسایا، می دانند و در وندیداد که از کتب پنجگانه ی اوستاست از شانزده سرزمین نام برده است، از پنجمین اقلیم آن، نیسایه است که پنداشته اند حوالی نیشابور تا سرخس امروز است.اگر حدود دولت پارت را که در زمان هخامنشی که در اوستا (ورنه) و در سنگ نبشته ی داریوش پرثوا، و در نامه های تاریخی هرودت (پارتر، و در کتاب استرابون (پارتی به) آمده است، در نظر آوریم نیشابور را نگین تاج ِ این خشترپاون می بینیم.پوشیده مباد که نیشابور، را ترکیبی از دو واژه ی (نو) و (شاهپور) هم که به معنی شهر زیبای شاهپور است آورده اند.
    در ضمن مسکوکاتی از سلسله باکتریان در بلخ و افغانستان بجای مانده است که از پادشاهانی بنام، نیکه فور، یاد و گفتگو می کند و اینان دامنه ی فرمانرواییشان تا نیشابور گسترش داشته، که این شهر نیکه فور را بنیاد کردند که بعد ها نیسه فور، نیسافور و نیشابور شده است.و طبق فرهنگ پهلوی از دو کلمه ی نشست و شاپور به معنای جای نشستن آمده و مسکن و مسند هم گفته شده است.
    نام دیگر نیشابور را ابر شهر ضبط کرده اند، چنان که اشارت رفت، از اپرن ها شهرت قوم داهه مشتق گرفته اند. و باز آمده است که نام ابر شهر بدان خاطر به نیشابور دادن اند که به ابر های آسمان نزدیک بود! و بر فراز بلند پایگاهی ساخته شده بود، و اعتدال هوای آن نیز بهمان سبب بوده است.
    و گویند: پیش از شاپور دوم به گمان قوی این شهر بنام به شهر مشهور بوده است، چرا که شهری عمده در یک نوار مرزی مهم به همین نام بوده و حاکم این خطه مرزبانی معروف به کنارنک بوده و چون این منطقه در معرض یورشِ وحشی ها قرار داشته است؛ وظیفه ی این حاکم بیشتر گشودن دشواری های نظامی بوده است تا امر مملکتی و اداری (حتی بعد از شاپور دوم نیز این بنام ابه شهر خوانده می شده است.
    نیشابور که از شهر های دیر سال و باستانی خراسان می باشد معروف به ابر شهر و ایرانشهر است. در آغاز اسلام حتی در عهد عباسیان هنوز نام نیشابور را ابر شهر می نگاشته اند.
    مسیو شفر، مترجم سفر نامه ی ناصر خسرو قبادیانی (حجت) گوید: من سکه ای دارم از عهد هارون الرشید که در یک روی آن به خط کوفی به سه سطر نقش شده است (لااله الا الله وحده لا شریک له) در سواد آن نوشته اند (بسم الله ضرب هذه الدر هم بمدینة ابرشهر سنة اثنین و تسعین و مائه)، در طرف دیگر آن، در سه سطر: محمد رسول الله، و در حاشیه: (محمد رسول الله ارسل بالهدی المشرکون.هم چنین بر اساس سکه هایی که از خلفای بعد از هارون الرشید پیدا شده باز نام ابرشهر ذکر شده است.
    شهر زیبای نشابور را که بر دشتی وسیع بنیان نهاده شده است؛ ابرشهر خوانده اند.از نامهای دیرین نیشابور، ابرشهر یا ایرانشهر، لیکن صحیح تر آن نماید که نام ایران شهر به تمامت مملکت بین جیحون (آمو دریا و رود خشاب یا اگزوس) تا دشت قادسیه اطلاق می شده است. و یاقوت حموی ایرانشهر را به معنای همه ی خاک ایران گرفته است.از اشتباهات وی بشمار است، لیکن جای خرده گیری بر او نیست.
    مقدسی می گوید: ایرانشهر تمام زابلستان و سیستان و اطراف نیشابور می شده است و برخی نیز این نام را اختصاصا ً به نیشابور اطلاق کرده اند. و ما نیز این عقیده را می پذیریم چرا که مورد اتفاق مورخان است و به دستاویز و دلیل دیگری نیاز نیست.
    و باز در تواریخ آمده است: در سده ی پنجم آلب ارسلان سلجوقی به سال (466 ه. ق.) جشن شکوهمندی برای ازدواج دختر قاآن و پسرش ترتیب داد و شاه قصری برای آنها ساخت بنام شادکاخ که بعد ها به شادیاخ تغییر نام یافت.گرچه طاهر که قبل بود و دست نشانده ی مامون (205 ه.ق.)، در مشرق حکومت می کرد به همت او و فرزندانش خراسان استقلال یافت که نیشابور در زمان طاهر یان پایتخت شد و عبدالله بن طاهر باغ معروفی بنام شادیاخ بساخت. عبدالله بن طاهر در بیرون شهر سرایی بساخت که دارالامانش نام کردند. و لشکریان هر یک بر گرد آن بنائی نهادند و شهری پدید آمد که شادیاخ خوانده شد. بعد آلب ارسلان آن را مرمت کرد و بر پای ماند تا پایان سلطنت سنجر بدست غزان ویران شد به هر حال زمانی نیشابور را بنام شادیاخ هم می گفتند. شادیاخ اول محله یا دهی بود چنانکه ابو افداء گوید: (از جمله آنچه به نیشابور منسوب است شادیاخ است بر در نیشابور چون دیهی است که به شهر پیوسته باشد و دارالسلطنه آنجاست) و سوگمندانه امروز اثری از شادیاخ نیست. اما آرامگاه پیر بزرگ خانقاه عرفان ایران، عطار و بربت کمال المللک در همان نقطه ایست که در قدیم بدین نام خوانده می شده است و در جنوب شرقی نیشابور امروزیست که روزگاری (نوشاپور، نیوشاپور، نیوشاه پوهر، دندی شاپور، نیسافور، نسافور، نشاور، نشابور، نشایا، نیسایا، نیسه فور، نیکه فور، ابرشهر، اپر شهر، بر شهر، ابه شهر، شادکاخ، شادیاخ و سمن جور و در زبان عربی (سمنگور) نامیده می شده و امروز در گستره جغرافیائی بنام نیشابور خودنمایی می کند.»

    far-hang.blogspot.com منبع

  • نظرات() 
  • قوچان

    یکشنبه 17 مرداد 1389

    قوچان در 130 كیلومتری مشهد و 807 كیلومتری تهران قرار دارد. انگور و شیره انگور این منطقه مشهور است و سیب درختی منطقه اوغاز باجگیران نیز كم‌نظیر است. قوچان دارای دام و محصولات دامی فراوانی است و پنیر كردی قوچان كه در داخل پوست (خیك) نگهداری می‌شود، بسیار مرغوب و خوشمزه است. از جاجیم كه نوعی پارچه زبر و رنگی این منطقه است نوعی پالتو درست می‌كنند كه به آن چوخه می‌گویند و هنگام كشتی چوخه از آن استفاده می‌شود.شهر قوچان را با شهر باستانی اشك یا ارسكه یكی دانسته‌اند. در حدود 250 سال پیش از میلاد در متون تاریخی به اسامی آساگ یا اساك و … نامیده می‌شده است. شاه عباس اول (1038-996) برای جلوگیری از تاخت و تاز ازبكان و تركمن‌ها، كردهای ایل چمشگزك را كه ایل زعفرانلو از آن جمله هستند به این منطقه كوچ داد. از وقایع مهم دیگر قوچان كشته شدن نادرشاه افشار در محلی به نام فتح آباد در سال 1160 هجری قمری است. از حوادث دیگر كشته شدن كلنل پسیان است كه در ذهن معاصرین هنوز زنده است. قوچان بارها در اثر زلزله ویران شده و شهر جدید قوچان در 12 كیلومتری شهر كهنه پس از زلزله سال 1312 ایجاد شده است.
    آثار باستانی و دیدنیهای قوچان 
    قوچان دارای ییلاقاتی زیبا مانند قریه نوروزی، یوسف خان و كلاته گل است که در دره‌ای سرسبز و پرآب قرار گرفته است. قوچان دارای چند غار می‌باشد كه معروف‌ترین آن غار باغچه و در جاده قوچان به درگز (در كناره دهكده آسیب) قرار دارد و درون غار دارای ده شعبه است، اما غار فاقد ستون‌های آهكی می‌باشد. در حد فاصل قوچان- مشهد نیز دو غر آبله و پرده رستم در نزدیك چناران وجود دارد. امام زاده روستای خسرویه، معماری صخره‌ای در روستای كلر، پارك شهر قوچان و موزه مردم شناسی از نقاط دیدنی این شهرستان‌اند.

    مزار سلطان ابراهیم

    این آرامگاه در شهر كهنه قوچان در 12 كیلومتری شهر جدید قوچان در جاده قوچان-فاروج قرار دارد. این امامزاده را برادر حضرت رضا می‌دانند.

    سوابق تاریخی قوچان

    آنچه از تاریخ كهن ایران نمایان است منطقه فعلی قوچان است كه توسط دلیران پارسی متمدن گردیده و به تشكیل امپراتوری (( یوئه چری )) می انجامد ، جزو یكی از دولتهای مقتدر آن زمان بوده كه نام دو هزار سال قبل آن (( آساآك )) یا (( آرسكا )) بوده و در طی دورانهای تاریخی مقر تمدن (( خبوشان )) نامیده  می شد كه در حال حاضر از آن به نام (( قوچان قدیم )) یاد می شود . این منطقه نیمه كوهستانی با آب و هوای سرد و خشك كه دارای زمستانهای طولانی و تابستانهای معتدل می باشد و وجود كوههای سر به فلك كشیده و تپه و وجود استعدادهای بالقوه كشاورزی ، معدنی ، صنایع دستی و … این سرزمین را متمایز كرده است .

    بنابراین لازم است به ابعاد مختلف و ویژگیهای شهرستان قوچان نظری بیفكنیم تا جهت شتاساندن این منطقه حداقل گام لازم را برداشته باشیم .

    جمعیت و تقسیمات اداری كشوری ( قوچان )

    شهر مركزی قوچان در 10 كیلومتری قوچان قدیم ( شهر عتیق ) واقع شده و فاصله آن تا مشهد حدود 130 كیلومتر و تا باجگیران ( مرز ایران و تركمنستان ) 84 كیلومتر است و تا مرز كشور تركمنستان ( عشق آباد ) 118 كیلومتر می باشد و دارای سه بخش مهم : بخش مركزی – بخش قاروج – بخش باجگیران است . جمعیت شهر 75424 نفر و روستا 178944 نفر ، بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسكن در سال 1375 می باشد . در حال حاضر جمعیت كل شهرستان قوچان 236664 نفر ، جمعیت شهری 96403 نفر و جمعیت روستایی 140261 نفر می باشد . وسعت قوچان حدودا 5234 كیلومترمربع می باشد .

    نژاد ، تیره و زبان مردم قوچان

    نژاد مردم قوچان مرتبط به همان آریائیها می باشد كه قبل از اسلام به این منطقه مهاجرت كرده بودند و در ابتدا به زبان فارسی و سپس فارسی دری صحبت می كردند ، البته بعدا این اقوام در اثر حوادث تاریخی و حملات تركها و مغولان از آن اصالت اولیه به در آمده و نتیجتا زبان مردم نیز متنوع گردید .

    مهاجرت اكراد در اوایل قرن یازدهم هجری عامل دیگری در تنوع زبان و تیره بوده ، قابل ذكر است كه مردم قوچان اصالت و بویژه زبان خود را حفظ كرده اند بعنوان مثال مركز شهر و شهر عتیق ( شهر كهنه ) و روستاهای سه گنبد و داغیان و گزل آباد ، مایوان و استاد و … هم اكنون به زبان فارسی تكلم می كنند كه خود بیانگر قدر زبان فارسی در این منطقه است .

    گذشته از آن تركهای مهاجر به این منطقه نیز زبان و نژاد خاص خود را دارند و از همه مهمتر وحدت این اقوام و یكپارچگی آنها در ایجاد فضایی امن و سالم در كنار تنوع زبان و نژاد و فرهنگ است و به قول رئیس جمهور محبوب : (( قوچان كلكسیون و تابلو زیبا از تنوع و تكثر فرهنگها در عین وحدت و یكپارچگی مدیون همان اصل اسلامیت و ایرانی بودن است كه همه قومیتها و تنوع زبانها و نژادها را بهم پیوند داده است . ))

    قابلیتها و استعدادهای كشاورزی و جغرافیایی قوچان

    شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات و دره های متعدد و چشمه های فراوان از پوشش گیاهی متنوعی برخوردار است و در هر حوضه گیاهان خاصی وجود دارد ، شقایق و لاله وحشی از گلهای فراوان كوهستانها و جلكه های قوچان است . گیاهانی با نامهای محلی مانند : چریش ، زیانی گزی و كنگر محلی در كوهستانهای قوچان فراوان و مورد استفاده است .

    در كوههای شمالی قوچان خصوصا در منطقه حفاظت شده ، قوچ ، میش و بز كوهی یافت می شود. شهرستان قوچان بواسطه وجود ارتفاعات كوههای هزار مسجد ، آلاداغ ، شاه جهان در تابستان معتدل و در زمستان بسیار سرد است .

    دره های كوههای این ناحیه پوشیده از نباتات مختلف بوده و برای دامداران محلی مطلوب است .

    موقعیت كشاورزی قوچان بسیار مشهور بوده بطوریكه قوچان را خمیرخانه یا انبار گندم خراسان لقب داده بودند . در قوچان غلات بطور عمده  گندم ، جو ، ذرت ، عدس و گیاهانی از قبیل منداب ، كنجد و گرچك بخوبی بعمل می آید . قوچان دارای تاكستانهای بسیار است و باغاتی از غبیل زردآلو ،گوجه، شفتالو ، سیب و به در جای جای این شهر به وفور به چشم می خورد .

