تنوع آب و هوایی و وجود ارتفاعات، جلگه ها و دشتها و شرایط اقلیمی گوناگون موجود در شهرستان اسفراین زمینه و بستر مناسبی را برای زیست انسانها در طول اعصار پیش از تاریخ و تاریخی فراهم كرده است. از جمله محوطه های پیش از تاریخ دردشت اسفراین می توان به تپه های پیش از تاریخ انجیرلی و چهل دختران( هزاره سوم تا دوره تاریخی) و محوطه های پیش از تاریخ و تاریخی توی 1و2 (دوره مس و سنگ تا دوران تاریخی و قرن4-8 هجری)اشاره كرد. بیشتر این تپه های باستانی در جلگه و دشتهای جنوب غربی اسفراین واقع شده اند. كه به نوعی ارتباط و مبادلات فرهنگی را در آینده ودرپی كاوشهای باستان شناختی می توان بین این محوطه ها و مناطق پیش از تاریخ جاجرم و سبزوار بدست آورد.

در حال حاضر شواهد سفالی  به دست آمده ازاین محوطه ها نشان میدهد در برهه زمانی خاصی با فرهنگهای جنوب تركمنستان شباهت دارد. از جمله آثار دوران تاریخی می توان از تپه های تاریخی كهنه بام، عمارت و ... نام برد. آستوئن یا استئین بر اساس گفته مورخین یكی از اولین خاستگاههای ظهور اشكانیان در شمال شرق ایران( پارت) بوده است.
در ارتفاعات سالوك اسفراین دژی به نام دژ صعلوك واقع شده كه به احتمال زیاد استئین یا آستوئن دوران اشكانیان می باشد. 

در دوران ساسانیان نیز اسفراین یكی از بخشهای مهم ابرشهر: نیشابور بوده كه جاده شاهی ابریشم از آن می گذشته است و به نامهایی مانند مهرگان، مهرجان، سپهرآئین، اسپرآئین، زابرین، نامیده می شده است. به احتمال زیاد اسفراین یكی از خاستگاههای آریاییها بوده و"دلیل آن نیز وجه تسمیه كلمه اسفراین است كه از كلمه اسفه یا اسپه (واژهای اوستایی) به معنی اسب+ راین( به معنی مكان و محل تجمع) گرفته شده است.

 اسفراین به علت واقع شدن در شاهراه ورودی اقوام مهاجر به ایران از جمله قوم مغول، ازبكها، افغانها و در طول قرون اسلامی بارها مورد تجاوز و تخریب این اقوام قرار گرفته و دوباره با كوشش مردم سخت كوش این دیار سر از خاك برافراشته و شكوفایی خود را بازیافته است. آثار شهر قدیمی اسفراین كه امروزه به شهر بلقیس مشهور است. در 3 كیلومتری جنوب غربی اسفراین واقع شده است
در مورد اسفراین بهترین شرح جغرافیایی ابوعبـــدا… حمد بن احمد مقدسی است كه خود این ولایت را دیده است مقدسی می نویسد :

 (( اسفراین روستایی بزرگ و مركز انگور خوب و كشتزار است ، جاده گرگان آنرا به دو نیمه می كند . شهر آن به همین نام است . آباد و گرانقدر است ، از نهری كه از كوه می آید می آشامند در شهرهای این روستا مهم تر از آن نیست .بازارهای زیبا ویژگی دیگر دارد . مردم اهل حدیثند )).

 (( ابوعبدا… الحاكم مولف تاریخ نیشابور كه سنه 404 هجری قمری فوت كرده است ، اسفراین را شهری خوش آب و هوا ذكر كرده است و قباد پادشاه ساسانی نام اسفراین را به علت داشتن آب و هوای خوب مهرجان گذاشته است . .
 همچنانكه یاد اوری گردید اسفراین شهری بوده است كه قبل از اسلام در خراسان وجود داشته است ، جزو ایالت پارت بوده است .
 در تقسیمات كشوری در دوره هخامنشی ، كشور ایران بر اساس ملاحظات قومی و نژادی به 30 قسمت تقسیم می شده است كه یكی از ایالت خراسان و یاپارت ذكر شده است بعدها یونانی ها این ایالت را ساتراپ نام گذاشتند .
ولی همان دولت تعداد ایالت ایران را 20 نوشته است و پارت را ایالت شانزدهم دانسته است سپس از روی كار آمدن اشكانیان كه همان پارتها باشند ایران زمین را از وجود بیگانگان آزاد ساختند چون اسفراین را یكی از مراكز عمده پارتها می دانیم لذا در شرح آن اشارات بیشتری خواهد شد . 
اكثر مورخان پارت قدیم را عبارت از دامغان ـ جوین ـسبزوار ـ نیشابور ـ قوچان درگز ـ اسفراین و چند شهر فعلی خراسان می دانند .
 (( ظهور و گسترش دین مبین اسلام در ایران خراسان مانند سایر بلاد ایران و شاید بیشتر درگیری و كشمكش حكام عرب و فرمانروایان ایرانی بوده است . مسلماً صدمات انسانی و مالی بیشتری از تخریب شهرها و اماكن بوده است و فتح اسفراین همزمان باشهرهایی چون نیشابور ، ری ، بیهق و توس در تاریخ های قرون و در هیچ یك از منابع اولیه اشاره به خرابی اسفراین نشده است . اسفراین در سال 31 هجری همچنان كه ذكر گردیده بدست عبدا.. . ابن عامر فتح شده ومردم بتدریج دین مبین اسلام را پذیرفته اند ))

درباره بنیانگذار اسفراین ، در منابع و ماخذ تاریخ و جغرافیا مطالب فراوان است ولی آنچه بدیهی است این نكته است كه منابع ایران تقسیم دنیای روزگار گذشته را به فریدون نسبت می دهند كه بین سه فرزند خود مسلم ، تور و ایرج تقسیم كرد .