    در این حوزه به منظور حفاظت باغات از سرمای زمستان معمولا تاكها را در پایان پاییز به زیر خاك می خوابانند و در اوایل بهار بمحض جوانه زدن از خاك خارج می نمایند و همانگونه كه در نشریه عمرانی منطقه خراسان آمده است قوچان از نظر كشاورزی و حاصلخیزی و همچنین از لحاظ محصول غله در بین شهرهای شمال خراسان از همه معروفتر می باشد . وسعت كل زمینهای قابل كشت 266785 هكتار و وسعت كشت آبیش 157558 هكتار است . سطح كل مراتع 256615 جمعیت شاغل در بخش كشاورزی به كل جمعیت 41/5 درصد و نسبت سطح زیر كشت به مساحت كاربری اراضی 25 درصد دارای 45 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق ، 140 رشته قنات دایر و 116 چشمه سار و 23 رود فصلی و دائمی است . 95 درصد خاك از نوع شیرین و 5 درصد خاك شور است . پوشش طبیعی این ناحیه حدود 280/000 هكتار است كه شامل 20 درصد مرتع و 3 درصد جنگل و درختهای ارس و 62 درصد زمینهای زراعتی است گندمهایی كه در منطقه قوچان بعمل می آید عبارتند از انواع ارقام فرانسوی – الموت – بزستایا – كرج یك – روشن -  سبلان – سرداری كه بیشتر در مناطق كوهپایه كشت می شود .

    در قوچان غلات به صورت آبی و دیم كشت می شود و محصول آن از لحاظ كمیت و كیفیت قابل توجه است . شهرستان با تنوع كشت زراعی 29 نوع و تنوع باغات 17 نوع ، رتبه اول و دوم در كشت علوفه غلات ، سیب زمینی ، حبوبات و انگور و گردو را در استان داراست و در جمع تولید ردیف هفتم از شهرستانهای استان را دارد .

    موقعیت جغرافیایی قوچان
    قوچان یكی از شهرهای مرتفع شمال شرقی خراسان است،طول شرقی این شهر 58 درجه و30دقیقه عرض شمالی آن 37درجه و7دقیقه است.این شهر را ارتفاعات اصلی البرز كه تاكنون هزار مسجدامتداد یافته وبارشته كوه دیگری تا شمال تبادكان ادامه دارد ،محصور كرده است.

    كوههای معروف قوچان

    كوههای معروف قوچان عبارتنداز:
    آق كمر، سنجربیگ ، آسلمه ، علی بلاغ درشمال وهمچنین كوههای شاهداغی ، امام داغ‌. كوههای قوچان عموماً محل یلاق دامداران است ، در این كوهها (( گون )) كه ازساقه كتیرا استخراج می شود به حد وفوریافت می شود ویكی از منابع درآمد مردم و روانه شدن محققان گیاهان دارویی به كوههای مذكور می باشد.
    به دلیل وجود ارتفاعات هزارمسجد، آلاداغ وشاه جهان به سبب ریزش متوالی برف وباران ، منطقه قوچان دارای چشمه سارهای فراوان ورودخانه های محلی است ، مهمترین رودخانه قوچان رود اترك است كه ازشرق قوچان یعنی ازحوزه آبریزلایه رویان ، یدك والهیان سرچشمه گرفته وپس از تلاقی به آبهای دروخانه یادگار، عمارت وبادخوردرنزدیكی قوچان دربستریتنگ جریان گرفته وپس ازگذشتن ازفاروج وشیروان ومشروب ساختن قسمت عمده ای از آبادیهای خود به سمت شمال بجنوردجاری می گردد وپس از مخلوط شدن با رودخانه های محلی وارد منطقه گرگان شده ومرزایران وتركمنستان را بعنوان مرزطبیعی تشكیل می دهد .این رودخانه در((چات)) به رودخانه دیگری موسوم به سومبارمی پیوندد وبا شیبی ملایم به دریای خزرمی ریزد.طول این رودخانه 500 كیلومتروعرض متوسط آن 20 متر می باشد درتابستان اغلب كم آب و دربیشترقسمتها خشك می باشد.

    رودخانه های قوچان

    رودخانه هایی كه از قوچان سرچشمه گرفته وبه شهرهای دیگر جاری می شوند وبا مصرف دیگر كشاورزی می رسند عبارتنداز:
    1- اترك ، فرق ، رشوانلو
    2- رود استاد وخسرویه ، داغیانی ، چری ، قره شاهوردی ورودخانه شارك ودوربادام كه واردخاك تركمنستان می شود.وجود همین رودخانه ها وكم آبی وخشكسالی روزافزون موجب می شود كه درامر احداث سدهای خاكی وسدهای دیگر همت شود تا آب این سرمایة حیاتی منطقه ، ازدست كشاورزان محروم خارج نشود وبه مصرف بهینه منطقه برسد.

    نقاط ییلاقی قوچان
    قوچان باداشتن هوای معتدل وباغهای فراوان ازجمله شهرهای ییلاقی خراسان محسوب میشود.
    ازاختصاصات این شهر نداشتن بیماریهای بومی است كه این خود ناشی ازمعتدل بودن آب وهوای این منطقه است.

    ییلاقات معروف قوچان درخارج از حوزه شهری عبارت است از:
    خسرویه ـ قره شاهوردی ـ یوسفخان و …
    دره شارك ـ دره دوربادام ـ دره شمخال و…

    پوشش دره ودامنه ها
    سراسردره های این منطقه پوشیده از گیاهان مختلف می باشد كه برای دامداران محل مطلوبی است ، گیاهان دارویی این منطقه نیزعبارتند از : كتیرا ، درمنه تركی ، شه تره ، ترنجبین كه عرقیات گیاهی قوچان بهمین دلیل معروف ودارای خواص گوناگون است .

    خاك
    نوع خاك این منطقه زراعی است وازجنس رسی شنی ـ شنی رسی ـ هوموسی ودربعضی نقاط سیاه می باشد.
    خاك نواحی كوهستانی شمال سیاه وازلحاظ كشاورزی بسیارمناسب است .

    گیاهان روغنی قوچان
    محصول نباتی روغنی قوچان درحال حاضر لوبیای به نام سویا، آفتابگردان ، گلرنگ وگلزاراست .

    صادرات قوچان
    هم اكنون مهمترین صادرات قوچان كشمش ، برگه زردآلو، شره انگورمی باشد كه همه ساله دربسته های استاندارد شده به كشورهای خارجی صادر می گردد.

    دامپروری قوچان
    گله داری ودامپروری ازفعالیتهای مهم تولید مردم قوچان مخصوصاً ایل زعفرانلو وطوایف آن است.
    كیفیت بالای لبنیات قوچان ( شیر ، ماست خشك و انواع ماست ، كشك ، دوغ ، كره ، پنیر، روغن زرد یا حیوانی و… ) حاصل توجه كشاورزان ودامداران این منطقه ومرهون مراتع سرسبز، گیاهان معطروخوشبوی كوهساران است كه به مصرف تغذیه گوسفندان ودامهای منطقه می رسد وبدین لحاظ لبنیات قوچان بسیارمعروف است .

    پرورش گوسفند كردی كه مخلوطی از نژادهای كردی وگرگانی وبلوچی است درنواحی سرد سیرشمال خراسان بخصوص قوچان رایج است .
    گوسفند كردی نژادی گوشتی است وازنظر پرواركردن اهمیت دارد واین مهم ازلبنیات گرفته تا فرآورده های دیگر دامی منطقه محتاج توجه بیشتر وسرمایه گذاری صنعتی دراین منطقه است .

    صنایع دستی قوچان
    ازنظر صنایع دستی درشهرقوچان صنعت پوستین دوزی ، نمد مالی وسفالگری رونق خاصی دارد ، گلیم بافی وچارقدوزی ( نوعی كفش ) ، ساغری ، گیوه و… هنوزمعمول ومتداول است وحیف وصد حیف كه اگر بی توجهی ادامه یابد رو به اضمحلال می رود.

    kurmanj.wordpress.com منبع

     

  • نظرات() 
  • سرخس

    یکشنبه 17 مرداد 1389

    شهرستان سرخس، یکی از شهرستان‌های شمال شرق خراسان رضوی است. ۸۷٬۴۴۲ نفر جمعیت دارد و با وسعتی معادل ‪ ۵٬۴۷۲‬کیلومتر مربع دارای دو شهر سرخس و مزداوند، دو بخش مرکزی و مرزداران و شش دهستان است.

    موقعیت جغرافیایی

    سرخس در گوشه شمال شرقی ایران، در مجاورت ترکمنستان(شوروی سابق)، تقریباً بین دو نصف النهار۳۰ تا ۶۰ و ۱۵ تا ۶۱ درجه شرقی و بین دو مدار ۳۶ و ۳۶ تا ۴۰ درجه شمالی قرار گرفته است. حد طبیعی منطقه را در جنوب، رودخانه کشف رود و حد شرقی را رود تجن (از پیوستن رودخانه هریرود و کشف رود) و حدود طبیعی غربی و جنوب غربی را آخرین امتدادهای ارتفاعات کپه داغ مشخص می‌نماید.

    قبل از اسلام

    از دوره قبل از اسلام سرخس اطلاع درستی در دست نیست اما فردوسی در شاهنامه و در داستان«جنگ هفت گردان»از سرخس چنین یاد کرده‌است.

    به نخجیرگاه رد افراسیاب زیکدست کوه ودگر رود آب
    دگر سو سرخس وبیابان به پیش گله گشته بر دشت آهو و میش

    همچنین در داستان آگاه شدن افراسیاب از طوس وسپاه او می‌گوید:

    میان سرخس است و باورد طوس زباورد برخاست آوای کوس
    اگر همانطور که اظهار نظر کرده‌اند که فردوسی ماخذی از تاریخ ایران شرقی در اختیار داشته ،و از آن تاریخ در اشعار خود استفاده می‌کرده‌است، معلوم می‌شود که نام سرخس از دیرترین ایام تاریخ ما-که هنوز در نقاب تاریکی باقی مانده- وجود داشته‌است.
     
     سرخس در دورا ن اسلامی

    چنانکه تاریخ می‌گوید یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی پس از شکست از اعراب برای تجدید حیات سیاسی خودبه شرق ایران آمد و بالاخره به دست آسیابانی در شهر مرو کشته شد. با توجه به استیلاو اقتدار اعراب بر خراسان و دیگر توابع، در این دوره مرو، شهری آبادبود و نیشابور نیز شهری بزرگ وآبادان،سرخس در نیمه راه این دو شهر از مزایا وسهم خوبی بهره می‌برد. جغرافی دانان ونویسندگان قرن سوم وچهارم به طور مستقیم وغیر مستقیم در باره سرخس چنین ذکر کرده‌اند که،این شهر در آن زمان آبادانی چشمگیری داشته‌است. شاید بتوان فضل بن یحی سرخسی وزیر با تدبیر مامون عباسی را در آبادانی سرخس، در دوره حکومت عباسیان موثر دانست . یعغوبی جغرافی دان قرن سوم هجری در کتاب تاریخ نیشابور صفحه ۱۹ در بار سرخس چنین می‌گوید:سرخس سرزمینی با شکوه وشهرآن بزرگ و در بیابانی ریگزار واقع است و مردمی به هم آمیخته در آن سکونت دارند،عبدالله بن خازم سلمی در زمان خلافت عثمان آن را فتح کرد. صاحب حدود العالم در باره سرخس چنین می‌گوید:سرخس شهری است برراه اندر و اندر میان بیابان نهاده وایشان را یکی خشک رود(فصلی) است که‌اند میان بازار می‌گذردو بوقت آبخیز اندرو آب رود وبس جای با کشت و برز است و مردمان قوی ترکیب اند وجنگی وخواسته ایشان شتر است.

    دوران حکومت سلجوقیان

    سلطان سنجرسلجوقی ازسال۴۹۰تا۵۵۲هجری قمری سال‌ها درمروپایتخت داشت.توقف وی درمرو،نه تنها درآبادانی آن جا اثرکردبلکه درنتیجه امنیت وپیشرفت دراین زمان ،درشهرهای دیگرایران مانندسرخس که همسایه غربی مروبودنیزمحسوس بود.ازآثار سلجوقیان می‌توان به دواثربسیارنفیس،بنام مقبره لقمان بابا و رباط شرف که درمسیر جاده ابریشم قرارداشت ، نام برد.

    لقمان بابا

    مقبره شیخ لقمان که از عرفای قرن چهارم هجری ومعاصرابوسعید ابوالخیر بود ،بنایی است عظیم وبسیار با شکوه ،این بنا ازآجرساخته شده‌است ودارای تزئینات گچی ،گچ بری ،وآجرکاری ممتاز می‌با شد.که پس از گذشت بیش از هشتصد سال هنوزبا ابهت و صلابت خود را در کنار شهر سرخس گردن فرازی می‌کند.

    رباط شرف

    بنای بسیار جالب دیگری در حدود ۴۰ کیلومتری شهر سرخس و در کنار جاده ابریشم (جاده قدیم نیشابور،سرخس،مرو)قرار دارد.این بنای زیبا ،رباطی(کاروانسرای)است مشهور به رباط شرف و بی شک یکی از شاهکارهای دوران سلجوقیان به حساب می‌آید. رباط دارای دو بخش مجزا و دو حیاط مستقل می‌باشد که در هر یک از آن‌ها ایوان وطاق‌های متعددی ودر هر یک مسجدی با محراب برای نمازگزاران وجود دارد

     سرخس در زمان افول حکومت سلجوقیان

    بعد از شکست واسیر شدن سلطان سنجر سلجوقی به دست غزه‌های حوالی بلخ ،بیابان نشین‌های ترکمن مانند مور وملخ به خراسان ریختند و بلاد آباد آن که هر یک نمونه بارز عالم تمدن و از جهت عمارت وجمعیت ،در آن زمان کم نظیر بود،پایمال سم اسبان این جماعت غارتگر شد. در این حادثه ،سرخس خط مقدم این حوادث بود واز دستبرد غزان،مصون نماند وبوسیله این قوم غارت شد.

     سرخس در قرن هفتم و هشتم

    در قرن هفتم هجری،شهرهای خراسان در برابر سیل خروشان سپاهیان مغول از هم پاشیدند وبه نیستی گرایید.تولی خان پس از تسرف مرو،از سرخس عازم نیشابور شد ،که ظاهرا سرخس نیز از این تهاجم بی نصیب نمانده‌است. حمدالله مستوفی در نیمه اول قرن هشتم هجری،تقریبا ۱۲۰ سال پس از حمله مغول ،در باب سرخس می‌گوید:سرخس از اقلیم چهارم است.دور بارویش پنج هزار گام است وقلعه‌ای محکم از خاکریز دارد وهوایش گرمسیر است.

    سرخس در دوران قاجاریه

    بعد ازجنگ‌های ایران و روسیه، عباس میرزا پس از برقرار کردن امنیت نسبی در شرق ایران ، مامور امنیت شمال شرق کشور شد و در سال ۱۲۴۸ به سوی سرخس رفت و با پا فشاری زیاد قلعه سرخس را از ایل سالور(ترکمن)گرفت،باروی آنجا را خراب کرد واغلب مردم آنجا را کشت.

     سرخس نو پا یا سرخس ناصری

    بعد از این که برج و باروی سرخس در زمان عباس میرزا به کلی خراب شد،در زمان ناصرالدین شاه و در فاصله تقریبی نیم میل در سمت چپ رودخانه تجن-در مکان تقریبی سرخس قدیم- قلعه عظیمی به شکل کثیر الاضلاع ساختند که به قلعه ناصری موسوم گشت.قلعه برای دفاع خود در برابر ترکمن‌های ناحیه مرو دارای ۲۴ برج داشت که مجهز به وسایل استحفاظی و توپ جنگی بود. اولین اروپایی که از قلعه ناصری دیدن کرد،شخصی از کشور فرانسه به نام بلوک ویل (bloqu ville)در سال ۱۲۷۷ ه.ق بود. روسیه نیز بعد از اقدامات عباس میرزا و در زمان ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۱ ه.ق ،برای نفوذ خود در ترکمنستان ، در محل خرابه‌های سرخس قدیم و در کنار رودخانه تجن ،قلعه نظامی به نام سرخس روس بنا نهاد.اولین اروپایی که از سرخس روسیه دیدن کرده‌است ،افسرفرانسوی جوانی به نام کنت دوشله(cont de cholet ) است.

    سرخس در آغاز قرن ۱۴ هجری قمری

    وقتی سرخس چشم به قرن حاضر گشود،شهری کوچک بود،منزوی و دور افتاده که حد شرقی آن بر اساس توافق مرزی بین ایران وروسیه به رودخانه تجن محدود می‌شد.مقارن همان ایام روس‌ها زمین‌های را که در مغرب رودخانه از سال‌های پیش در اختیار گرفته بودند به ایران واگذار کردند. قسمتی از این اراضی در نوار مرزی به جنگل جهانبانی معروف است که هم اکنون در اختیار سرخس ایران می‌باشد.در سال ۱۳۴۶ جاده‌ای به طول ۱۸۲ کیلومتر از مشهد تا سرخس کشیده شد و آسفالت آن تا سال ۱۳۵۰ مورد بهره برداری قرار گرفت که احداث این راه به منزله نقطه عطفی در تاریخ معاصر سرخس به شمار می‌آید. سرخس از نظر استراتژیک و ژئوپلتیک در خراسان رضوی و بلکه کشور بسیار مهم است و به نوعی مهمترین نقطه بزرگراه ابریشم، محل اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب جهان، است. یکی از سه گمرک بزرگ ترانزیتی ایران و راه‌آهن بین‌المللی مشهد-سرخس-تجن (محور طلایی) در سرخس واقع است.

    منطقه ویژه اقتصادی سرخس کانون مبادلات تجاری به کشورهای آسیای میانه، ‪ CIS‬و کشورهای عضو اکو است. این منطقه ویژه دارای فضاهای تجاری، بازار دوستی، سردخانه، فرودگاه بین المللی الماس و سایر امکانات می‌باشد و تاکنون آستان قدس رضوی ‪ ۵۰۰‬میلیارد ریال در این مکان سرمایه‌گذاری کرده‌است.

    از دیگر ویژگیهای سرخس وجود سد دوستی است که برروی رودخانه مرزی هریرود باذخیره آبی‌ سالانه ‪ ۸۲۰‬میلیون مترمکعب و دریاچه‌ای به وسعت ‪ ۳۷‬کیلومتر مربع می‌باشد که توسط ایران و ترکمنستان بطور مشترک ساخته شده‌است.

    پالایشگاه گاز شهید هاشمی‌نژادخانگیران، که روزانه با بیش از ‪ ۵۰‬میلیون متر مکعب تولید، گاز مصرفی شش استان خراسان رضوی، شمالی، جنوبی، مازندران ، گلستان و سمنان را تامین می‌کند، در این شهرستان واقع است.

    سرخس دارای معادن غنی ذغال سنگ است و معدن ذغال سنگ «آق دربند»، تامین کننده بخشی از ذغال سنگ کارخانجات کشور است.

    مزار شیخ لقمان سرخسی عارف قرن چهارم هجری شمسی، پل خاتون و رباط شرف مربوط به دوران سلجوقیان، غار مزدوران، دریاچه و غار بزنگان از جاذبه‌های گردشگری سرخس است.

    ‪ ۲۵‬هزار هکتار اراضی دیم و آبی سرخس که با تکمیل کانال پایاب سد دوستی، ‪ ۲۵‬هزار هکتار به آن اضافه می‌شود، از دیگر توانمندیهای این شهرستان است.

    در شهرستان سرخس ‪ ۱۷۰‬هزار تن انواع محصولات کشاورزی تولید می‌شود.

    www.mums.ac.ir منبع

  • نظرات() 
  • یکشنبه 17 مرداد 1389

    news.pconline.ir منبع
     

  • نظرات() 
  • درگز

    یکشنبه 17 مرداد 1389

    تاریخچه شهرستان درگز

     

    شهر درگز ، شهری با سابقه درخشان تاریخی ، شهری كه قبلاً به نام  ابیورد معروف بوده و در تاریخ  فكر و تمدن اسلامی به تعدادی از اندیشمندان و بزرگان برخورد می كنیم كه عنوان ابیوردی را با خود داشته اند . شهری كه خاوران نام داشته و از مناطق باستانی پارتهای قدیم در خراسان بوده ،در 3 كیلومتری همین شهر آثار و بقایایی موجود است كه به پنج هزار سال قبل از میلاد می رسد ، یعنی سابقه شهرنشینی و مدنی درشهر درگز به حدو د هفت هزار سال پیش می رسد ، یعنی درگز وارث یك تمدن هفت هزار ساله می باشد . »
     

    شهرستان درگز از جمله شهرستانهای شمال استان خراسان است كه بین29.58 تا37.59طول جغرافیایی و 43.37تا 55.36عرض جغرافیایی واقع شده است .

    از شمال به جمهوری تركمنستان  و از شرق به شهرستان مشهد ، از جنوب به شهرستانهای چناران   و قوچان و از مغرب به شهرستان قوچان محدود است .

    وسعت آن 4194 كیلومتر مربع معادل 4/1 درصد مساحت كل استان است . درگز در فاصله 123 كیلومتری شهر قوچان و 258 كیلومتری شهر مشهد قرار گرفته است . ارتفاع آن از سطح دریا 480 متر می باشد .

    این شهرستان با جمهوری تركمنستان حدود 25/155 كیلومتر مرز مشترك دارد . شهرستان درگز عمدتاً كوهستانی می باشد و فقط دشت درگز در میان رشته كوههای  هزار مسجد پست و هموار است . دو رودخانه دائمی به نامهای درونگرو حاتم قلعه ( زنگلانلو ) با آبی هر كدام حدود 800 لیتر در ثانیه و دو رودخانه فصلی به نامهای كال شور صداقت و گرنی  در آن جریان دارند .

    در كتابها و منابع و اسناد تاریخی  از درگز با نامهای داراگرد    نیسایا ( نساء ) آپاوارتاكی ابیورد  و نساباورد و نسادرون و ابیورد و خاوران یاد شده است .

    درگز از سال  1329  در تقسیمات كشوری شهرستان شده است .

    شهرستان درگز دارای چهار بخش ( مركزی ، چاپشلو ، نوخندان و لطف آباد )  شش دهستان ( تكاب ،  قره باشلو ، میانكوه ، دیباج ، درونگر و شهرستانه ) 4 شهر می باشد .

     

    اطلاعات جمعیتی شهرستان درگز

    كل جمعیت شهرستان درگز 79240 نفر می باشد . كه از این تعداد جمعیت44875 نفر شهری و 34365نفر روستایی  می باشند که 56.6 درصد راجمعیت شهری و 43.3 در صد را جمعیت روستایی تشکیل می دهند.

    میزان موالید خام این شهرستان 15 درهزار و میزان مرگ خام آن 6 درهزار است که میزان رشد طبیعی جمعیت این شهرستان 0.8 درصد است .

    میزان تراکم نسبی یا نفر در کیلومترمربع شهرستان 18.5 می باشد.

    از کل جمعیت شهرستان 1.6 درصد را جمعیت زیر یک سال و 6.3 درصد را جمعیت بالای 65 سال،تشکیل میدهند.
     
     
    جغرافیای تاریخی و پیشینه شهرستان درگز
     
    شهر و ناحیه درگز از دوران پیش از اسلام تاكنون داراگرد ، نسیایا ، آپاوارتاكن ، باورد ، ابیورد ، اتك ،نسایا ، نسا ، درون ، خاوران و دریجز نامیده  می شده است .

    ناحیه درگز در گذشته یكی از نقاط مهم باستانی پارت و خراسان بود كه به موجب قرارداد ننگین آخال 1261 هـ . ش / 1882 م ، كنارة آباد و تاریخی آن ، از تجن تا نزدیكی عشق آباد ، از ایران جدا شده و جزء تركمنستان گردید .

    درباره نامگذاری این شهرستان ،  تا كنون داوری های گوناگونی داده شده است . شماری گفته اند چون در این ناحیه بیشه و درخت گز زیادی وجود داشته ، به « دره گز » سرشناس شده است ، كه این نامگذاری درست نیست .

    داوری درست تر ،‌ از سده  3 پ . م ، یعنی زمان اشكانیان  است . پس از آن كه اشكانیان   علیه سلوكیان برخاستند ، اشك اول ( ارشاك ) در ضمن نبرد كشته شد ، ولی برادرش تیرداد   به پیروزی رسید و شهری به نام داراگرد ،‌ در پارتیای اصلی بنیاد گذارد . آپاوارتاكن ، كه بعضی   آن را پارتیای اصلی و شماری پارتیای ویژه نوشته اند، به ناحیه شمال پارت گفته می شود.

    پیرنیا بر پایه نوشته های تاریخ و جغرافی نگاران  پیشین ، پارت اصلی را كوهستان و دشت كردان در خراسان  و اتك و به بیان دیگر بین بیابان مشهد و كویر خوارزم دانسته است .

    بنابراین نواحی درگز ، بجنورد ،‌ اسفراین ،‌  قوچان ، شیروان و كلات در قلمرو  پارت اصلی  قرار داشته است . ایزیدورخاراكسی كه در  سده 3 پ . م  می زیست ،‌ محل شهر دارا را در  شمال پارت تعیین كرده و  به آن  « آپاوارتانن » گفته اند .

    ژوستن ( سده 2 پ . م ) محل این شهر را در            دامنه كوه زاپاتنن و پلین ،‌ دانشمند رومی  ( سده 1 پ . م ) در دامنه كوه آپاوارتن دانسته اند . ژوستن ،‌آپاروارتن ، كوه ابیورد كه در             گذشته باورت / بااورت و سپس باورد  می گفتند ، دانسته است .

    دایرة المعارف اسلامی ،‌ ابیورد را سرزمین نیاكان اشكانی و محل شهر دارا را در آن جا تعیین كرده است . بنابراین بایستی شهر « دارا » در دامنه كوههای درگز قرار داشته باشد .

    از آن جا كه به گفته پلوتارك  و تائیدهارولد لمب ، نویسنده كتاب قدم به قدم با اسكندر ، دارا ،  آخرین پادشاه هخامنشی در این ناحیه كشته  شده است ، اشكانیان نام پایتخت نخستین خود را  « داراگرد » نهاده اند . « گرد » در   روزگار كهن ،‌ به معنای شهر بوده ، واژگان  سیاوش گرد ،‌ پیروزگرد ، بروگرد ( بروجرد ) ،  بیژن گرد ، خسروگرد و بیانگر نام سازنده   و شهر است و داراگرد یعنی شهر دارا نیز روی همین معنا پدید آمده است .

    در روزگار ساسانیان تغییرات زیادی در حد و  حدود شهرهای این منطقه صورت می گیرد و ابیورد كه شامل منطقه وسیعی بوده و تا دامنه كوههای درگز  گسترده بوده است ، مركزیت پیدا می كند .

    حاكم ابیورد را « بهمنه »  می نامیدند كه به صلح تسلیم مسلمانان شد . پس از تسلط اعراب این سرزمین یكی از پایگاههای مهم مسلمانان قرار گرفت .

    بعضی از محققان این چنین اظهار نظر كرده اند كه در قلعه داراگرد كه در زمان ساسانیان مركز روحانیون زرتشتی و دارای ضرابخانه  بوده است ،‌ در اواخر  قرن اول هجری قمری سكه  ضرب شده است .

    حدود منطقه ابیورد در این زمان  از سرخس تا نسا گسترده بوده است . این سرزمین كه در  انتهای دشت قراقوم بر سر راه قبایل مختلف  مهاجم دشتهای داخلی آسیا در ابتدای اولین  خطه جلگه های حاصلخیز خراسان قرار گرفته  است ،‌ بنابر موقعیت طبیعی و نظامی از دیر باز محل كشمكشها و زد و خوردهای  اقوام مختلف بوده است .

    با سقوط سامانیان دفاع ولایات شمالی ایران در برابر حملات  چادر نشین ها به سستی گرائید  و هجوم صحرا نشینان آسیای مركزی به                 خراسان فزونی گرفت . به روزگار سلطان محمود غزنوی تركمانان ( غزان ) به  منطقه نسا و ابیورد و درگز هجوم آوردند و در این شهرها سكنی گزیدند و تركی  شدن این نواحی آغاز گردید .

    محققان محلی دوران سلجوقیان  و اوایل خوارزمشاهیان را  دوره شكوفایی خاوران ( ابیورد را از قرن 4 به بعد خاوران  می گفتند ) نامیده اند ، شیخ محمد شهرستانی ،‌ انوری ابیوردی ، اسعد مهنه یی و   از این سرزمین برخاستند .