 (( آنچه مسلم است خراسان و اسفراین كه شهركی در آن بوده است در ایران زمین واقع شده بوده اســـــت و باید سازنده آن را كسی بنامند كه نژاد ایرانی باشند همچنانكه بانی اسفراین را اسفند یا پسر گشــــــتاسب می دانند كــــــه از پادشاهان كیانی ایران است و به قاعده انتساب آنرا اسفراین خوانده اند )). 

 (( مولف تاریخ نیشابور ابوعبدا ، محمد بن عبدا… نیشابور ی در مورد اسفراین شرحی دارد كه خلاصه ای از آن آورده می شود . پادشاه قباد بن فیروز چند روز آنجا بود از خضره صحرا و صحه هوا آن را مهرجان نام نهاد )) . 

شرایط مساعد طبیعی و رودهای فراوان از محاسن عمده ای بود كه امكان آبادانی این منطقه را از قدیم ممكن كرده است .

همانطور كه در ابتدا گفته شد پارت یكی از ایالات وابسته به امپراطوری هخامنشیان بوده است و شیستاسب پدر داریوش والـــی پارت بـوده و پارتیان در سپاه خشایارشاه در جنگ با یونانیان شركت داشته اند و پس از هجوم یونانیان اسكندر داریوش سوم را تاداخل مملكت پارت تعقیب كرده است . مشیر الدوله پیر نیا در تاریخ ایران ، باستان محل واقعه و تاریخ در گذشته را در محلی بین سمنان و شاهرود فعلی دانسته است .

(( محمد حسن خان اعتماد السلطنه به نقل از سایر منابع این محل را چمن كالپوش دانسته كه در شرق جاجرم واقع است و مولف كتاب خراسان و سیستان نیز همین محل را ذكر كرده است .))
 باتوجه به اینكه اهالی چمن كالپوش نیز معتقدند چمن كالپوش آخرین منزلگاه داریوش سوم است و از چمن كالپوش تا اسفراین راهی نیست ، پس باید دشت اسفراین را جولانگاه مقدونیان دانست كه از دستبرد و سم ستوران یونانی در امان نبوده است .
 در دوره جانشینان اسكندر ، اسفراین در تصرف بلوكیان بوده است تاظهور پارتیان ( اشكانیان ) كه این سرزمین آزاد می گردد .
پارتها از همین سرزمین فعلی خراسان بخصوص شمال خراسان همچون شهرستانی مانند قوچان ، اسفراین درگز قیام می كنند و در شهر آساك در آستانه تاجگذاری می كنند و سپس به تسخیر هیرگانیا می پردازند .

  (( حكومت اسفراین در قیام سربداران را یكی از امرای مغول بنام محمود اسفراین در دست داشت كه در طی چند جنگ از امیر مسعود سربدار در حوالی نیشابور شكست خورد و در تاریخ مغمول ، تاریخ نیشابور و سایر كتب تاریخی این پیروزی را در سنه و 73 هجری قمری دانسته اند سربداران در اسفراین پایگاه محكمی داشته اند .
 این موضوع را می توان از سكه های ضرب آن در اسفراین پی برد و یعقوب آژند مترجم كتاب خروج و عروج سربداران تالیف جان ماسون اسمیت ، فصلی از كتاب خود را به ضرب سكه در اسفراین و سایر شهرهای خراسان اختصاص داده است . هر چند در دوره ایلخانان مغول نیز در اسفراین سكه ضرب شده است .  اسفراین در زمان حمله امیر تیمور به ایران سنه 1381 میلادی مطابق 782 هجری قمری نیز صدمه می بیند ، شهر تخریب می شود و مردم كشتار می شوند و دولتشاه سمرقند اشاره به یاغی شدن سلطان محمد بن بایسنقر بر جدش شاهرخ می كند و بین سلطان محمد و برادرش بابر سلطان در حدود چناران از نواحی اسفراین و در بند شغان جنگی در سنه 855 هجری قمری در می گیرد و دهات زیادی تخریب می شود .
در دوره صفویه به خصوص در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب وشاه عباس اسفراین یكی از شهرهایی بوده است كه مورد و غارت و قتل و نجات ازبكان قرار می گیرد .

 شاه اسماعیل صفوی برای دفع ازبكان از اسفراین عبور می كند و به مرو می رود و ازبكان را شكستی سخت می دهد و پس از روی كار آمدن شاه طهماسب عبید خان ازبك اسفراین را متصرف می شود و مردم را مورد قتل و غارت قرار می دهد .

 در دوره شاه عباس اسفراین بدست چند تن از امرای صفوی اداره می شده است كه در تاریخ عالم آرای عباسی به آن اشاره شده است در دوره شاه طهماسب آخرین پادشاه صفوی موقعی كه او از مازندران به طرف مشهد می آمده از اسفراین عبور كرده است .

 بارتولد می نویسد : اسفراین در سنه 1731 میلادی بدست افاغنه ویران شده است و این دوران معاصر بااواخر سلطنت شاه طهماسب وروی كار آمدن نادر شاه است .

 در دوره حكومت نادرشاه تاسلطنت ناصرالدین شاه قاجار از حوادث روزگار در امان نبوده است بر اثر ویران شدن شهر و بخصوص كور شدن قنوات متعددی كه شهر قدیمی اسفراین را مشروب می ساخته، مردم بتدریج كوچ كرده و درمكان فعلی شهر اسفراین به ساختن قلعه كوچكی پرداخته اند بعداً آنچه در دوره قاجاریه راجع به اسفراین نوشته اند ، مربوط به شهر جدید اسفراین است . 

www.nkhorasan.ir منبع