    به همت اینان خاوران یكی از مراكز علمی شد .

    به روزگار چنگیز ، پسرش  « تولی » ابیورد   را تصرف كرد و به نهب و تاراج اهالی  پرداخت و آن شهر زیبا را كه در آن  عالمی  از عمارات موج می زد با خاك یكسان نمود  و اكثر مردم را از دم تیغ گذراند .

    البته ابیورد در نهضتهای شیعه كه در اواخر دوران  بنی امیه در سراسر خراسان صورت  گرفته بود سهمی بزرگ داشته است و نیز در  قیامهای  علیه حكام عباسی در قرن سوم هجری شركت جستند .  

    در زمان خلافت هارون  185 ق . شخصی به نام ابوالخسیب بر ضد عباسیان و عامل آنان  در خراسان قیام كرد و بر  ابیورد تسلط پیدا كرد .  

    این شهر با این همه عظمت  و بزرگی پس از  هجوم مغولان  و بعد از او تیمور ورونق خود را از دست داد و از اواخر قرن هشتم كه شهرها و آبادیهای این منطقه مورد تجاوز و اشغال ازبكان قرار گرفت دوران قدرت آن  شروع گردید .

    در اوایل عصر افشاری ساختن مسجد بزرگی  در مولود آباد ( زادگاه نادر ) و برخی   ساختمانها در شهر نشانی از گسترش و  رونق  درگز می باشد ،‌ ولی  ویرانی هایی كه ناشی از تهاجمات اقوام همسایه بود ،‌ همراه با عدم توجه حكومت مركزی وخصوصاً  جدایی قسمت آباد  و تاریخی آن ( با 9 هزار خانوار جمعیت و 24 شهرك و روستا )  كه نام ابیورد را نیز با خود دارد ،‌ توانائی های این شهر  را به فراموشی سپرد . اكنون اندك آثار به جا مانده  در شهر درگز مربوط به حاشیه باز یكی از دامنه كوههای هزار مسجد ( درگز فعلی ) می باشد . در حالیكه آثار تاریخی بی نظیری از دورهاشكانیان و دوران اسلامی در آن سوی مرزها قرارگرفته است .

     

    www.mums.ac.ir منبع

  • نظرات() 
  • یکشنبه 17 مرداد 1389

    رود شصت دره که از کوه شصت دره (در حدود سی کیلومتری شمال غربی شهر تربت حیدریه ) سرچشمه می گیرد و با جهت شمالی ـ جنوبی ، پس از آبیاری زمینهای مزروعی غربی و جنوبی شهرستان ، در شمال گناباد به رود کال شور می ریزد؛ و رودهای فصلی کال عُریان و کال باغ (آب فیض آباد).

    شهرستان تربت حیدریه از گیاه بنه، خاکشیر،کاکوتی، گون کتیرا، روناس و رستنیهایی برای چرای دام دارد. درخت توت دربرخی از نواحی، برای استفاده از برگ آندر پرورش کرم ابریشم،غرس شده است.از زیا دارای قوچ، میش، بزکوهی، آهو، گرگ، روباه شغال خرگوش و پرندگانی چون کبک، تیهو، هوبره و سینه سیاه است.

    محصولات عمده این شهرستان گندم، جو،چغندر قند، تره بار، زعفران، و زیره سبز است و از محصولات باغی انگور،آلو سیب و بادام دارد.به لحاظ داشتن چراگاهای طبیعی در دشتها و دامنه کوهها، گوسفند و بز و گاو و شتر در آنجا پرورش داده می شود.تولید ابریشم در آن از دیرباز متداول بوده است، به طوری که سالانه حدود پنجاه تن تولید ابریشم دارد.ابریشمو پشم و گوشت آن صادر می شود (جغرافیای آبادیها،ج 43، ص 41-42).صنایع دستی آن قالی و قالیچه است و سالانه حدود چهل هزار تخته قالی آن صادر می شود. کارگاههای پشم ریسی، نمد مالی، ابریشم کشی و ابریشم تابی در آن احداث شده است (همان ، ج 43، ص 42؛ خسروی ، ص 302). معدن سنگ ساختمانی در پیشکوه (در حدود سه کیلومتری مغرب شهر تربت حیدریه ) و معادن کرومیت در کدکن و نوبهار و سنگ آهک در اِسفیوخ دارد ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 43، ص 41). منطقه ای زلزله خیز است . راههای اصلی تربت حیدریه ـ مشهد، تربت حیدریه ـ کاشمر، تربت حیدریه ـ گناباد و تربت حیدریه ـ خواف از آن می گذرد.

    در 1316 ش طبق قانون تقسیمات کشور، شهرستان تربت حیدریه در استان نهم (خراسان ) تشکیل شد و بخشهای آن تربت حیدریه (بخش مرکزی یا حومه )، فیض آباد، رشتخوار و خواف ـ کدکن تعیین شد.

    2) شهر تربت حیدریه ، مرکز شهرستان تربت حیدریه (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش 647 ، 94 تن ). در

    ارتفاع حدود 350 ، 1 متری ، در ولایت قدیمِ زاوه ، در حدود165 کیلومتری جنوب شهر مشهد واقع است . فاصلة آن با شهر کاشمر در مغرب حدود 76 کیلومتر، با شهر گناباد در جنوب غربی حدود 125 کیلومتر، و با شهر باخرز در مشرق حدود 115 کیلومتر است . از طریق سنگان ــ که در حدود 210 کیلومتری مشرق آن است ــ به شهر تایباد متصل می شود.

    بیشترین دمای این شهر در تابستانها حدود °40، کمترین آن در زمستانها حدود °10- و میانگین بارش سالانة آن حدود 250 میلیمتر است . رود شصت دره ، از مغرب شهر می گذرد. چشمة آب قنداب در شمال شهر معروف است . گردنة شُترگَردَن در حدود هجده کیلومتری شمال شهر واقع است . در مرکز شهر بر روی تپه ای به ارتفاع حدود یازده متر پارکی احداث شده است . شهر بازار سرپوشیده دارد (خسروی ، ص 299،301). شهرک جدیدالاحداث ولیّعصر در شمال شهر قرار دارد و طرح یک شهرک صنعتی در جنوب شرقی شهر در دست اجراست (همان ، ص 305). ساکنان شهر شیعة دوازده امامی اند و به فارسی با گویش تربتی سخن می گویند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 43، ص 43).

    برخی از آثار مهم و تاریخی شهر تربت حیدریه عبارت اند از: مزار قطب الدین حیدر * که به دستور قاضی محمود تربتی در 1023 بنا شده است ؛ مسجدجامع قدیم متعلق به دورة صفوی که در 1040 به اهتمام شخصی به نام خواجه عبداللّه ساخته شده و ایوان اصلی متصل به شبستان آن هنوز باقی است ؛

    مزار شیخ ابوالقاسم گورکانی در حدود سه کیلومتری جنوب شهر؛ کاروانسرایی در نزدیکی مزار قطب الدین حیدر؛ رباطی در بازارچة شهر در محلة معروف به میدان ؛ مسجد جامع جدید، که ظاهراً در دورة احمدشاه (1327ـ1342) در میدان مرکزی شهر در جای مسجدی قدیمی بنا شده است (خسروی ، ص 380، 397).

    پیشینه . نام تربت حیدری یا تربت حیدریه ، نخستین بار در نیمة اول قرن نهم با عنوان «قریة تربت مقدسة مزار شیخ قطب الدین حیدر» در ولایت زاوه و مَحوِلات (امروزه «مَه وِلات » که دهستانی است در بخش فیض آباد) ضبط شده است (حافظ ابرو، ج 2، ص 41). اما ظاهراً از اوایل قرن هفتم اهمیت یافته ، یعنی از زمانی که قطب الدین حیدر در آنجا به خاک سپرده شده است . در آن زمان تربت (مزار) شیخ در حدود سی کیلومتری مغرب شهر قدیمی زاوه قرار داشته ( رجوع کنید به خسروی ، ص 322) و احتمالاً خانقاه او بوده و بتدریج در پیرامون آن بازار و مسجد و رباطهایی احداث شده است . خواندمیر (ح 880 ـ 942) تربت را یکی از چند «محال » ولایت زاوه ، و قصبه ضبط کرده است (ج 2، ص 332). از دورة صفویه تربت با نامهای «حصار» و «قلعه » و «تربت » در کتابها آمده است . در 905 مظفرحسین میرزا، حاکم سبزوار، در جنگ با محمدحسین میرزای بایسنقر، حاکم استرآباد، شکست خورد و به قصبة تربت رفت (همان ، ج 4، ص 251). در دورة شاه اسماعیل اول صفوی (907 ـ 930) تربت به صوفیان خلیفه واگذار شد ( جهانگشای خاقان ، ص 595). در 974، هنگامی که شاهزاده محمدمیرزا عازم خراسان شد، در نزدیکی تربت ، عبداللّه خان ازبک ، حاکم ماوراءالنهر، با چهل هزار قشون راه را بست ؛ وی نیز به قلعة ویرانِ تربت پناه برد (روملو، ج 12، توضیحات نوائی ، ص 701ـ702). در 985 سلطان محمد خدابنده در جنگ با ازبکان ــ که با سی هزار سوار به خراسان یورش آورده بودند ــ به قلعة تربت رفت و سرانجام ازبکان ناکام ماندند (روملو، ج 12، ص 650). در دورة صفوی ، تربت به لحاظ دارا بودن رودهای پرآب و چراگاهها و دشتها، که برای سواران و چهارپایان بویژه اسب مناسب بود، و نیز به لحاظ قرار گرفتن در مسیر جادة هرات ــ که اغلب ازبکان از آنجا به ایران حمله می کردند ــ اهمیت سوق الجیشی یافت ، به طوری که اسکندربیک ترکمان (ج 1، ص 284) در بارة قلعة هرات و قلعة تربت نوشته است که هرگاه قلعة تربت در شش ماه گشوده نشود، تسخیر قلعة هرات «که از قلاع مشهورة آفاق است » در عرض یک سال میسر نخواهد بود.

    در اوایل دورة قاجار، اسحاق خان قرایی (متوفی 1231) در تربت حیدریه حکومت می کرد. وی دورتادور آن را حصار کشید و به ساختن کاروانسرایی پرداخت که بعداً تبدیل به قلعه ای مربع شکل شد. در آن زمان تربت حیدریه دهکده ای بیش نبود (شیروانی ، ص 189؛ اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 670ـ671). ظاهراً بنای شهر جدید را در اواخر قرن دوازدهم اسحاق خان گذاشته و به گفتة محمدرضا خسروی ــ که کتابش در 1366 ش به چاپ رسیده ــ تا این اواخر، شهر را به نام سازندة آن «تربت اسحاق خان » می خواندند (ص 71). ظاهراً پس از کشته شدن اسحاق خان در دورة فتحعلی شاه ، جمعیت شهر کاهش یافته ، به طوری که در اواخر دورة ناصرالدین شاه (1264ـ1313) به بیش از دو هزار تن نمی رسیده است (اعتمادالسلطنه ، ج 1، ص 669). در دورة ناصرالدین شاه ، کلنل ییت از تربت حیدریه دیدن کرده و جمعیت آن را پانصد خانوار ضبط کرده و نوشته است : تربت دارای ارگی ویران با کاروانسرایی در جنوب غربی آن و بازاری به طول حدود 135 متر است ، روزگاری شهرت شهر به سبب تولید ابریشم بود که بر اثر پیدا شدن آفت کرم ابریشم تولید آن آسیب فراوان دید، اما تجارت پشم و برگة هلو و زردآلو رونق داشت و از هند چای و نیل و قلع و ورقه های مسی به آن وارد می شد (ص 54 ـ 56). در 1320 ش ، در شورش صولت السلطنه هزاره در خراسان ، تربت حیدریه مدتی به دست شورشیان افتاد (بیات ، ص 52).

    hesar1344.blogfa.com منبع

  • نظرات() 
  • مشهد

    یکشنبه 17 مرداد 1389

    تاریخچه شهر مشهد:

    مهمترین عاملی كه در طول تاریخ در شكل گرفتن محل سكونت كنونی مشهد مؤثر بوده است، موقعیت طبیعی حوضه كشف رود و رودخانه اترك می باشد. با در نظر گرفتن این عامل به عنوان امری نسبتاً ثابت برای جذب جمعیت، می توان تأثیر عوامل تاریخی و سیاسی و اجتماعی و مذهبی را در دوره‌های مختلف بررسی نمود.
    حوضه رودخانه كشف رود در تمام دوره اسلامی و حتی در دوره پیش از اسلام از مراكز عمده سكونت در خراسان شمالی بوده است. در دوره اسلامی مهمترین و پرجمعیت ترین سكونتگاه، حوضه كشف رود ولایت توس بوده كه مركز آن شهر تابران بوده است. به مرور زمان از اهمیت شهرهای تابران و نیشابور كاسته و آبادیهای جدیدی به اسامی نوغان و سناباد رشد نمودند. سناباد در 2 كیلو متری نوغان قرار داشته و كاخ حمید بن قحطبه طلائی والی خراسان كه اكنون عمارت آستانه شهر مقدس مشهد است در میان باغ بزرگی در این دهكده قرار داشته است.
    در بهار سال 193ه - ق هنگامی كه هارون جهت سركوب شورشی در سمرقند به نوغان رسید مریض و سپس فوت نمود وی وصیت نموده بود پس از مرگ او را در باغ مجاور محل اقامتش دفن نمایند . مآمون جانشین هارون پس از گذشت چند سالی از خلافتش در اثر طغیانی كه علیه وی در عراق پدید آمد به قصد آنكه تمایل شیعیان را به خود جلب كند «حضرت رضا(ع)» را به ولایت عهدی نامزد كرد. حضرت رضا (ع) پس از یكسال اقامت در مرو عازم بغدادشدند، وقتی به قریه نوغان رسیدند به منزل امیر سناباد وارد و در آنجا مسموم و در سال 202یا 203 ه-ق پس از سه روز وفات یافته و پیكر مطهرشان در باغ حمید بن قحطبه در 1/5كیلومتری قریه سناباد مدفون شد ،‌ازهمان زمان نقطه مذكور به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت.

    تحولات مشهد در دوره رضاخان (1300-1320ه-ش):

    عده ای از متخصصین مسایل شهری، مقطع زمانی 1300تا پایان حكومت قاجاریه و آغاز حكومت رضاخان را شروع تحولات اساسی در روند «شهر نشینی » و «شهرگرایی» در ایران دانسته و بافت فیزیكی ماقبل1300 را بافت تاریخی و گسترش های بعدی را كه در فراسوی حصار و دیوارهای قدیمی شهرها اتفاق افتاده «بافت جدید »می دانند كه روند شكل گیری آن در طول زمان تغییر كرده است.
    دخالت در بافت كالبدی آن نیز با كشیده شدن خیابانهای جدید بر بافت تاریخی مثل خیابانهای طبرسی ،‌امام رضا ،‌بهار و غیره آغازگردید.
    علاوه بردخالتهای فیزیكی فعالیت های دیگری نیز در زمان رضاخان در شهر مشهد انجام گرفت و زمینه رشد فیزیكی شهر را فراهم نمود كه مهمترین آنها عبارتند از :‌تأسیس بیمارستان امام رضا(ع) در سال 1313تاسیس كارخانه قند آبكوه در سال 1314، تاسیس دانشكده پزشكی در سال 1318و غیره.
    خریداری اولین كارخانه برق در سال 1315و نصب آن در خیابان طبرسی ورود ماشین به شبكه حمل و نقل درون شهری با 2دستگاه اتوبوس در سال 1318،‌جایگزینی تدریجی آن به جای درشكه از اقداماتی است كه در طی سالهای (1300-1320) در شهر مشهد انجام گرفت و نقش مهمی در رشد فیزیكی شهر داشت. مشهد در اولین سرشماری عمومی كشور كه درسال 1318از چند شهربه عمل آمددارای 76471نفر جمعیت بوده است .

    تحولات شهر مشهد دردوره محمدرضاپهلوی (1320-1357ه-ش):

    مشهد از شهریور 1320 كه مصادف با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراكز نظامی و نیز خشك سالی های جنوب خراسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس دانشگاه مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود كه در رشد جمعیت نقش داشته اند .
    به دنبال دگرگونیهای سیاسی، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تكنیكی به ویژه مجهز شدن شبكه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید ( افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه ، ورود تعداد 10 دستگاه تاكسی در سال 1328 كه تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت ) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبكه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانك رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند كه دست به دست یكدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریكه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است .
    از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی كشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحكم شدن سیاست‌های تجاری - اقتصادی و فرهنگی ، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش ، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری كه جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسید مه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است .

    همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 كیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت .توسعه شبكه حمل و نقل هوایی، تاسیس كارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند كه در توسعه فیزیكی شهر مشهد موثر واقع شدند.

    مشكلات ناشی از رشد جمعیت ، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی ، توسعه نامنظم شهر و سایر مشكلات عمومی باعث گردید كه تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به مهندسین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یك دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.
    در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 كیلومتر مربع افزایش می‌یافت .

    همگام با مراحل تهیه طرح جامع و تفضیلی, شهر از نظر فیزیكی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریكه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت .درطرح جامع ، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد كه تعداد زیادی از بازارچه‌ها ، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مسكونی تخریب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه‌های تخریبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

    تحولات شهر مشهد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (1357):

    كشور ایران در دهه 1350 آبستن تحولات سیاسی عظیمی بود كه در سال 1375 به پیروزی انقلاب اسلامی و دگرگونی ساختار سیاسی - حكومتی كشور منجر گردید. اثرات انقلاب در ابعاد شهری شامل: تصویب قانونی اراضی موات شهری(1357) تصویب قانون زمین شهری (1358) تصویب قانونن زمین شهری (1361) طرح مجدد الگوی نوشهرها (1364) و... بود كه بر كیفیت شهرنشینی تاثیر بسزایی داشت. سال 1375 به دلیل وقوع كودتای ماركسیستی در افغانستان حدود 000/557 نفر از مهاجرین افغانی در خراسان ساكن شدند كه از این تعداد حدود 296500 نفر (53/2 %) در شهر مشهد به ویژه در حاشیه قلعه ساختمان و گلشهر سكنی گزیدند. همچنین در نتیجه وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران عده ای از مهاجرین جنگ تحمیلی وارد خراسان و به ویژه شهر مشهد شدند. عوامل فوق به همراه مهاجرتهای روستا - شهری دست به دست هم داده و باعث رشد سریع جمعیت شهر در این دوره گردید به طوری كه جمعیت از 667/770 نفر درسال 1355 به 1/462/50 نفر در سال 1365 با نرخ رشدی معادل 8 % در سال افزایش یافت كه بالاترین نرخ رشد جمعیت شهری در ایران بوده است.
    مساحت شهر نیز در این دوره (65-1355) از 78 به 220 كیلومتری با نرخ رشد معادل 11 % در سال، افزایش یافت.

    مشهد از شهریور 1320 كه مصادف با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین به دلیل وجود ناامنی در مناطق روستایی و امنیت مناسب در مشهد به علت وجود پادگانها و مراكز نظامی و نیز خشك سالی های جنوب خراسان بویژه در سال زراعی 1326-27و تاسیس دانشگاه مشهد درسال 1326 ه-ش پذیرای جمعیت زیادی بود كه در رشد جمعیت نقش داشته اند.
    به دنبال دگرگونیهای سیاسی، اقلیمی و آموزشی فوق، تحولات تكنیكی به ویژه مجهز شدن شبكه حمل و نقل درون شهری به وسایل نقلیه جدید (افزایش اتوبوسها از 2 دستگاه به 77 دستگاه، ورود تعداد 10 دستگاه تاكسی در سال 1328 كه تا سال 1324 به 200 دستگاه افزایش یافت) و از همه مهمتر برقراری ارتباط بین مشهد و تهران از طریق شبكه راه آهن در سال 1336 ه-ش و نیز پرداخت وام به دارندگان زمینهای وقفی توسط بانك رهنی در سال 1336 ه-ش از عواملی بودند كه دست به دست یكدیگر داده و جمعیت شهر مشهد در سال 1335 ه-ش به 241989 نفر رسانده است بطوریكه رشد سالانه جمعیت در طول 16 سال (1319-1335 ه-ش) به طور متوسط 2% بوده است.
    از حدود سال 1335 ه-ش به دلیل تغییرات اساسی در ساخت اقتصادی كشور به ویژه درآمد حاصل از فروش نفت، مستحكم شدن سیاست‌های تجاری-اقتصادی و فرهنگی، گسستگی نظام ارباب رعیتی به دنبال اجرای اصلاحات ارضی در سا ل 1342 ه-ش، رشد جمعیت نیز دچار تغییر و تحولاتی اساسی گردید به طوری كه جمعیت شهر از 241998 نفر در سال 1335 ه-ش به 409616 نفر در سال 1345 رسیدكه نرخ رشد سالانه ای در حدود 5/4 درصد داشته است.
    همچنین وسعت شهر نیز از 16 به 33 كیلومتر مربع یعنی بیش از 2 برابر افزایش یافت. توسعه شبكه حمل و نقل هوایی، تاسیس كارخانجات و توسعه فعالیتهای بهداشتی نیز از جمله مواردی بودند كه در توسعه فیزیكی شهر مشهد موثر واقع شدند. مشكلات ناشی از رشد جمعیت، بی توجهی به نحوه استفاده از اراضی، توسعه نامنظم شهر و سایر مشكلات عمومی باعث گردید كه تهیه طرح جامع شهر در سال 1346 به مهندسین مشاور ابلاغ گردد. این طرح برای یك دوره 25 ساله (1345-70) در پنج مرحله 5 ساله تنظیم و در سال 1350 به شورای عالی شهر سازی تسلیم و پس از تصویب مراحل اجرایی آن، در سال 1352 به شهرداری ابلاغ گردید.

    در طرح جامع سمت توسعه آینده شهر به صورت پیوسته در غرب شهر با توجه به پیش بینی افزایش جمعیت 409616 نفر در سال 1345 به 1465000 در سال 1370 پیش بینی گردید. در این طرح وسعت شهر از 33/4 به 170 كیلومتر مربع افزایش می‌یافت. همگام با مراحل تهیه طرح جامع، وتفضیلی شهر از نظر فیزیكی و جمعیتی به رشد ادامه می داد بطوریكه جمعیت مشهد در سال 1355 به 667770 نفر ( با نرخ رشد سالانه بین 1345-55 حدود ) افزایش یافت.درطرح جامع، الگوی مداخله در یافت قدیم شهر و به ویژه اطراف حرم مطهر نیز تهیه و نقشه پیشنهادی ارائه گردید ولی به مرحله اجرا در نیامد.در سال 1354 طرح توسعه حرم اجرا شد كه تعداد زیادی از بازارچه‌ها، مساجد، مدارس قدیمی، واحدهای تجاری و مسكونی تخریب و بازار رضا(ع) نیز به منظور واگذاری به صاحبان مغازه‌های تخریبی در مشرق میدان آب ساخته شد.

    www.mums.ac.ir منیع

  • نظرات() 
  • دماوند

    شنبه 9 مرداد 1389

    شهر دماوند یكی از شهرهای اسطوره ای و جزو نخستین شهرها در تاریخ روایی ایران است، كه كیومرث آن را بنیان نهاده است. شاید حفاریهای باستان شناختی تأیید كند كه این شهر اسطوره ای اولین شهری است كه به یكی از شاهان منتسب شده است.
    دماوند از معدود مناطقی است كه نام آن آمیخته با فرهنگ اساطیری و فولكلور مردم این مرز وبوم و مظهر آزادی و به بندكشی ظلم و بیداد ضحاكی به دست مردمی ترین مرد این سرزمین یعنی كاوه آهنگر است. دماوند جایی است كه آرش، قهرمان ایرانی برای نجات كشورش از شر تورانیان تمامی جان خود رابر كف نهاده و با تكیه بر صلابت كوه دماوند نیرویی مضاعف كسب كرد و تیری تا آن سوی ماوراء النهر انداخت و خانه ایرانیان را وسیع و گسترده كرد.دماوند قبل ازاسلام و تا مدتی بعد از آن به ضم «دال» دماوند یا دنباوند خوانده می شد و در قرون اسلامی آن را با فتح دال دنباوند و رفته رفته دماوند ثبت كرده اند كه با نام پهلوی آن مطابقت دارد. این نام به معنی ظرفی است كه دارای تف و گرما یا بخار و گاز باشد و به همین علت آن را به قله بلند البرز كه زمانی آتشفشانی بوده اطلاق كرده اند.
    در متون تاریخی دماوند به لحاظ قدمت همپای ری قدیم است. آندره گدار، معمار فرانسوی و دستیارانش ژان دوگان باستان شناس فرانسوی پس از بررسی هایی درخصوص شهر دماوند و اطراف آن، اظهار داشته اند: «بدون تردید یكی از قدیمی ترین مراكز این ولایت شهر دماوند بوده است.»با توجه به وجود مسجد جامع كه از دوره سلاجقه شكل گرفته و به دلیل همجواری آن با بازار قدیم می توان مركز دماوند را حول و حوش مسجد در نظر گرفت، كه تحت شماره ۵۶ در تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۱۰ برابر با ۱۶ سپتامبر ۱۹۳۱ جزو آثار ملی كشور محسوب و به عنوان یكی از آثار فرهنگی تاریخی به ثبت رسیده است.
    براساس كاوشهای هیأت باستان شناسی میراث فرهنگی استان تهران محوطه ای از دوران سنگ متعلق به ۱۴ تا ۱۸ هزارسال قبل در منطقه گیلان دماوند كشف و شناسایی شده است و نیز در بررسی های سطحی در جنوب شرقی شهر دماوند در روستای تاسكین از توابع شهرآبسرد به ابزار سنگی ای دست پیدا كرده اند كه قدمتی ۱۸ـ۱۷ هزارساله دارند.
    قدمت زیاد این شهر باعث شده تا آثار تاریخی قابل توجهی را در خود جای دهد از جمله برج ۹۰۰ ساله یادمان شیخ شبلی، امامزاده عبدالله و خلیل الله در شهر دماوند، امامزاده قاسم در روستای تاسكین، بقعه سید گته میر (میرمطهر) در شهر آبسرد، مسجد جامع شهردماوند، قلعه خوراب فاجان در روستای فاجان، امامزاده حمزه روستای مبارك آباد و …

    برج یادمان شیخ شبلی
    بنای برج شبله از یادگارهای قرون چهارم و پنجم هجری است كه به صورت هشت ضلعی بر روی ارتفاعات طبیعی مشرف به شهرستان دماوند ساخته شده است.
    وضع ظاهری بنا نمایانگر آن است كه این برج ابتدا به صورت سالو و هشت ضلعی و به سبك بناهای قرن پنجم هجری ساخته شده و سپس در عهد بعدی نمای آن به شیوه و سبك سلجوقی با آجرهایی در ابعاد ۱۹*۱۹*۴ سانتیمتر، كه از لحاظ استاندارد با آجرهای مستعمل اصل بنا هم اندازه هستند، به سبك خاص و متفاوتی تزیین شده است.
    ورودی بنا به سمت جنوب بوده و در بالای آن تزیینات طاقی شكل همراه با محلی برای نصب كتیبه ایجاد شده است. احتمالاً كتیبه بنا با كاشی فیروزه ای رنگ متداول این عصر درون آن جای داشته است كه در حال حاضر اثری از آن نیست. در داخل این بنا سردابه هایی مستطیل شكل با طاق گهواره ای و با مصالح قلوه سنگ و ملات گچ وجود دارد كه با پنج ردیف پله از جلوی مدخل ورودی به این سردابه راه می یابند. این بنا یكی از یادگارهای مهم دوره سلجوقی (قرن پنجم هجری) است كه ابتدا به صورت سالو احداث و سپس به سبك آجركاری دوره سلجوقی تزیین شد.
    این بنا با توجه به اهمیت تاریخی و هنری و واجد شرایط بودن برای ثبت در فهرست آثار ملی در تاریخ ۵۱‎/۳‎/۲۹ تحت شماره ۹۲۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
    در سمت شمال و شمال شرقی آرامگاه شبلی قبرستان وسیعی متعلق به دوران اسلامی وجود دارد كه برخی از قبور آن توسط سودجویان حفاری شده و سنگ قبرهای روی آن شكسته شده است. این وضع تقریباً حالت ویرانه ای را به این محوطه تاریخی داده است. بعضی از سنگ قبرهای موجود در سطح این قبرستان دارای كتیبه هایی ا ست كه به تاریخ و شناسایی بنا كمك می كند.
    ابوبكر دولف بن ججدر شبلی در سال ۲۴۷ هـ .ق در شهر سامرا متولد و در سال ۳۳۴ هـ .ق در بغداد دار فانی را وداع گفته و مردم بغداد با تجلیل كامل و ابراز احترام و ارادت ویژه وی را در مقبره خیزران به خاك سپردند. وی در دوران جوانی به واسطه اشتغال پدر و دایی اش در درگاه خلفای عباسی به مقامات سیاسی بالا دست یافت و در برهه ای از زمان كه مدت و تاریخش دقیقاً مشخص نیست، از طرف حاكمان طبرستان به امارت دماوند منصوب شد. دوران صدارت شیخ شبلی در دماوند همراه با بسط و گسترش عدالت، امنیت و رفاه بود و به همین علت پس از وفاتش در بغداد، مردم دماوند به پاس خدمات عادلانه و همزیستی مسالمت آمیز با او به محض شنیدن خبر رحلتش، سروسینه زنان به عزاداری پرداخته و چندی بعد به یاد ایامی كه زیرسایه حكومت او زندگی خوبی را گذرانده بودند، بنای یادبودی را به نامش برپا داشتند.

    امامزاده حمزه 
    این امامزاده در فاصله ۴۳ كیلومتری جاده تهران ـ آمل، در شمال روستای مبارك آباد، وسط دره ای در كنار سه چنار كهنسال كه به احتمال قریب به یقین بالغ بر ۴۰۰ سال عمر دارند، واقع است. درب ورودی این بنا در سمت جنوب و مصالح آن از سنگ لاشه، سنگهای كف رودخانه ای و ملات گچ و ساروج است. این بنا دارای ۸ ضلع است و بین هر ضلع از بیرون زائده ای وجود دارد كه به ستون شبیه است. هر یك از اضلاع ۸ گانه داخلی، دارای طاقنماهایی هستند كه بالای آنها دارای طاق تیزه دار است. ۴ ضلع از مجموع اضلاع یاد شده به صورت یك در میان دارای پنجره كوچكی است كه روشنایی داخل بنا را تأمین كرده و عمل تهویه را انجام می دهند.
    گنبد بنا از نوع دو پوشه از داخل به صورت عرقچین و از خارج به صورت رك كشیده است. اضلاع هشتگانه پلان عیناً تا نوك گنبد رك بنا امتداد یافته است.
    با توجه به سبك وسیاق امامزاده و مقایسه آن با انواع دیگر می توان قدمت امامزاده را متعلق به قرون پنجم و ششم هجری دانست.

    امامزاده محمد گته میر(گتمیری)
    در فاصله ۲۰ كیلومتری جنوب شرقی شهرستان دماوند در شهر آبسرد، بر روی تپه ای نه چندان بلند كه محل قبرستان قدیمی آبسرد است، بنای قدیمی امامزاده ای به چشم می خورد كه به «بقعه میرمحمد گته میر» شهرت دارد.
    پلان اصلی بنا به صورت چلیپایی و شامل دو مستطیل متقاطع است. زوایای آن دربیرون و داخل دارای پس و پیش رفتگی هایی است كه موجبات ایجاد گوشواره های تزئینی را به همراه تزئینات گچبری در زیر گبند فراهم آورده است. گنبد در میانه بنا واقع است. فرم قرارگیری آن بدین صورت است كه طرح پلان چلیپایی به ۵ مربع تقسیم شده، چهار مربع در چهار سمت گنبد به صورت چهار صفحه ایجاد شده و گنبد در روی مربع میانی كه محل مقبره است قرارگرفته است. بخش میانی و زیر گنبد به صورت هشت گوش است و در بدنه آن منشورهای هشت وجهی به كار رفته است.
    گنبد بقعه تخم مرغی شكل و دو پوش است كه از داخل گنبد دیگری، با خیز كمتر به صورت عرقچین احداث شده است. در زیر آن جرزها و دیوارهای ضخیم جانبی و میانی بار سنگین گنبدها و سقف های بالایی چهار بازوی چلیپا در چهارسوی گنبد را مهار كرده است. قدمت این بنای تاریخی به اواخر دوره صفویه برمی گردد.
    تزئینات آجر كاری، كاربندی و یزدی بندی های زیرگنبد وطاق نماهای زیرپوشش داخلی ساقه گنبد دارای تزئیناتی از نوع نقوش اسلیمی ماری و گچبری هایی به اشكال گیاهی است و این امتیازات ارزشمند معماری و هنری بقعه به شمار می رود. تزئینات داخلی بنا در نوع خود منحصر به فرد و فوق العاده زیباست.

    «محمد هادی علیزاده» سرپرست میراث فرهنگی شرق استان تهران كه خود كارشناس مرمت آثار تاریخی است، می گوید: قدمت آثار تاریخی متعددی كه دماوند و اطراف آن دارد، اداره میراث فرهنگی را برآن داشت تا اداره ای در شرق استان تهران به مركزیت دماوند در سال ۱۳۷۹ تأسیس كند. وی می افزاید: قبل از سال ۷۸ تنها ۸ـ۷ اثر تاریخی به ثبت رسیده است در حال حاضر این تعداد بسیار افزایش یافته است. در سال ۷۸ اكیپی با مدیریت و هدایت مدیركل میراث فرهنگی تهران اقدام به بررسی و شناسایی آثار تاریخی دماوند و فیروزكوه كردند. در فیروزكوه حدود ۱۷۰ و در دماوند حدود ۱۵۰ اثر تاریخی شناسایی شد و مشاهده شد كه آثار تاریخی بسیاری در حال تخریب و از بین رفتن هستند. به همین دلیل به سرعت اقدام به بازسازی و مرمت و تعمیر بناها و محوطه سازی كردند. در سال گذشته ۲۰ كارگاه مرمتی ایجاد شدكه كار تعدادی از آنها به پایان رسیده و تعدادی هنوز در حال انجام كار هستند. به گفته علیزاده با توجه به اینكه اعتبارات خوبی در این مقوله در نظر گرفته شده است و برنامه ریزی، قدرت عمل و مدیریت مناسبی بر كار حاكم است، علیرغم نیروی انسانی كم سعی شده این كارها در كوتاهترین زمان ممكن انجام شود. وی وجود افرادی را كه دست به حفاریهای غیرمجاز در منطقه می زنند و تعدادشان هم كم نیست، باعث آسیب دیدن ابنیه تاریخی می داند. او با اشاره به تهیه نقشه باستان شناسی برای نخستین بار در كشور می گوید: نقشه باستان شناسی دماوند و فیروزكوه كامل شده و تا پایان امسال (۱۳۸۱) نقشه باستان شناسی لواسانات نیز تكمیل خواهد شد. به این ترتیب نقشه باستان شناسی شرق استان تهران كامل می شود. این نقشه های باستان شناسی كه همراه با معرفی بعضی از آثار آن منطقه است، درواقع بروشورهایی منطقه ای (دماوند ـ فیروزكوه ـ لواسانات) است كه اشخاصی كه مایل به بازدید از این آثار هستند با در دست داشتن این بروشورها با توجه به اطلاعات موجود در آنها، راحت تر می توانند مكانهای مورد نظر را انتخاب و از آنها بازدید كنند.
    وی این نكته را خاطرنشان می كند كه ابنیه تاریخی جزو آثار و هویت ملی یك كشور هستند و احترام به حریم آنها و جلوگیری از تخریب آنها برعهده تمام مردم بویژه مسؤولین ادارات و نهادهاست.
    شهرستان دماوند دارای ۱۵۵ اثر تاریخی است كه ۱۲ عدد آن در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

    jahed137.blogfa.com منبع

  • نظرات() 
  • رودهن

    شنبه 9 مرداد 1389

    شهر رودهن هم اكنون شهری دانشگاهی است در دامنه ارتفاعات و آبرفتهای كوهپایه ای دیواره جنوبی البرز و در شرق استان تهران واقع شده است. این منطقه بین طول جغرافیاییpp  55  وْ 51 و عرض جغرافیایی‏َ 43 وْ35  قرار دارد. به عبارت دقیقتر، مرز شمالی آن را خط الرأس كوههای شمال لواسان تا گردنه امامزاده هاشم تشكیل داده است .رودهن ، از نظر تقسیمات كشوری، جزء شهرستان دماوند و استان تهران است .

    امروز ، بافت كالبدی  رودهن شكل گسترش یافته و به هم پیوستة چند هستة روستایی  است. در بخش شرقی رودهن ، روستای كریتون و شهرك اَنا در طول توسعة چند سال اخیر به بافت شهری پیوسته اند. در بخش جنوبی ، روستاهای مهرآباد و گل آهك در آستانة وصل به رودهن قرار دارند، به ویژه با ایجاد مجتمع دانشگاه آزاد اسلامی و«شهرك پونا» این اتصال سریعتر شده است و انتظار گسترش بیشتر شهرمی رود. نزدیكی به جاده اصلی تهران – شمال نیز از عوامل مؤثردر رشد چشمگیر این شهر بوده است .
    گسترش بافت كالبدی منطقه رودهن درجاذبه های تفریحی منطقه از یك سو و فروش زمینها از سوی دیگر سبب شده است كه چهره روستای رودهن با شتاب بیشتری دگرگون شود. بخش عمده این گسترش در دوسوی جاده تهران – آبعلی و رو به سوی غرب شكل می گیرد. از سال 1365 به این سو، به علًت توسعه دانشگاه آزاد اسلامی ، آهنگ رشد بافت كالبدی با شتاب بیشتری ادامه یافته و تقریباً همه سطوح قابل گسترش در بخش رودهن زیر بافت شهری قرار گرفته است. روستای كریتون در امتداد جادة هراز و شهرك انا به رودهن پیوسته است .

    پس از تأسیس و راه اندازی واحدهای اولیه دانشگاه آزاد اسلامی در شهرهایی از جمله تهران، با فاصله زمانی تقریباً یكسال یعنی در 14 آبان 1362 ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن شروع به كار كرد. از سال 1362 با شروع كار دانشگاه آزاد اسلامی، باب جدیدی در توسعه شهر باز می شود . از سال 1365 تاكنون ، در اثر گسترش سریع دانشگاه آزاد اسلامی ، روند مهاجرت ، افزایش جمعیت ، تغییرات اقتصادی – اجتماعی و نیز ساخت و ساز در این شهر افزایش فوق العاده داشته است و این افزایش همچنان سیر صعودی را طی می كند. یكی از بانیان اصلی راه اندازی این مركز آموزش عالی مرحوم آیت الله سید احمد میرخانی بود. ایشان از معدود افرادی بودند كه در كنار امور مذهبی ، تألیف و خلق آثار مذهبی ، به فعالیتها و امور فرهنگی و اجتماعی اشتیاق و شور فراوانی داشت. از جمله فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی برجسته ایشان واگذاری اولین ساختمان و كسب موافقت سازمان مركزی برای تأسیس دانشگاه در رودهن بوده است. امروزه ، به لطف این سخاوت و كوشش پر ارزش ایشان ، هزاران جوان جویای علم و دانش از سراسر كشور با حضور در این دانشگاه از خرمن علم بهره می جویند و در كنار آن مردم رودهن از نعمت این مركز علمی – فرهنگی شاهد رشد و شكوفایی شهر خود هستند.پس از موافقت با تاسیس این واحد آقای سید كاظم شریعت پناهی با حفظ سمت كارشناس دفتر آزمون دانشگاه به ریاست این واحد منصوب شد و سرانجام، در روز 14 آبان ماه 1362 مراسم افتتاحیه با حضور مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی، مسئولان شهرستان و عده ای از معتمدان شهر در ساختمان جنب بانك ملی برگزار شد و این واحد فعالیت رسمی خود را آغاز كرد و از نیمسال دوم 63-62 دانشجو پذیرفته شد.

    آقای شریعت پناهی به دلیل داشتن مسئولیت در دفتر آزمون در سازمان مركزی و فاصله بین آنجا و واحد رودهن و به دلیل آن كه این واحد نو پا نیاز به فعالیت  بیشتر و  مسئول تمام وقت داشت از سمت خود در واحد رودهن استعفا نمود و آقای سید مهدی حسینی به سمت ریاست واحد دانشگاهی نوپا در شهریور 1365 منصوب گردید.                                                                                              
    رشد جمعیت
     طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال 1355 ، جمعیت رودهن و حومه 4069 نفر بوده است ، پس از تقریباً یك دهه ، تا زمان تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی، جمعیت شهر به بیش از سیزده هزار نفر رسید. اما با توجه به تأسیس این مركز آموزش عالی و گسترش سریع آن ، بافت جمعیتی این شهر نیز به سرعت تغییر یافت. حضور  چند هزار دانشجو كه به صورت جمعیت شناور در طول روز به این شهر وارد و از آن خارج می شوند ، اقامت حداقل 2 تا 3 هزار از این دانشجویان در این شهر در خوابگاه ها و خانه های استیجاری، موج مهاجرت از اطراف و حتی شهرهای دیگر به ویژه شهرستانهای استان مازندران ، خراسان و استانهای دیگر سبب شد كه در سرشماری 1365 جمعیت این شهر به بیش از دو برابرافزایش یابد . این میزان افزایش جمعیت حاكی از نرخ متوسط رشد سالیانه معادل 2/10 درصد است. البته این رشد چشمگیر بیشتر به مهاجرپذیری این منطقه مربوط می شود. بنابراین ،عوامل فوق سبب شد تا بافت جمعیتی شهر دستخوش تغییر شدید شود(شاعری،1375).
    نكتة جالب در خصوص ازدحام جمعیت در شهر رودهن این است كه به دلیل ورود چند هزار دانشجو در طول سال و ایام تحصیل، این شهر از جنب و جوش زیادی برخوردار است و جمعیت آن افزایش می یابد. اما در ایام تعطیل ، به ویژه در تعطیلات نوروزی، فضای شهر تقریباً سوت و كور شده و حركتی در آن مشاهده نمی شود، بنابرین دانشگاه تا چه اندازه در ایجاد جنب و جوش در شهر رودهن مؤثر است.
    براساس آمار ارائه شده در سال 1365 ( سال شروع گسترش سریع دانشگاه )  درصد بیسواد 3/19% بوده  در حالی كه درسال 1385 این تعداد به 9/1 % تقلیل یافته كه نشانگر تأثیر زیاد دانشگاه در بالا رفتن تعداد با سواد در این شهر است.
     
      وضعیت اجتماعی و فرهنگی رودهن
    قدمت شهر رودهن از لحاظ موجودیت فیزیكی چندان طولانی نیست ، اما ساكنان بومی آن در مقایسه با مناطق پیرامون خود فرهنگی خاص و بسیار متمایز دارند. زبان مادری بومیان این شهر آذری،از نظر آداب و رسوم نیز به ویژه درمراسم جشن مانندعروسی و سوگواریها مانند عزاداری در ماه محرم ویژگیهای متمایزی با مردم اطراف خود دارند. البته این ویژگیها در دهه های اخیر بنا به دلایلی رنگ و بوی اصلی خود را از دست داده و تحت تأثیر تعاملهای فرهنگی و جمعیتی ناگهانی و شدید دستخوش تغییر شده است.
    یكی از عوامل مهم مؤثر بر تحولات فرهنگی و اجتماعی این منطقه تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی بوده است كه بیشترین تاثیر را داشته است .این روند تا آنجا  ادامه یافته است كه این شهر در مقایسه با شهرهای پیرامون خود از شرایط مطلوب و ممتازی برخوردار شده است.
     
    www.riau.ac.ir منبع

  • نظرات() 
  • ارجمند

    شنبه 9 مرداد 1389

    اَرجمَند شهری است در استان تهران . این شهر در بخش ارجمند از توابع شهرستان فیروزکوه قرار دارد.

    جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۷۰۰ نفر بوده‌است.

    از میان ۱۰ شهری که در مدّت دهه ۱۳۸۵-۱۳۷۵ به شهرهای استان تهران افزوده شده‌اند، ارجمند کوچک‌ترین آن‌ها است.

    منطقه پیرامون شهر ارجمند منطقه‌ای‌ست ییلاقی و کوهستانی با رودهای فراوان و بلندی‌های برفگیر که به کوه دماوند مشرف می‌باشد. آب و هوای آن سردسیری و کوهستانی، سرسبز با آب فراوان است و رودخانه نم‌رود که بر روی آن سد نم‌رود در حال ساخت است از نزدیکی آن می‌گذرد. سرشاخه‌های این رود رودهای فرح‌رود، قزقان‌چای و ورسخواران هستند.

    از روستاهای دیدنی پیرامونی ارجمند روستای لزور است.بقعه‌های امام‌زادگان دوازده تن که در انتهای شمال باختر شهر ارجمند در فاصله ۳۵ کیلومتری شمال باختر فیروزکوه قرار دارند نیز از دیدنی‌های این شهر است.
    و ارتفاع آن از سطح دریا 2212متر است.
    avihang.mihanbb.com منبع

  • نظرات() 
  • باقرشهر

    شنبه 9 مرداد 1389

    باقرشهر یكی از شهرهای استان تهران است كه بر اساس مصوبه شماره 4397/16369 مورخ چهارم تیرماه سال 1375 هیئت وزیران به شهر تبدیل شد.
    شهرداری این شهر در تاریخ چهارم اسفند ماه همان سال (75) افتتاح شد و حریم استحفاظی آن با 55 كیلومتر مربع مساحت در تاریخ 16 تیرماه سال 1376 به تصویب وزیر كشور از مناطق 19 و 20 شهرداری تهران جدا و به باقرشهر الحاق شد.
    در سال 1381 با توجه به مصوبه هیئت دولت و تاسیس شهر جدید كهریزك تعدادی از مراكز جمعیتی واقع شده در حریم همچون كهریزك، ‌شهرك شهدا، تبائین ‌قلعه شیخ، مجید‌آباد از حریم 55 كیلومتری باقرشهر جدا و به شهر كهریزك الحاق شد.
    در حال حاضر حریم شهر 27/4392 كیلومتر مربع و مساحت محدوده قانونی شهر 600 هكتار در تاریخ 20 خرداد ماه 1383 به تصویب كار گروه معماری و شهرسازی استان تهران رسیده و به شهرداری ابلاغ شده است.

    * باقرشهر از نظر نظام محله‌بندی دارای 2 ناحیه و 5 محله است كه عبارتند از:
    1) خیابان 22 بهمن به سمت مسیل شرق
    الف - خیابان 22 بهمن نواب صفوی‌، مسیل شرق
    ب‌ - خیابان نواب صفوی، خیابان 22 بهمن، فلسطین و مسیل شرق باقرشهر
    2) خیابان 22 بهمن، جاده تهران و قم
    ج - خیابان امام خمینی، خیابان 22 بهمن، خیابان فلسطین و انقلاب اسلامی
    د - خیابان 22 بهمن، خیابان امام خمینی، خیابان مصطفی خمینی
    ه - محله شهرك جعفرآباد

    * مراكز مهم صنعتی باقرشهر
    این شهركوچك مراكز مهم صنعتی را در خود جای داده كه عبارتند از: پالایشگاه تهران، تاسیسات نفتی و گازی ری، شركت نفت بهران، شركت انرژی، شهرك شهرسنگ،‌ مجتمع تجریشی و شركت ایران سیلندر و شركت سایپا پرس را نامبرد.

    * ادارات و مراكز موجود در سطح شهر
    شهرداری، شورای شهر، مخابرات، آب و فاضلاب، دفتر پستی منطقه 18، بانك ملی، بانك صادرات، بانك تجارت، بانك كشاورزی، بانك پارسیان، مسكن مهر، سه مركز درمانی، اداره اوقاف و امور خیریه، اداره برق، اداره گاز، كمیته امداد امام خمینی (ره)، صندوق قرض الحسنه حر، قوامین و ثامن‌الائمه، دفتر امام جمعه، سه دفتر شورای حل اختلاف و اداره تربیت بدنی

    *طول جغرافیایـی 51 درجه و 24 دقیقه (‌طــول شرقی) و عرض جغرافیایی 35 درجه و 32 دقیقه (طول شرقی) و ارتفاع 5/1090 متوسط از سطح آب‌های آزاد قرار دارد.
    برای شیب‌های اصلی و موثر در باقرشهر در نیمه غربی از شمال به طرف جنوب غربی و شرقی و در نیمه شرقی شهر از شمال غربی به‌طرف جنوب شرقی است و كمتر از 2 درصد است.
    مهم‌ترین رودخانه در منطقه باقرشهر در پنج كیلومتری جنوب غربی باقرشهر است و به نام كن معروف است. از لحاظ تكنونیك و زمین‌شناسی باقرشهر جزو قسمت جنوبی واحد ایران مركزی است كه بر روی رسوبات اواخر دوره ترشیاری و كواترنری واقع است.
    مهم‌ترین گسل موجود دراطراف باقرشهر گسل كهریزك است كه به ‌صورت دیواره بلندی ( یك تا 10 متری ) با راستای شرقی- غربی در ازای بیش از 40 كیلومتر و در 10 كیلومتری جنوب شهرری و سه كیلومتری جنوب باقرشهر قرار دارد. این گسل‌ها بسیار جوان و خطرناك‌ هستند و توان زلزله‌ای با قدرت هفت ریشتر و جابه‌جایی 90 سانتیمتری را دارا هستند.
    وضعیت اقلیم شهر با توجه به جهت روبه آفتاب رشته كوه‌های میانی البرز از یك طرف و نزدیكی به مناطق حاشیه كویر منجر به ایجاد نوعی آب و هوای نیمه بیابانی شده است و متوسط حرارت ماكزیمم 43 درجه سانتیگراد و مینیمم 9 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی آن 55 درصد بوده و وزش باد در این منطقه بادهای غربی، جنوب شرقی به شرق و نهایت شمالی است.
    از نظر مشكلات زیست محیطی از نامناسب بودن شبكه آبرسانی، نحوه دفع زباله، تخلیه نامناسب فاضلاب، نحوه دفع آب‌های سطحی، كاربری‌های ناسازگار نظیر پالایشگاه تهران، بهشت زهرا سلام‌الله، نیروگاه گازی ری، كارگاه‌های مختلف و مزاحم می‌توان نام برد.

    * از مراكز جمعیتی زیر پوشش می‌توان باقرشهر، جعفرآباد، قمصر، قوچ‌حصار، ‌اسماعیل‌آباد، ‌عظیم‌آباد، درسون‌آباد، خیرآباد، دهنو نام برد كه بزرگ‌ترین مركز جمعیتی قمصر و از نظر ارتباطی و دسترسی درجه یك محسوب می‌شود.

    * براساس آخرین دوره سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1385 جمعیت باقرشهر حدود 61 هزار و 270 نفر است.
    همچنین بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسكن، باقرشهر شامل 12 هزار و 478 خانوار و جمعیت این شهر عمدتاً جوان و تعداد باسوادان 39 هزار و 270 نفر و بی‌سواد 7 هزار و 678 نفر است.

    * امكانات شهر دارای باقرشهر:
    مصلی بزرگ شهر
    خانه فرهنگ آفتاب
    فرهنگسرای عطر نرگس
    فرهنگسرای در دست احداث خیابان فلسطین
    سه بوستان بزرگ بنام‌های عطر سیب ( یك هكتار)، بوستان فدك ( 5/4 هكتار) و بوستان ارغوان ( دو هكتار) و چند پارك عمومی به وسعت كلی 181 هزار و 231 مترمربع
    سرانه فضای سبز در سال 88، (1/12 مترمربع)
    جنگلكاری كمربند سبز شهر به مساحت 280 هزار مترمربع
    سه میدان توزیع میوه و تره بار
    یك ایستگاه آتش نشانی
    سالن مدیریت بحران و پایگاه اورژانس

    * اگر اهل این شهر هستید، نیازی نیست خیلی برای معرفی آن حاشیه برویم و دو روی سكه آن را برایتان به نمایش بگذاریم. اگر هم ساكن و اهل باقرشهر نیستید به هرحال حداقل سالی یكبار هم كه شده برای خروج از شهر تهران و رفتن به بهشت زهرا سلام‌الله یا خانه سالمندان كهریزك از كنار این شهر عبور می‌كنید.
    اگر شما جزو آن دسته از شهروندان تیزبین و نكته سنج و خوش انصاف باشید حتما متوجه شده‌اید كه شهر دچار یك دگرگونی و تحول خاصی شده و نام شهر را از بن‌بست نقشه تهران خارج كرده است.
    قرار نیست خیلی زمان را به عقب برگردانیم، چهار تا پنج سال گذشته باقرشهر، شهر نوپایی بود كه اهالی آن از داشتن حداقل سرانه‌های فرهنگی و ورزشی و خدماتی و ... محروم بودند اما شهرداری شهر به‌ عنوان یكی از كلیدی‌ترین قطب‌های اجرایی شهر، كمر همت بست و با همكاری و تعامل اعضای شورای شهر آبروی شهر را خرید.
    همانطور كه می‌دانید شهرداری وظیفه‌ای جز آبادانی و ارائه خدمات به شهر و شهروندان ندارد اما باقرشهر خیلی زودتر از انتظار شهروندان و مسئولان شهر رونق گرفت و رمز این موضوع در گرو تعامل شهرداری با مردم و نمایندگان آنها در شورای اسلامی شهر بود.
    این امر سبب شد تا بودجه و اعتبار شهرداری منطقه در راستای تقاضا و نیاز شهروندان، سرمایه‌گذاری شود و پروژه‌های شهری براساس اولویت‌های مردمی پایه‌ریزی شود.
    البته این گفته‌ها ادعای مسئولان و اصحاب رسانه نیست بلكه نظر اهالی منطقه و كارشناسانی است كه رشد و ترقی باقرشهر را قابل تحسین می‌دانند.
    برای این‌كه با نظرات و پیشنهادات و انتقادات اهالی بیشتر آشنا شویم به سراغ آنها می‌رویم تا باقرشهر را از نگاه اهالی به تصویر بكشیم در این گزارش با ما همراه باشید.

    * پای تیم‌های ورزشی به شهر باز می‌شود
    بهروز بهروزخانی یكی از اهالی باقرشهر و معتمدان شهر است كه به ‌عنوان نماینده غیر رسمی اهالی، نقطه نظرات آنها را به اطلاع شهرداری می‌رساند.
    او معتقد است: باقرشهر ظرفیت‌های اقتصادی، فرهنگی و ورزشی بسیار خوبی دارد كه سرمایه‌گذاری بر روی هر كدام از آنها سبب شكوفایی استعداد و توانمندی‌های اهالی شده است. برای مثال درگذشته این شهر از داشتن هرگونه امكانات ورزشی محروم بود و جوانان نیز تمایل و گرایش به ورزش نداشتند اما از زمانی‌كه شهرداری استادیوم 10 هزار نفری عطر سیب، زمین‌های چمن مصنوعی، ورزشگاه‌های مختلف را در این شهر احداث كرد، جوانان و نوجوانان به ‌طور معجزه آسایی جذب ورزش شدند و تیم‌های ورزشی در رشته‌های مختلفی شكل گرفتند كه اكنون در سطح استان تهران و حتی كشور توانسته‌اند مقام‌های قابل توجهی را به دست بیاورند.
    وی می‌افزاید: احداث پروژه‌های شهری علاوه بر ارائه خدمات فیزیكی به شهروندان و ارتقای زیبایی بصری شهر، در كاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش امنیت اجتماعی و تقویت روحیه ورزشكاری جوانان تاثیرگذار بوده است. و اگر آمارهای موجود در مراكز نیروی انتظامی و ... را در چند سال اخیر مقایسه كنیم حتما متوجه ركورد چشمگیر بزهكاری و ارتكاب جرم در میان جوانان و نوجوانان می‌شویم كه این موضوع با احداث پروژه‌های ورزشی ارتباطی تنگاتنگ و مستقیم دارد.
    جوانان باقرشهر استادیوم 10 هزار نفری عطرسیب را نقطه ورزش منطقه می‌دانند و معتقدند احداث این ورزشگاه نگاه مسئولان ورزش را به سمت باقرشهر متمایل كرده است و حتی باشگاه فوتبال راه‌آهن شهرری برای انجام تمرینات این باشگاه نظر مثبتی به این ورزشگاه دارد كه اگر توافقات انجام شود و پای راه‌آهن به باقرشهر باز شود، بی‌شك شاهد رشد صعودی ورزش به ویژه فوتبال این شهر هستیم.
    ناگفته نماند قهرمانان نام‌آوری چون امینی، عیاری و ... كه در رشته‌های ورزشی بسكتبال و بدنسازی رتبه‌های برتر كشوری كسب كرده‌اند، از امكانات هممین اماكن بهره‌مند شده‌اند.

    * اهدای زمین از سوی شهرداری برای احداث بیمارستان
    كاظم عبادی یكی از اعضای جوان شورای اسلامی باقرشهر است.
    او با اشاره به احداث پروژه‌های شهرداری می‌گوید: در گذشته سیاست شهرداری بر این بود كه بر اساس اعتبار و نظر كارشناسان خود، پروژه‌ای را تعریف می‌كردند و كلنگ احداث آن را بر زمین می‌زدند كه متاسفانه بسیاری از پروژه‌ها به دلیل عدم تطابق با نیاز شهروندان، خیلی مورد توجه واقع نمی‌شد و حتی ممكن بود بی‌استفاده بماند و بعد از مدتی تغییر كاربری پیدا كند اما تشكیل شورای شهر و حضور نمایندگان مردم در این شورا، عملكرد شهرداری را نیز تغییر اساسی داد و شاید جالب باشد بدانید كه در دو، سه سال اخیر تمام پروژه‌ها بر اساس نظر مستقیم و دیدگاه اهالی شهر تعریف و احداث شده است.
    وی معتقد است: باقرشهر در حاشیه شهر تهران قرار دارد و به عبارتی یك شهر بسته و خارج از محدوده تلقی می‌شود اما تدابیر مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر به‌گونه‌ای بود كه با احداث پروژه‌های فرا منطقه‌ای و خاص این شهر را از انزوا در آوردند و پای اهالی شهرهای دیگر، مسافران و زائران را به اینجا باز كردند.
    عبادی برای صحه گذاردن به ادعای خود می‌گوید: احداث پارك ارغوان فقط یك بوستان محلی و درون منطقه‌ای نبود بلكه در احداث آن تمام استانداردهای فیزیكی و زیباسازی و ... لحاظ شد و آبنمای موزیكال و زیبای بوستان ارغوان كه در محله جعفرآباد واقع شده است، نظر بسیاری از اهالی را به خود جلب كرده است و بسیاری از افرادی كه برای رفتن به بهشت زهرا سلام‌الله یا مسافرت از این منطقه عبور می‌كنند، حتی برای چند لحظه هم كه شده در شهر توقف می‌كنند و از امكانات شهر بهره‌مند می‌شوند.
    عضو جوان شورای اسلامی شهر با توجه به كمبود سرانه‌های درمانی شهر می‌افزاید: در حال حاضر در تمام سرانه‌های فرهنگی، ورزشی و آموزشی رتبه‌های استانداردی را به دست آورده‌ایم اما متاسفانه باقرشهر با توجه به جمعیتی كه دارد هنوز فاقد یك بیمارستان مجهز و بزرگ است كه خوشبختانه با رایزنی‌ها و پیگیری اعضای شورای شهر و معتمدان، شهرداری زمین مناسبی را به بخش خصوصی واگذار كرده است و اكنون درگیر صدور مجوز احداث بیمارستان هستیم كه به محض رفع مشكلات صدور مجوز، كلنگ احداث بیمارستان را بر زمین می‌زنیم و كمبود این سرانه را برطرف می‌كنیم.

    * بوستان بانوان (فدك)
    مریم ابوالحسن بوستان فدك را یكی از بهترین پروژه‌های شهرداری معرفی كرده و می‌گوید:‌ من خیلی فرصت حضور در این بوستان و استفاده از امكانات رفاهی آن را ندارم اما دوستان و سایر اهالی از این بوستان كه برای استفاده اختصاصی بانوان این شهر احداث و تجهیز شده است، بسیار راضی هستند و معتقدند حضور در این مكان تفریحی، ورزشی به آنها احساس امنیت و اعتماد به نفس می‌دهد.
    وی به ‌عنوان یكی از اهالی جوان منطقه می‌گوید: باقرشهر ظرفیت‌های بسیاری برای رشد و شكوفایی دارد كه خوشبختانه شهرداری آنها را به خوبی شناسایی كرده و با اولویت‌بندی آنها، گام موثری در راستای آبادانی و توسعه این شهر برداشته است. كه با توجه به نظر دوستان و اهالی مراكز ورزشی عطر سیب و فدك، از آن دسته پروژه‌هایی هستند كه پای همه اهالی به آنجا باز شده و تقریبا درصد قابل توجهی از جمعیت شهر از امكانات آن بهره‌مند می‌شوند.

    * بازدید از خانواده شهدا
    امسال سالروز ارتحال امام خمینی (ره) و سالروز میلاد ایشان تقریبا با فاصله دو روز با یكدیگر قرین شده است به این بهانه و برای تبریك روز مادر سراغی از حاجیه خانم ملیحه عزیزی مادر دو شهید بزرگوار سیدمحسن و سیدمصطفی عبدالمحمد می‌گیریم.
    پیرزن به تازگی پسر دیگر خود را از دست داده است، می‌گوید: ‌من خیلی تنها هستم. به دلیل كهولت سن، توانایی خارج شدن از خانه را ندارم اما گاهی اوقات كه به كمك بچه‌ها از خانه خارج می‌شوم، كوچه و خیابان‌ها برایم نا آشنا هستند و باورم نمی‌شود كه در مدت زمانی به این كوتاهی دور و بر خانه‌ام انقدر تغییر كرده باشد.
    خانم عزیزی با لبخند می‌گوید: من بیش از 30 سال است كه ساكن این شهر هستم اما باور كنید اگر به تنهایی از خانه خارج شوم، نمی‌توانم به خانه برگردم چون همه چی تغییر كرده و انگار یك شبه شهر را نقاشی كرده‌اند.
    او می‌گوید: همسایه‌ها خیلی كم به سراغ من می‌آیند و من هم گله‌ای ندارم چون می‌دانم كه همه گرفتار كار خودشان هستند اما اگر از حق نگذریم آقای شهردار و بقیه همكارانشان هر چند وقت یكبار به بهانه سالروز تولد و شهادت پسرهایم، سری به من می‌زنند و اگر مشكلی و درخواستی داشته باشم برایم برطرف می‌كنند.
    پیرزن كه اشك توی چشمانش دویده می‌گوید: من واقعا از آقای شهردار ممنون هستم كه با این همه مشغله كاری هنوز خانواده شهدا را فراموش نكرده است، ما به هیچ چیزی نیاز ندایم فقط دلمان می‌خواهد یك نفر سراغی از تنهایی‌مان بگیرد.

    * باقرشهر با استانداردها فاصله‌ای ندارد
    علی فرجی عضو شورای شهر باقرشهر است.
    وی با تعریف واژه‌ای كه شاید برای بسیاری از ما ناآشنا باشد از پیوست اجتماعی در پروژه‌های شهرداری یاد می‌كند و می‌گوید: پیوست اجتماعی یعنی تطابق نیاز شهروندان با پروژه‌هایی كه شهرداری احداث می‌كند و اگر از حق نگذریم شهرداری تاكنون در تامین نیاز و درخواست‌های شهروندان كوتاهی نكرده است.
    وی با اشاره به همجواری باقرشهر با بهشت زهرا سلام‌الله می‌افزاید: این همجواری هم یك فرصت است و هم یك معضل. فرصتی كه این همجواری در اختیار ما می‌گذارد خارج شدن این شهر از بن بست است و معضلات آن كه بر فرصت‌ها پیشی می‌گیرند شامل بار سنگین ترافیك، تصادفات، آلودگی هوا و ... است.
    فرجی معتقد است باقرشهر در گذشته زیر خط فقر فضاهای فرهنگی و ورزشی قرار داشته است اما اكنون در كمتر از یك دهه به یكی از شهرهای استاندارد تبدیل شده است كه هنوز هم مستعد رونق و شكوفایی است.

    www.farsnews.comمنبع

  • نظرات() 
  • باغستان

    شنبه 9 مرداد 1389

    باغِستان شهری است در استان تهران ایران. این شهر در بخش مرکزی از توابع شهرستان شهریار قرار دارد.

    جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۵۲٫۴۶۳ نفر بوده‌است .

    در سال ۱۳۷۹ خورشیدی تصمیم بر آن شد تا روستاهای سعیدآباد، مهدیه، ده مویز، خادم‌آباد، نصیرآباد همه یک شهر شده و یک شورا داشته‌باشند. این شهر باغستان نام گرفت. برخی مناطق مانند سعیدآباد از منطقه ۱۸ شهرداری تهران جدا شده و به شهر جدید پیوستند.

    شهرک جدید باغستان در جوار جنوب روستای خادم‌آباد (مسلم‌آباد) در بیست کیلومتری شهر تهران و در جنوب شهر شهریار در ناحیه ۱ باغستان ساخته‌شد. این شهرک متشکل از ۵ فاز می‌باشد و در کل مساحتی بالغ بر ۱٬۵۸۳٬۹۶۸ متر مربع را دارا است. شهرک‌های قدیمی‌تر صادقیه و مطهری نیز در محدودهٔ شهر جدید درآمدند. این شهر به دلیل داشتن بافت جدید و قرار گرفتن در محیطی نسبتا ییلاقی و خوش آب و هوا علاوه بر انبوه‌سازی نظر بخش وسیعی از ویلاسازان را به خود جلب کرده‌است.

    شهرک ویلایی دیگری نیز به نام شهرک دهشاد در کنارهٔ جنوبی شهر باغستان در دست ساخت است. این شهرک واقع در ۲۰ کیلومتری تهران و از طریق اتوبان ساوه روبروی نسیم‌شهر و یا جاده شهریار پشت خادم‌آباد قابل دسترس است.

     دیدنی‌ها

    قلعه دهشاد با دیرینگی بیش از ۲۰۰ سال در روستایی به همین نام، در ده کیلومتری شرق شهریار و در محدوده شهر باغستان قرار دارد.

    این دژ یکی از دژهای متعدد شهرستان شهریار است که از اغلب آنان چیز زیادی باقی نمانده‌است و به علت کم توجهی مسؤولین مربوط بخش اعظم دژها (همچون قلعه فرامرز، قلعه چهل دختر در حصار ساتی و...) تخریب شده‌است. دیوار دورادور قلعه دهشاد تقریبا سالم مانده و قلعه هنوز مسکونی می‌باشد.

    صنایع

    محدودهٔ باغستان دارای کارخانه‌های صنایع مخابرات ایران، داروسازی، کمپوت‌سازی، سردخانه، انبار وزارت نیرو، کارخانه‌های ماکارونی، خمیرمایه، مرغ‌داری جهان‌جوجه و آجرپزی می‌باشد.

    fa.wikipedia.org منبع

     

  • نظرات() 
  • اندیشه

    شنبه 9 مرداد 1389

    شهر جدید  اندیشه از شهرهای استان تهران می‌باشد که در بخش مرکزی شهرستان شهریار واقع گردیده است.این شهر شامل پنج فاز می باشد که قدیمی ترین فاز آن فاز یک و جدیدترین آن فاز پنج می باشد‌. تجمع مراکز خرید و مراکز اداری-تجاری در فاز یک می‌باشد و فازهای دو تا پنج از مراکز خرید کمتری برخوردار می‌باشند‌. شهر اندیشه از جنوب به بلوار آیت الله مدرس و از شمال به جاده هفت جوی و از شرق به جاده شهریار - کرج و از غرب به جاده کشتارگاه محدود می شود . همچنین جاده شهریار-ملارد-فردیس-کرج از میان شهر اندیشه عبور می کند که مسیر اصلی تردد ساکنین آن می باشد .

    دارای آب و هوای پاک و سالم است و در بیشتر اوقات سال باد در آن می‌وزد. زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدلی دارد‌. شهر اندیشه در 30 کیلومتری تهران ، 3 کیلومتری شمال غربی شهریار و 7 کیلومتری جنوب شرقی کرج واقع است و به لحاظ دسترسی مناسب به شبکه های ارتباطی منطقه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار میباشد،.شهر جدید اندیشه با وسعت 1495 هکتار بصورت مثلثی در جنوب شرقی شهر کرج و در شرق محور ملارد واقع گردیده است‌. اراضی مورد نظر از شرق به رودخانه کرج و از غرب به محدوده طرح توسعه و عمران شهر کرج بزرگ و از جنوب به جاده کرج به علیشاه عوض و از سمت شمال به اراضی روستای هفت جوی محدود است. اصولا برنامه ریزی توسعه شهر‌های جدید در سه دوره بلند مدت (25 ساله)، میان مدت (15 ساله)، و کوتاه مدت (5 ساله) صورت می‌پذیرد که در خصوص اندیشه به دلیل شروع عملیات آماده سازی و واگذاری زمین و فشار زیاد متقاضیان مسکن با فرض سال 70 به عنوان سال مبنای طرح ، تا پایان سال، 1375 بیش از 1900 واحد مسکونی ایجاد گردیده بود، علیرغم پیش بینی این مسئله که در دوره میان مدت طرح (سال 85) با توسعه و شکل گیری مراکز خدماتی وتأسیساتی روبنایی شهر بیش از 000/60 نفر و تا پایان دوره طرح یعنی تا سال 1395 بیش از 000/100 نفر در این شهر اسکان یابند اما بدلیل استقبال غیر منتظره مردم از اسکان در این شهر هم اکنون جمعیتی بالغ بر 000/120 نفر در اندیشه ساکنند، در ارتفاع 1200 متر از سطح دریا قرار دارد. بنیاد تعاون ناجا در راستای تکریم کارکنان ناجا و اختصاص خانه های شخصی به ایشان اقدام به ساخت پروژه های 60 واحدی، 400 واحدی و 120 واحدی در فاز 4 شهر جدید اندیشه نموده است.

    www.btn.ir منبع

     

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :19
    • ...  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • ...  

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها