تبلیغات
تور سفر گردشگری - مطالب استان آذربایجان غربی

تور سفر گردشگری

جمعه 4 تیر 1389

پلدشت یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی است. این شهر مرکز شهرستان پلدشت است. بر پایه سرشماری سال 1385، جمعیت این شهر برابر با 8,584 نفر بوده است که به زبان ترکی آذربایجانی و کردی تکلم می‌کنند.

جغرافیا
پلدشت در کناره رود ارس واقع شده‌است. رود زنگبار نیز دقیقا از مرکز شهر می‌گذرد و به ارس می‌ریزد. بر خلاف ماکو که دارای طبیعتی کوهستانی است، پلدشت دارای آب و هوای نیمه خشک است. زمستان بسیار سرد و تابستان نیز گرم است. این شهر در یک دشت مسطح مابین دو دشت شیبلو و زنگنه واقع شده‌است. نام این شهر هم از این مورد نشات گرفته‌است. البته آن سوی رود ارس، کاملاً کوهستانی است که این خود یکی از موارد جالب و دیدنی این منطقه به حساب می‌آید. حاشیه رود ارس در اطراف این شهر پوشیده از جنگل است که زیبایی خاصی به آن داده‌است. ضمنا محیط مناسبی برای چرای حیوانات به حساب می‌آید.

اقتصاد
کار اصلی مردم این شهر کشاورزی و دامداری است. اما در چند سال گذشته و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل جمهوری آذربایجان، پلدشت از نظر تجاری اهمیت پیدا کرد و اکثر مردم به کار تجارت روی آوردند. یک بازارچه مشترک مرزی نیز در این شهر ایجاد شده‌است . البته در چندین سال گذشته به دلیل رفع مشکل کم آبی که با احداث سد ماکو و انتقال آب آن به اراضی پلدشت و روستاهای اطراف حاصل شده‌است، کشاورزی دوباره رونق پیدا کرده‌است.

 منبع:beharziba2.blogfa.com

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شوط مرکز بخشی است به همین نام، که بزرگترین بخش شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی می باشد، که در ۴ کیلومتری کناره جنوبی رودخانه زنگبار قرار دارد. وجه تسمیه شهر برگرفته از کلمه «آشوط» ارمنی است.با این حال امروزه هیچ ارمنی زبانی در این شهر ساکن نیست.این ناحیه در ادوار طولانی ساکنان ارمنی زبان داشته است که هنوز نام های شهر ها و آبادی های بسیاری دراطراف شوط و ماکو می توان پیدا کرد که ریشه ارمنی دارند. مثل تمام روستا هایی که به «جوق» ختم می شوند: باغچه جوق، آوا جوق، قلاع جوق. در زمان حاکمیت پهلوی در راستای سیاست های نژاد پرستانه و استبداد خواهانه دولت مرکزی نام شهر در اسناد دولتی به شاه آباد تغییر یافت.اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بار دیگر شهر به همان نام سابق و تاریخی خود نامیده شد.با توجه به اینکه از خروج ارامنه از این منطقه قرن ها می گذرد لذااین نام بی تردید خود نشان از قدمت و سابقه دیرین سکونتی شهر دارد.

     جمعیت

    جمعیت شهر شوط در سال ۱۳۸۳خ برابر با 173467 بوده است.که 93درصد آن را ترک های آذری زبان و 7 درصد آن را کردها تشکیل می دهند.

    موقعیت اجتماعی

    از آنجاییکه این شهر نسبت به عمده شهرهای اطراف خود همچون قره ضیاالدین، ماکو و پلدشت از موقعیت اقتصادی و تجاری ضعیفتری برخوردار است، لذا بخش عظیمی از جوانان شهر به کار تحصیل و ورزش اشتغال دارند.کشتی گیران این شهر بارها تا اردو های تیم ملی پیش رفته اند. در دانشگاههای بزرگ کشور از تهران، ارومیه، تبریز تا زنجان و اردبیل دهها استاد دانشگاه اهل شوط در رشته های مختلف پزشکی، آمار،ادبیات، کشاورزی، تربیت بدنی، هنر و غیره مشغول به تدریس هستند.از طرف دیگر عمده مسئولیت های سیاسی اداری شهرستان ماکو را اهالی این شهر عهده دارند.از آن میان می توان به نماینگی مجلس شورای اسلامی اشاره کرد که در 7 دور مجلس 4 دور آن نماینده مردم ماکو از اهالی شوط بوده است.

    www.morvarid2705.blogfa.com منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شهرستان شاهین دژ یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان غربی میباشد مرکز آن شهر شاهین دژ دارای 2 بخش ، 7 دهستان ، 209 آبادی با سکنه و 20 آبادی خالی از سکنه میباشد .

    نام بخشهای این شهرستان عبارتند از :

      1- بخش کشاورز  2- بخش مرکزی

    بخش کشاورز شامل :  4 دهستان به نامهای اجرلوی غربی ، اجرلوی شرقی ، دهستان چهار دولی و دهستان کشاور میباشد .

    این بخش دارای 116 آبادی می باشد.

    بخش مرکز شامل:  3 دهستان به نامهای صفاخانه، محمود آباد و هولاسو .

    این بخش دارای 93 آبادی است.

    جمعیت و پراکندگی آن :

    طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران جمعیت شهرستان شاهین دژ 104598 نفر است و این تعداد جمعیت 47/27 در صد در نقاط شهری و 26/72 در صد در نقاط روستایی سکونت دارند .   

    ساختار جنسی :

    از کل جمعیت شهرستان شاهین دژ 51787 نفر مرد و 52811 نفر زن می باشد ،  یعنی در مقابل هر 100 نفر زن 98 نفر مرد وجود دارد .

    دین :

    از کل جمعیت شهرستان 89/99 درصد را مسلمانان و بقیه یعنی 03/ درصد زرتشتی و 08/ درصد را سایر ادیان ( کلیمی،مسیحی و 00000 ) تشکیل می دهد.

    وضعیت زناشوئی :

    در نقاط شهری 38/66 در صد از مردان و 58/73 درصد از زنان حداقل یکبار ازدواج کرده اند و این نسبت بین روستاها 21/67 در صد برای مردان و 57/70 درصد برای زنان بوده است .

    افرادی که هرگز ازدواج نکرده اند در نقاط شهری برای مردان 31/33 درصد و برای زنان 99/25 در صد و در نقاط روستایی برای مردان 32/32 درصد و برای زنان 68/28 درصد میباشد .

    www.masoudy.blogfa.com منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شهرستان سَلماس (شاپور پیشین) یکی از شهرستان های استان آذربایجان غربی ایران است که در قسمت شمالی این استان قرار دارد. مرکز این شهرستان شهر سلماس است.

    این شهرستان به دو بخش کوهسار و مرکزی تقسیم شده‌است. مرکز بخش کوهسار شهر کتبان و مرکز بخش مرکزی شهر سلماس است.

    نام این منطقه در زمان هخامنشیان زاروَند یا زروند بوده و کاوش‌های تپه بیان تاریخچه دوران مادی سلماس را روشن می‌سازد. عشایر و کوچ‌نشینان این منطقه از تبار طوایف کرد کره‌سنی هستند.

    جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۸۰۷۰۸ نفر بوده‌است که از این تعداد ۹۱۷۹۶ نفر آنان مرد و ۸۸۹۱۲ نفر آنان زن بوده‌اند. زبان رایج ترکی آذری و کردی می‌باشد.

    fa.wikipedia.org منبع

     

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    پیرانشهر یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی و مرکز شهرستان پیرانشهر در شمالغربی ایران است.

    شهر پیرانشهر در جنوب غربی استان آذربایجان غربی و در کنار مرزهای جمهوری اسلامی با عراق واقع شده و به دلیل داشتن ‪ ۶۰۰‬میلی متر بارندگی در سال از زیباترین و سرسبزترین شهرهای کشور بشمار می‌رود.این شهر بدلیل قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیت جمهوری اسلامی با کشور عراق و دیگر کشورهای حوزه دریای مدیترانه، یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجارت خارجی در جمهوری اسلامی است.

     مردم‌شناسی

    بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر برابر با ۵۷٬۶۹۲ نفر بوده است. زبان رایج در این شهر کردی است. مردم این شهر به زبان کردی, لهجه سورانی, زیرلهجه مکریانی تکلم می‌نمایند. این شهر دارای سه ایل به نامهای منگور، مامش و ایل پیران است که مجموعاً بلباس خوانده می‌شوند.

    نرخ رشد جمعیت پیرانشهر سالانه 8/1 درصد است و بیشترین میانگین نرخ رشد جمعیت استان آذربایجان غربی مربوط به پیرانشهر است.

    محمد طاهر شیخ زاده

    این کارخانه درسال ۱۳۴۷ توسط شرکت بلژیکی اوکماس و از طریق وزارت صنایع در ۵ کیلومتری جاده پیرانشهر-نقده واقع در استان آذربایجان غربی احداث شد، و طی سالهای فعالیت خود، با استفاده از توانمندی‌های موجود از ظرفیت ۱۰۰۰ تن به ۲۵۰۰ تن چغندر در روز توسعه یافته‌است. محصول تولیدی این واحد ۳۰٬۰۰۰ تن شکر سفید و ۳ میلیون لیتر الکل طبی و ۱۵٬۰۰۰ تن تفاله خشک در سال می‌باشد. کارخانه قند پیرانشهر با جذب ۳۶۵ هزار تن چغندرقند، مقام دوم بیشترین چغندر تحویلی را در کشور کسب کرده است.

     آثار باستانی

    آثار باستانی شهر عبارت‌اند از: تپه قلات جلدیان تپة قلات موت آباد تپه آشه وان (گرد) قلات شین آباد گرد مرقد و نیز قلعه و تپه‌ای قدیمی متعلق به دورة ساسانیان در آبادی قدیمی پسوه مرکز دهستان لاهیجان شرقی در حدود ۵ر۱۳ کیلومتری مشرق پیرانشهر.

     وقایع

    از وقایع مهم شهر استقرار واحدهایی از لشکر ارومیه در این شهر پس از شهریور ۱۳۲۰ در جریان هجوم ارتش شوروی به ایران بود.

     اهالی پیرانشهر

    شلیر خضری جان‌باخته در جریان سرکوب معترضین جنبش سبز در تهران

    بهرام یوسفی هنرمند در زمینه گرافیک و نقاشی

    شیخ شمس الدین برهانی عالم و عارف

    آسو خواننده مشهور و محبوب کشور فنلاند و برنده برنامه تلوزیوینی Big Brother برادر بزرگ در سال 2009.

     کشاورزی

    اهالی عمدتاً به زراعت باغداری دامداری و تولید صنایع دستی اشتغال دارند. آب کشاورزی و آشامیدنی از چشمه و چاه تأمین می‌شود و محصولاتی از قبیل گندم جو نخود چغندرقند آفتابگردان و محصولات باغی مانند گردو بادام سیب توت انجیر انگور قیسی و به دارد از گیا دارای بلوط سیاه و سقز است. بافت قالی جاجیم و شال از تولیدات صنایع دستی آن به شمار می‌رود. ایلات پیران, منگور و مامش در محدودة آن به سر می‌برند.

     مساجد شیعیان

    پیرانشهر دارای دو مسجد مخصوص شیعیان به نام‌های مسجد امام حسین و مسجد صاحب الزمان است که در مراسم‌های مذهبی مورد استفادهٔ شعیان ساكندر پیرانشهر مانند نیروهای نظلامی و انتظامی و كارمندان غیر بومی شیعه مذهب آفرادی که محل کارشان در پیرانشهر است قرار می‌گیرد. مسجد صاحب الزمان فقط در ایام محرم باز می‌شود.

     موقعیت جغرافیایی

    شهر پیرانشهر با مساحتی در حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مربع در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده‌است و از شمال به اشنویه و نقده، از جنوب به سردشت, از شرق به مهاباد و از غرب به کشور عراق محدود است.

    به دلیل موقعیت سوق الجیشی خاص منطقه (نزدیکی به مرز) پادگانهایی در پیرانشهر مانند پادگان جلدیان پادگان پیرانشهر و پادگان بزرگ پسوه احداث شده‌است.

    شهر دارای دو بافت معماری قدیم و جدید است. بافت قدیمی شهر که در دامنه کوه جای دارد دارای ساختمانهایی از گل و خشت است و بافت جدید شهر که در دشت واقع است ساختمانهایی امروزی دارد. دو محله کهنه خانه و زرگتن که امروزه از محله‌های قدیمی شهر محسوب می‌شوند در گذشته دو آبادی بوده‌اند.

     تاریخچه

    برخی نام آبادی پسوه را اخذ شده از واژه اکدی پارسوا به معنای «خطه» و «مرز و کنار» می‌دانند. پارسوا نام سرزمینی است که در ۸۳۴ قبل از میلاد اراضی واقع در جنوب و جنوب غربی دریاچه ارومیه را شامل می‌شده‌است. به نظر می‌رسد شهر بسوی ــ که یاقوت حموی در قرن هفتم آن را شهری از آذربایجان کنار خان خاصبک آورده و حمدالله مستوفی در قرن هشتم آن را یکی از چهار شهر تومان مراغه ذکر کرده‌است ــ همان پسوه امروزی باشد.

    fa.wikipedia.org منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

     
    news.pconline.irمنبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شهر سردشت مركز شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ، پهنه ای حدود 5 كیلومتر مربع در نزدیكی مرز ایران و عراق قرار دارد . مردم كردستان شهر سردشت را زادگاه زرتشت پیامبر ایرانی می دانند و بر این باورند كه سردشت تغییر یافته نام زرتشت است . خاستگاه شهر سردشت پیش از اسلام در گوشه شمال غربی شهر كنونی ، در كنار چشمه آب بزرگی قرار داشته و روزگاری به نام « نیزه رو » خوانده می شد . واژه سردشت از دو پاره « سر » به معنی اول ، ابتدا و « دشت » به معنی زمین پهناور ، هموار جلگه ... و سردشت به معنی ابتدا و یا آغاز دشت است . به بیان دیگر آغاز دشتی كه تا رود زاب ادامه می یابد .

    سردشت طبیعتی زیبا دارد و آبشار آن معروف به « آبشار شلماش » بسیار بدیع و فرح انگیز است .

    news.pconline.ir منبع

     

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شهر خوی با پیشینه تاریخی طولانی، موقعیت طبیعی و جغرافیایی کم نظیر، ریشه های فرهنگی عمیق، قابلیت های اقتصادی فراوان و جمعیتی روز افزون، در حال حاضر دارای کالبدی در خور ویژگی های مهم است. طی سالیان طولانی، مهمترین مرکز فعالیت و تجارت در سطح فرا منطقه ای بوده و با داشتن بازاری فعال و زنده و در حال رشد از شهرهای مهم شمال استان به شمار رفته و شهرهای ماکو، شوط، سیه چشمه، قره ضیاء الدین، پلدشت سلماس و بخش های مجاور را از لحاظ خدماتی، درمانی، ورزشی و اداری را پوشش می دهد.

    از طرفی گسترش فعالیت های خدماتی با زمان همگام نبوده و پاسخگوی نیازهای فعالی نیست. مراکز فرهنگی شهر طی چند دهه گذشته نه تنها افزایش نیافته بلکه معدود مراکز فعلی نیز در اختیار ارگانهای غیر فرهنگی قرار گرفته است. آثار و ابنیه تاریخی ، مورد بی مهری قرار گرفته و در معرض آسیب های کالبدی و عملکردی قرار گرفته اند. در چنین وضعیتی افزایش سریع جمعیت و بالطبع افزایش جمعیت جوان، هجوم جمعیت از نواحی اطراف، گسیختگی فرهنگی، گسترش شهر بدون گسترش فرهنگ شهر نشینی، بر مسائل و مشکلات شهر افزوده است. کالبد فیزیکی شهر در سطح گسترش می یابد در حالیکه محتوای درونی آن رشد نمی کند. طی دهه های گذشته وسعت شهر چندین برابر شده ولی مرکز شهر همچنان محدود باقی مانده است. این در حالی است که توانمندی های اقتصادی شهر افزایش یافته و رونق آن بیش از گذشته شده است.

    موارد نامبرده و آگاهی از این امر که شهر گسترده امروز نیازمند مرکزیت گسترده و قوی است، ما را بر آن می دارد که در جستجوی راهنمایی برای حل معضلات کالبدی، عملکردی و فضای شهری خوی برآئیم.

    وضعیت موجود نشان می دهد که مرکزیت شهر ناگزیر باید توسعه یافته و سطوح بیشتری به عملکردهای عمومی اختصاص پیدا کند. از طرفی چون مرکزیت شهر در بافت تاریخی شکل گرفته عامل مهمی در  احیاء و باز زنده سازی بافت با ارزش تاریخی می تواند باشد و با مطالعه نواحی و محلات مختلف شهر و آگاهی از ویژگی های هر کدام و مطابق تشریح گزارش تفصیلی می توان حریم بافت تاریخی را مناسبترین و مستعد ترین مکان برای توسعه مکان های فرهنگی و ارزشی در نظر گرفت.

             

     بررسی ویژگیهای تاریخی شهر:

     

     

     شناخت تاریخچه

             

    شهر خوی كه نام باستانی پهلوی آن گواه دیرینگی تمدن در آن است، در زیر پای رشته كوههای سر به فلك كشیده » اورین « قرار دارد، نام این كوه هم از زبان پهلوی و منسوب به » اور « صورت كهنه ابراست.در سایه همین كوه است كه جلگه خوی بعد از كرانه های دریای خزر پرباران ترین مناطق ایران است و به همین سبب از كهن ترین روزگاران آباد و مسكون بوده است.

    ویژگی دیگر رشته كوههای اورین این است كه همواره مرزگاه طبیعی اقوام ساكن دو سوی آن بوده و شهر خوی در كنار آن بیش از هزار سال شاهد جنگ ها و مهاجرت ها و پذیرایی كاروان ها بوده و همچون مرزبان وفاداری در برابر هجوم ها ایستاده و زخم ها خورده است .

    آخرین سال های طلائی خوی در دوره كریم خان زند بود كه امیران دنبلی )احمد خان و حسین خان( در خوی امارت داشتند و شهرهای مجاور را تابع خوی كردند و آن را به صورت یكی از شهرهای مهم و معروف آن عصر درآوردند. از یك سو با برقراری عدالت اجتماعی و تأمین امنیت كاروان ها و جمع آوری مالیات از شهرهای مجاور ، اقتصاد خوی را رونق بخشیدند و از دیگر سو با جلب شاعران و ادیبان و دانشمندان به این شهر و حمایت از آن ها یك كانون مهم فرهنگی به وجود آوردند.

    شهر خوی بارها از آبادی و رونق و ثروت برخوردار بوده و متون تاریخی از اهمیت و اعتبار آن و رفاه مردمش حكایت ها دارند و » زرخوی « ،‌‌ » دیبای خوی « و » گل سرخوی‌ « مضامین زیبایی در اشعار شاعران پدید آورده است. اما با كوشش مداوم دنبلی ها و عباس میرزا در آبادانی خوی این شهر به جایی رسید كه آن را » عروس شهرهای ایران «  نامیدند و در دوره قاجاریه كه هر یك از شهرها لقبی داشتند ، خوی لقب » دارالصفا « یافت. تا عباس میرزا زنده بود حكومت خوی با او یا با دایی اش امیرخان سردار بود، بعد از آن هم یكی از پسران پادشاه وقت از تهران فرمان حكومت خوی را دریافت می كرد.

              

    وجه تسمیه

             

    بحث بر سر وجه تسمیه اسامی بلاد و کلاً اماکن جغرافیایی امر تازه‌ای نیست و کاری است که در تمامی دنیا به شکل علمی انجام می شود و کار پسندیده ای نیز شمرده می شود.

     

    اما در کشور ما و خصوصا در طی هفتاد ـ هشتاد سال گذشته این امر آن حالت صرف علمی خود را از دست داده و موردی برای اثبات فزون خواهی ها و برتری طلبی های عده‌ای از هموطنان گشته است.

     

    وجه تسمیه «خوی» نیز متاسفانه از این تنگ نظری ها بر کنار نمانده است.

     

    1. ارامنه در اوایل قرن بیستم میلادی نیز برای رسیدن به اهداف شان مانند بسیاری از اسامی جغرافیایی آذربایجان، خوی را کلمه‌ای ارمنی می دانند به معنی قوچ. البته پاسخ آنها را جناب مهدی آقاسی در تاریخ خوی داده اند . چرا که خود ارامنه این شهر را در طول تاریخ «هیر» نامیده‌اند و همین مؤید این مطلب است که واژه «خوی» ریشه در زبان ارمنی ندارد، چرا که اگر داشت لااقل باید خودشان آن را به کار می‌بردند.

     

    2. دستگاه رسمی دولتی در دوران پهلویها و جناب آقاسی مؤلف کتاب ارزشمند «تاریخ خوی» ریشه این کلمه را در زبان پهلوی، فارسی و کردی جستجو کرده اند و عنوان نموده اند که خوی واژه ای است به معنی نمک. حال آنکه صرف وجود کلمه ای مشابه «خوی» در زبان فارسی دلیل آن نمی‌شود که ما ریشه نام شهر خوی را از آن بدانیم. بلکه باید این واقعیت با سایر واقعیتهای منطقه ای نیز همخوانی داشته باشد. (توجه شود که در سطح کره خاکی نقاط متعددی وجود دارند که نام آنها تشابه لفظی با نام خوی دارد، حال آنکه هیچ ارتباط و پیوند تاریخی ـ فرهنگی مابین آنها و خوی وجود ندارد.) اینکه آیا ملل فارس زبان و کرد زبان در برهه ای از تاریخ در این سرزمین سکونت داشته اند که اینجا را با نامی منبعث از زبان خود نام دهند، مساله ای است که تا به حال از سوی مورخین بی‌غرض تایید نشده است. درست است که زبان فارسی از قرون پنجم و ششم در آذربایجان در کنار زبان عربی به عنوان زبان ادبی به کار گرفته شده است، ولی این بدان معنی نیست که مردم آذربایجان نیز به زبان فارسی و یا یکی از منشعبات آن ـ مثلاً کردی ـ سخن می گفته اند. مساله دیگر آنکه همان واژه ای که در زبان فارسی معنی نمک می دهد و در شاهنامه فردوسی نیز با مفهوم عرق تن آمده است در اصل دارای تلفظی شبیه خَی khay است نه khoy  و بعدها در سده های اخیر به صورت خوی khoy  تلفظ می شود.

     

     مساله دیگر آنکه حتی امروزه نیز نام مکانی را نمی توان یافت که «نمک» و یا هم معنی آن باشد. شاید بتوان اسامی مرکبی را یافت که واژه نمک و دوز و سلت و ملح و ... در آنها باشند ولی اینکه نام یک منطقه جغرافیایی را فقط «نمک» یا معادل آن بگذارند امری بعید و بی‌بنیان به نظر می رسد.

     

    ریشه‌یابی نام خوی در واژه فارسی ـ پهلوی «خَی khay » چنان بی‌اساس بود که جناب دکتر محمدامین ریاحی مؤلف محترم کتاب «تاریخ خوی» در کتاب خود زیاد بر روی آن اصرار نورزید و به دنبال پیشنهاد و جایگزین بهتری گردید.

     

    3. جناب آقای صدرایی خویی در کتاب سیمای خوی نیز پیشنهاد دیگری برای ریشه یابی کلمه خوی ارائه دادند و آن این بود که آن را مأخوذ از کلمه «قویون ـ قوی» ـ در ترکی معنی میش و گوسفند می‌دهد ـ دانستند که با توجه به ترک تبار و ترک زبان بودن مردم شهر خوی پیشنهاد جالبی بود.

     

    منتهی ذکر نام خوی از همان سالهای آغازین دوره اسلامی به همین شکل فعلی آدمی را بر این می دارد که ریشه کلمه خوی را در زبانهای مرده قبل از میلاد جستجو کند. کاری که دکتر ریاحی و بعدها جناب نصیری ـ در کتاب خوی در گذر زمان ـ بر روی آن کار کردند، هر چند که به نتیجه قطعی نرسیدند.‌

     

    ذکر واژه «اولخو» و «حویه‌وه» در سال‌نوشته‌های آشوری، نیز «حویله» در کتاب مقدس و مطابقت تقریبی محل آنها با همین شهر و منطقه خوی لااقل نشان دهنده این است که باید برای نام خوی ریشه یابی دقیقی صورت گیرد. در کتاب «خوی در گذر زمان» گرچه در حدود 12 صفحه در مورد نام خوی بحث شده است ولی با وجود مطالب زیبا و کارآمد در نهایت برای واژه خوی معنای مستقلی عنوان نشده است. این هم چندان دور از انتظار نبوده است. چرا که تا زمانی که کاوشهای باستان شناسی در منطقه ما صورت نگیرد و آثار مکتوب از آن دوران به دست نیاید و زباندانانی بی طرف به مطالعه آنها ننشینند همچنان نام خوی در هاله‌ای از ابهام خواهد ماند. (چنانکه کسروی نیز به این موضوع وقوف داشته است.)

     

    چندی پیش جزوه ای منتشر شد که در گوشه ای از آن در مورد وجه تسمیه خوی مطلب تازه ای نوشته شده بود. اینکه کلمه «خوی» مفهوم «چوخور» را می رسانَد و این با صفتی که همگی‌مان برای این منطقه به کار می بریم همخوانی دارد. خویی ها خوی را «خوی چوخورو» می نامند معنی آن نیز دشتی است که از مناطق همجوار پایین تر است. با پرس و جو معلوم شد که گویا در زبان سومری ـ که به عنوان اولین بانیان تمدن بشری و نیز اجداد ترکان امروزی شناخته می شوند ـ این واژه وجود دارد و به این معنی به کار می رفته است.

     

    از سوی دیگر ما با دو اسم مشابه به لفظ «خوی» نیز مواجهیم: یکی «خییوو» (نام اصلی شهر مشکین شهر) و دیگر «خیوه» (در ترکستان ـ ازبکستان) جالب آنجاست که آخرین یافته های دانشمندان باستان شناس و مورخین نشان می‌دهد که اقوام سومری از آسیای میانه (ترکستان) با گذر از سرزمین آذربایجان به منطقه بین النهرین رفته اند و در طول این مدت مهاجرت، سالها در آذرباجان رحل اقامت افکنده اند و بسیاری از آنها نیز برای همیشه در آذربایجان ماندگار شده‌اند.

     

    با در نظر گرفتن اینکه منطقه تمدن خیز «آراتتا» ـ مذکور در کتیبه های سومری ـ با منطقه خوی و کلاً غرب آذربایجان و شرق آنادولو منطبق می شود، احتمال اینکه نام «خوی» یک کلمه سومری (پروتو ترکی) به معنی سرزمین و دشت کم ارتفاع و پست بوده باشد زیاد است.

     

    اما در مورد اجداد خویی ها و آذربایجانی ها و ساکنان اولیه این سرزمین نیز اشاره داشته اید به نام قوم «ماد». ولی این نیز با حقایق تاریخی همخوانی ندارد. متاسفانه در دوره پهلوی و به تبع آن بعد از آنها نیز اینگونه عنوان می شد که گویا تاریخ این سرزمین از 2500 سال پیش و با حضور اقوام به اصطلاح آریایی شروع می شود و چنین قلمداد می گشت که این سرزمین قبل از این تاریخ دارای تمدنی در خور توجه نبوده است. حال آنکه تحقیقات دامنه دار مورخین بی غرض و در راس آنها مرحوم پروفسور زهتابی حقایق بسیاری را روشن ساخت. بر این اساس قبل از حضور و شکل گیری اقوام ماد ـ که انتساب آنها به اقوام به اصطلاح آریایی نیز پایه و بنیان درستی ندارد ـ در سرزمین آذربایجان اقوام متمدن و دوران سازی چون هیتی‌ها، هورری ها، قوتتی ها، لولوبی ها، اورارتوها و مانناها زندگی و حکومت می کرده اند و امروزه در آذربایجان هر جا را می کنند فقط و فقط نشانه از تمدن آنها می یابند و بس.

     

    لذا باید اذعان کرد که سرزمین آذربایجان و خوی به عنوان گوشه ای از آن دارای تاریخی بیش از هفت هزار سال است و باید با افتخار و غرور اضافه کرد که اجداد آذربایجانیان امروزی در شکل گیری و رشد تمدن های نامدار جهانی سهم بسزایی داشته اند که این نقش به مرور زمان و با کشفیات جدیدتر روز به روز عیان‌تر می شود.

             

    علت ایجاد شهر

             

    موقعیت استراتژیك این شهر در یكی از كانون های مهم مرزی كه طی تاریخ همیشه به عنوان مركز حمله دشمن از اهمیت برخوردار بوده است.

     وجود سرزمین حاصلخیز و منابع بالقوه آب و خاك كه خود در حد پتانسیل های موجود جذب جمعیت بوده است. چه بعد از هر بار تخریب در نتیجه زلزله و قتل عام در جنگ و جدال منطقه ای به دلیل وجود استعدادهای خداداد بار دیگر شهر قد راست كرده و غبار ملال را از چهره خود زدوده است.

     استقرار این شهر بر سر راه ابریشم كه یكی از بزرگترین شریان های ارتباطی شرق و غرب بوده و شهر خوی به عنوان مركز تجمیع و توزیع كالا عملكرد دوسویه داشته است.

    علت انحطاط شهر:

             

    - وقوع چندین زلزله مخرب كه بارها شهر را خالی از سكنه نموده به شرحی كه در متن تاریخ خوی بیان             

       گردید.  

    - وقوع جنگ های عدیده با دولت عثمانی كه طی این نبردها خوی 22 بار دست به دست شده است.

     وقوع نزاع های محلی مردم خوی با كردان كه به وسیله ایادی بیگانه تحریك می شدند و دست به قتل و غارت و كشتار هم میهنان خود می زدند.

    - وقوع جنگ های مذهبی بین اقلیت های مسیحی و مسلمان كه در این نبردها ارامنه داعیه تشكیل دولت ارمنستان بزرگ را داشته و سرانجام شهر خوی از وجود آنان خالی شد.

    - اشغال خوی به وسیله قوای روس كه حتی بعد از انعقاد قرارداد ننگین تركمان چای به عنوان تضمین پرداخت غرامت در اشغال آنان همچنان باقی ماند.

    - گشایش كانال سوئز كه راه لندن به هند را 750 كیلومتر كوتاهتر كرد و تجار جاده ابریشم ترجیح دادند از این آبراه به زندگی تجاری خود ادامه دهند.

    - وجود چند وبا و بیماری همه گیر كه جمعیت كثیری از سكنه شهر را تلف نمود.

    - تغییر اساسی در سیستم حمل و نقل و وسائل ارتباطی كه این امر نیز از رونق تجاری این شهر با عملكرد منطقه ای و ملی بوجه محسوسی كاست.

             

     توسعه شهر در 35 ساله اخیر:

             

    شهر خوی طی 35 ساله گذشته همزمان با توسعه شهر نشینی در ایران گسترش یافته است جمعیت این شهر كه در سال 1335 شمسی 34491 نفر بوده در سال 1336 بالغ بر 115343 نفر گردیده و طبق برآوردهای انجام شده این شهر در سال 1370 دارای 144945 نفر جمعیت می باشد. با این ملاحظه جمعیت شهر طی 35 سال گذشته 2/4 برابر گردیده و در فاصله بین هر یك از دهه های سرشماری علاوه بر رشد طبیعی جمعیت تعدادی مهاجر نیز به ساكنان شهر اضافه شده است. منتها طی 20 ساله گذشته آهنگ رشد سریعتر بوده به طوری كه شهر خوی در فاصله سال های 1350 اخرین بازمانده برج و باروی خود را از دروازه های آن كه در جنوب بازار واقع به عنوان یك اثر تاریخی محافظت می شود.

             

                       

     www.khoycity.irمنبع

             

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    شهرستان تكاب درمنتهی علیه جنوب شرقی استان آذربایجانغربی واقع شده ودر فاصله 300كیلومتری مركز استان واقع و 1815متر از سطح دریا های آزاد ارتفاع داردو مساحت آن 2523 كیلومتر می باشد.واز شمال غربی به هشترود-ازشمال شرقی به زنجان-وازطرف غرب به شاهین دژ-و ازجنوب و جنوب غربی به كردستان سنندج وسقز-واز طرف جنوب خاوری به شهرستان بیجار محدود است. دین مردم تكاب افشار اسلام 2از 3پیرو مذهب شیعه و 1از 3 پیرو مذهب سنی و بقیه اهل حق میباشند. پیروان این سه مذهب به طور مختلط و باحسن سلوك با هم زندگی كرده و تا كنون هیچ اختلاف و مخاصمه ای بین این سه گروه به وقوع نپیوسته. تكاب تاسال 1369یكی از بخشهای تابع شهرستان میاندوآب بود كه درآن سال به شهرستان تبدیل گردید و حالا داری 102 روستای سكنه می باشد.

    *صنایع دستی : موقعیت خاص طبیعی  منطقه و كمی آب و وجود كوهها و تپه ها سبب شده تا كشاورزی این منطقه نتواند نقش موثری درتامین معیشت مردم داشته باشددر نتیجه اقتصاد شهرستان تكاب  برمحور فرش بافی دستی قرار گرفته است .قدمت بافت فرش در این منطقه  به بیش از 300سال میرسد و فرشهای معروف و گرانبهای «افشار » كه دراین منطقه تولید میگردد امروزه به لحاظ كیفیت ممتاز آن به فرش «افشار آهنین » ملقب گردیده است و قابل ذكر است كه شناخت و معروفیت آن در بازارهای جهانی بسیار بیشتر از از داخل كشور میباشد.

    *توریسم و آثار باستانی شهرستان تكاب :استان آذربایجانغربی  دارای قابلیتهای بسیار مناسب در جهت توسعه صنعت مهم توریسم می باشد و لازم است نسبت به سرمایه گذاری  در این خصوص اقدامات موثری انجام پذیرد . شهرستان تكاب دارای گنجینه ای از آثار ارزشمند باستانی و طبیعی می باشد:

    الف – مجموعه تاریخی تخت سلیمان : تخت سلیمان و آثار باستانی و تاریخی موجود درآن یكی از مهمترین و مشهورترین  مراكز تاریخی و تمدن كشورعزیزمان ایران به شمار می رود.

    این اثر تاریخی در بخش تخت سلیمان (روستای نصرت آباد) شهرتكاب ودر فاصله 45كیلومتری شرق شهر تكاب واقع شده است و سالانه از گوشه كنار دنیا وایران گردشگران  زیادی را برخود جذب می كند. این مجموعه باقیمانده قلعه وآثار قصر بزرگ و عمارتهای مخصوص برای سكونت موبدان بوده است كه در زمان اشكانیان و ساسانیان در اوج آبادانی بوده است . این محل كه مورخان آنرا «كنژك » عهد ساسانی یا «شیز » و«گنجك » دوره اسلامی دانسته اند و رومیان آنرا «گزكا » و اشكانیان «فرااسپا» می نامیده اند، محل یكی از سه آتشكده مهم ومعتبر عهد ساسانی  یعنی آتشكده «آذرگشسب »یا «آذرگشنسب» (به معنی اسب نر) بوده كه خسرو دوم نیز كاخی درجوار آن بنا نهاده بود.

    معبد و كاخ ساسانی در حمله ی هراكلیوس امپراطور بیزانس به سال 624میلادی منهدم شد و عمران مجدد آن مربوط به زمان حكمرانی دومین ایلخان مغول یعنی آباقاخان است كه آنرا برای قصر تابستانی خود مناسب تشخیص دادو قصر و عمارتهای خودرا بر خرابه های قصر خسروپرویز وآتشكده بنا نهاد.

    ب- كوه زندان وآتشفشان(تاریخی وطبیعی): كوه كله قندی  شكلو توخالی است كه از لایه های رسوبی و به صورت منفرد در فاصله 3 كیلومتری مجموعه آثار تاریخی تخت سلیمان واقع شده.وازآثار دیدنی است كه در كمرش و دامنه ی آن آثار معماری هزاره اول قبل از میلاد از سنگ و ملات ساروج وجود داردودر پایین این كوه چشمه های آب گرم معدنی (ایستی سو)وجود دارد ، این كوه به زندان حضرت سلیمان نیز مشهور است و بنا به افسانه ای این كوه متعلق به حضرت سلیمان است كه در زمان خودش دیوها را در این مكان زندانی میكرده است

    ج-ودیگرآثار تاریخی و طبیعی وچشم اندازهای شهرستان تكاب:

    1-بقعه ایوب انصاری در روستای دورباش

    2-غار و كوه زندان در 3 كیلومتری تخت سلیمان

    3-كوه بلقیس در روبروی تخت سلیمان معروف به تخت ملكه سبا

    4-قلعه سنگی كوه بلقیس

    5-غار كرفتو بین شهر تكاب و شهر سقز

    6- چمن متحرك چملی در روستای بدرلو نزدیكی روستای یولقون آغاج

    7-آبشار قینرجه در روستای قینرجه در 38 كیلومتری شرق تكاب

    8-چشمه های طبیعی ایستی سو (آبگرم) در نزدیكی و پایین كوه زندان

    9-دریاچه تخت سلیمان-

    * معدن : بخش معدن دراین شهرستان  دارای قابلیتهای بسیار ارزشمندی است ، یكی از معروفترین ماده معدنی شناخته شده در این منطقه طلا می باشد كه در چندین نقطه این منطقه شامل روستاهای زره شوران وآقدره و . . . شناسایی شده است .

    *بهداشت و درمان : از نظر بهداشت ودرمان شهرستان تكاب تنها دارای یك واحد بیمارستان (بیمارستان شهداء تكاب) 68 تختخوابی است كه با توجه به جمعیت این شهرستان با مقایسه با شهرهای دیگر بسیار كم بوده و از لحاظ تجهیزات پزشكی(مثل سونوگرافی)و پزشك جراح  بسیار ضعیف است .

    اما دارای سه شبكه بهداشت و درمان در سطح شهر میباشد ولی متاسفانه از تجهیزات كافی برخوردار نیست.

     

    www.tekab.persianblog.irمنبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    این شهرستان در حدود ۳۰۰۰ سال قبل تحت نام ایزیرتو پایتخت تمدن مانایی بوده‌است. آثار این تمدن بسیار هنرمند قابل توجه بوده و نمونه‌هایی از آثار به تاراج رفته اش در موزه‌های جهان از قبیل موزه توکیو و موزه ارومیه دیده می‌شود.
     
    این تمدن در مناطق کردنشین شمالغربی ایران سکنی داشته‌اند. وجه بارز هنر ماننایی ظرافت و زیبایی وصف ناپذیر آن است که در تمدنهای معاصر آنها کم نظیر است.

    هنر معروف آنها ساخت آجرهای لعابدار بوده‌است. آجرهای با طرحهای رنگین که طرح آنها پس از گذشت حدود ۳۰۰۰ سال تقریبا" سالم باقی مانده‌اند. نمونه بسیار زیبایی از این آجرها در موزه شرق کهن توکیو یافت می‌شود.
     
    روایات زیادی در مورد ریشه نام این شهر وجود دارد از مشهورترین آنها این است که در قدیم مردم این شهر در هنگام مراسم عروسی به چشمه آب بزرگ و مشهور این شهر که کردها آن را «حه‌وزه گه‌وره» (Hewze Gewre) به معنی «آبگیر بزرگ» می‌نامند، (و این چشمه‌ به‌ صورت چشمه‌ای جوشان است که آب آن از سفره‌های زیرزمینی تأمین می‌شود؛) می‌آمدند و از آنجا که به کردی واژه «بوک»، به معنی عروس است این منطقه را که بعدها به شهر تبدیل شد «بوکان» (جمع بوک = عروس‌ها) نامیدند.
     
    اما این نظریه تنها در صورتی درست است که ما این اسم را با لهجه فارسی تلفظ کنیم یعنی «بوکان Bookan»، این در حالی است که ساکنین این شهر و همه‌ی مردم کردزبان آن را بصورت «بوکان Bokan» ادا می‌نمایند. در نظریه‌ای دیگر، گفته می‌شود که به هنگام حمله سپاه مغول به این مناطق، یکی از فرماندهان سپاه چنگیز، نام خود (بوکان) را بر روی این روستای کوچک (در آن زمان) نهاد.
     
    گفته می‌شود کوهی در مغولستان به نام بوکان وجود دارد که از همین فرمانده چشمه می‌گیرد.
     
    نظریه‌ دیگر در مورد وجه‌ تسمیه شهر چنین است: شهر بوکان به دور چشمه‌ بزرگ حه‌وزه‌ گه‌وره‌ شکل گرفته‌است و به چنین چشمه‌هایی در زبان کُردی «کانی Kani» گفته می‌شود.
     
    همچنین واژه «بو Bo» در زبان کردی کاربردهای مختلفی دارد که اغلب در شکل ترکیبی به‌ کار برده می‌شود؛ مانند بو کوی؟(کجا؟) اما چگونگی ترکیب این کلمات و شکل گیری واژه بوکان بر اساس این نظریه چنین است: در زمانهای قدیم هنگامیکه زنان قصد شستن وسایل خانه را داشتند آنها را با خود برداشته و به سمت رود یا چشمه‌ای در نزدیکی محل اقامتشان بوده می‌بردند و در آنجا کارشان را انجام می‌دادند. به همین ترتیب اهالی ساکن اطراف بوکان، جهت شستن و نظافت ظروف و وسایل خود به طرف این کانی یا حوض می‌رفتند و هنگامی که کسی سراغ نفری را که جهت انجام این امور به «کانی» رفته بود، می‌گرفت، نزدیکان وی در پاسخ می‌گفتند: «او به کانی رفته‌است» و به زبان کردی «چوه بوکانی» یعنی به «چشمه‌» رفته‌است.
     
    بدین ترتیب واژه «بوکانی» به افرادی گفته می‌شد که رفت و آمد زیادی را به «کانی» مزبور انجام می‌دادند و سپس کم کم در آنجا ساکن شدند.
     
    امروز حوض گوره (حه‌وزه گه‌وره)، در مرکز شهر واقع است و با آب گوارا و بی پایان خود آب نیمی از شهر را تأمین می‌کند. و نزد اهالی شهر از نوعی دلبستگی و جایگاه خاصی برخوردار است.

    news.pconline.ir منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    اشنویه در جنوب غربی آذربایجان غربی ، بین سه كشور ایران ، عراق و تركیه واقع شده با طول جغرافیایی 45 درجه و 6 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 30 ثانیه و اختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است و با مركز استان 71 كیلومتر فاصله دارد . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 5080 فوت معادل 1524 متر است و مساحت كل منطقه اشنویه 64 كیلومتر است . در شمالغربی دو قله بنام رندوله (با ارتفاع 6000 پاو ) و بابوله در روبروی هم قرار دارند و مشرف به شهر اشنویه می باشند . این دو قله دارایی یخچالهای طبیعی دره ای است . اشنویه دارایی مطبوعترین آب و هوای منطقه آذربایجان غربی است سرد و مرطوب كوهستانی بوده و دارای زمستانهای سرد و طولانی و تابستانهای معتدل می باشد . حداكثر درجه حرارت در تابستان 6/40 درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت 5/14 درجه مشاهده شده . گرمترین و سردترین محل ، به ترتیب نالوس و گلاز می باشد . میزان بارندگی سالیانه 5/440 میلیمتر و درجه رطوبت 5/2 درصد در سال می باشد . اشنویه منطقه بادخیز می باشد از جمله بادشمال (شه مال ) ، بادزریان ، باد قبله و باد سلماس .

    گادر ، كانی رش ، گلازچای ( روبار ) و گرد كاشان از جمله رودخانه های واقع در اشنویه اند كه بزرگترین آن رودخانه گادر به طول 100 كیلومتر است كه در كتاب های تاریخی به نام رود كدیر مشهور است . سلطان مصطفی ( كانی باد ) ، پیر رش ، باد كانی شیخ رش ، كانی پولیه ( آب آن از زیر شكاف سنگها می جوشد و بعد از جریان پیداكردن تبدیل به سنگهای كوچك آهكی می گردد ) ، كانی گراو ، كانی سپی ، كانی مرگور ، سه كانی عین الروم و ... از جمله چشمه های معدنی اشنویه هستند كه مردم برای علاج بیماری رماتیسم و امراض پوستی از آنها استفاده می كنند كه معروفترین آنها كانی گراو است كه در یكی از باغهای اطراف اشنویه واقع است در هنگام اشغال این منطقه توسط روسها دور تا دور آنرا میوه فرا گرفته مانند گردو ، بادام و انگور ( كه مورد توجه سیاح معروف عرب ابن هوقل نیز قرار گرفته است ) حمدالله مستوفی و یاقوت حموی از باغ های این شهر تعاریف زیادی نموده اند . مهمترین محصول صادراتی آن گندم و گیلاس است . ( طوریكه آنرا شهر گیلاس نامیده اند ) توتون اشنویه دارای معروفیت خاص است كه دارای ساقه كوتاه و برگهای پهن است و به توتون كردی معروف است . دارای منابع زیر زمینی دست نخورده از قبیل نفت است دنباله رگه های نفتی كركوك می باشد در چشمه كانی چاورش روی آب را ماده ای چربی فرا گرفته كه مردم در گذشته از این در چراغ می ریختند . برده زرد ( سنگ زرد ) ، سنگ آهن مرمر و سنگ های آهكی از جمله سنگ هایی است كه در اشنویه به فراوانی یافت می شود . اشنویه از نظر تاریخی یكی از بزرگترین شهرهای كردستان بوده ، قدمت آن زیادتر از سه هزار سال می باشد . در سیزده قرن از میلاد مسیح شهری آباد و پر جمعیت بوده و با حدود 400 هزار نفر جمعیت داشته و دارای چهار دروازه بود كه هر كدام به صورت قلعه مستحكم در جهار قسمت شهر قرار داشته اند. دروازة قلاتوك (قلعه ) در شمالغرب ، روستای آسناوه ( حسن آباد فعلی ) در جنوب ، گرد كشان در شمال شرق و ركاباد در بالای جادة اشنویه - نقده قرار دارد . بعضی ها عقیده دارند كه اشنویه در قدیم به علت حضور ملكه صبا به نام شهر صبا معروف بوده نام شهر اشنویه به نام } اشنو { در سنگ كیله شین (Kelichin ) به خط میخی منقوش است . نام های قدیمی شهر آشنو ( از زبان كلدانی ) ، عشنو ، شنو ، اشنو به معنی قلعه ، برج ، بارو ، سنگر و حصار است ولی به عقیدة برخی مورخان اشنویه در اصل ( اُشنه ) بوده كه به معنای گیاه خوشبو است و به فارسی آن گیاه را ( دواله ) گویند كه بر درخت صنوبر و گردو میپیچد . در كتیبه كوروش از ایالت ( اشنوناك ) كه همان اشنو است نام برده شده كه خواجگذار كوروش بوده اند . از نظر تاریخی سابقه این ناحیه به قبل از مادها می رسد

    اقوامی چون لولوبیان ،آشوریها، اورارتوها و ماده در این منطقه سكونت داشته اند . این شهر در طول تاریخ ، جولانگاه جنگ و گریزهای زیادی بوده است از جمله باره میان عثمانیان و روسها كشتارهای وسیعی در این منطقه صورت گرفته است . در سال 1320 ه.ق زلزله بزرگی شهر را تكان داده و خسارتهای مالی و جانی سنگین به باد آورد به طوریكه تقریباً شهر از بین رفت در سال 1909 میلادی عثمانیها اشنویه را تسخیر نمودند و در حد وسیعی كشتار نمودند . به علت جنگ روسها و عثمانیها در این نواحی زیان زیادی به جان و مال مردم وارد شد . پس از روسها نوبت جیلوها ( شاخه ای از آشوریها ) رسید كه به شهر هجوم آورده و حتی به زنان و كودكان نیز رحم نكردند . به دنبال جنگ جیلوها و روسها ، قحطی بزرگی پدید آمد . به علت مرگ و میر زیاد ، مردم از فرط گرسنگی به طرف عراق ( موصل و كركوك ) حركت كردند و چون مصادف با زمستان بود آب و هوای نا مساعد و برف فراوان سبب شد كه عدة زیادی در راه تلف شدند و فقط چند خانوار جان سالم به در بردند و فقط چند صد نفر باقی ماندند . اشنویه آثار باستانی بسیاری از جمله قرید روستای بمزورتی ( دارای 120 هزار نفر جمعیت بوده و اسم آن در اصل بی دین زورتی به معنی موقوفه یا بخشیده شده به زبان آشوری می باشد . كلیسای دارالعلمای مسیحی در این منطقه بوده ما رابراهم اُسقف بزرگ این منطقه بوده آثار گورستان مسیحیان در این محل باقی مانده اند ) ، دنخه ، تپه ده شمس ، تپه حسن چشمه گل ، تپه نرزیوه ، چهاربت ، تپه گرد ملا احمد ، قلعه توك ، تپه حسن آباد و سنگ كله شین .

    سنگ كیله شین ( Kelichin ) در جنوب غربی اشنویه در مرز ایران و عراق واقع شده است . سنگ كیله شین سنگی است بزرگ آبی به ارتفاع 170 سانتی متر كه كتیبه ای به دو زبان اوراتویی و آشوری در آن وجود دارد و متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است متن اوراتویی از ایشیونیا ( 814 سال پیش از میلاد ) پادشاه اورارتو است و سمت چپ همان متن به زبان آشوری است در كتاب ( المنجد ، تاریخ آشور ، كتاب كشیش های ریش قرمز ) در مورد كله شین چنین نوشته اند : ( معنی لغوی كله شین ستونی به رنگ آبی است و به عبارت است از سنگ كوچكی به صورت مكعب مستطیل یا استوانه در كنار قبر و یا بالای سر اموات نصب می نمایند . ) این سنگ از نظر جغرافیایی اهمیت دارد از مركز تقسیم خوردن آبراهه های كوههای مرزی بوده كه ( مقیم العیاهی ) گفته می شود به قول نویسنده مشهور كلدانی قدمت این سنگ 900 سال قبل از بنا نهادن تخت جمشید می باشد در آن اسم سه شهر ( ورمی ، شنو ، نیرگی )

    آمده است نخستین كسی كه این لوحه را به دنیا معرفی نمود شولش باستانشناس آلمانی بود . اشنویه دارای اماكن متبركه : شیخ عبدالعزیز ، سلطان مصطفی ، سید تاج الدین ، ( حمدالله مستوفی اورا از فقیه های بزرگ خوانده ) ، حاج شیخ اسماعیل برزنجی ، خلیفه ملا خضر و خلیفه ملا شفیع ... و مشاهیر و عرفا از جمله : علی بن شیخ حامد اشنویی و احمد كور ( معروف به شیخ احمد عاشق ) می باشد . اشنویه دارای 79 روستا و جمعیت كل 62 هزار می باشد زبان مردم اشنویه كُردی سورانی می باشد مردم لباس كُردی می پوشند دین مردم این منطقه اسلام و مذهب اكثریت شافعی می باشد . چهار ایل و عشیره عمده در منطقه اشنویه وجود دارد : زرزا ، مامش ، هركی و سادات مهمترین كار مردم كشاورزی و دامداری می باشد . اسم معمو آن امروزه اشنویه است . در زبان محلی همان شنو است . اشنویه شهری زیبا ، با شكوه و تاریخی است . از نظر جغرافیایی دارای موقعیت مهم نظامی است زیرا بین سه كشور واقع است . از آنجا كه اشنویه محل زندگی مسیحیان بوده ( در قرن پنجم بعد از میلاد ) عتیقه های زیادی كه متعلق به آنهاست در این منطقه پیدا شده كه هم اكنون در موزه های سراسر جهان نگهداری می شوند . اشنویه دارای مزیتهای فراوان تاریخی ، اقتصادی و طبیعی است كه مسافران بسیاری را به خود جلب می كند . در پایان شما را دعوت می كنم كه از شهر من دیدن كنید.

    www.historygroup.blogfa.com منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    اُرومیّه یکی از شهرهای ایران و مرکز استان آذربایجان غربی و نیز مرکز شهرستان ارومیه است. این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ با ۵۷۷٬۳۰۷ نفر جمعیت، دهمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید.
     
    وجه تسمیه :

    واژهٔ ارومیه از ترکیب دو واژه آشوری اور (شهر) + میه (آب) تشکیل شده‌است.[۱] ارومیه به صورت اورمو، اورومیه و اورمیه تلفظ می‌شود. با آمدن حکومت پهلوی و سلطنت رضاشاه این محل به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب57 دوباره به نام ارومیه برگشت.نام قدیمی این شهر چیچست است که یک نام اوستایی است .همچنین این شهر نام مانه را نیز داشته است

    جغرافیا :

    ارومیه در جلگهٔ گسترده و سرسبزی به درازای ۷۰ کیلومتر و به پهنای ۳۰ کیلومتر واقع شده که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و کشتزار است. دریاچه ارومیه در شرق و دریاچه مارمیشو در غرب این شهر قرار دارد. این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا، یکی از شهرهای گردشگری ایران محسوب می‌شود. جمعیت این شهر ۵۷۷٬۳۰۷ نفر می‌باشد و نیز جمعیت شهر در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۸۷٬۲۵۴ نفر پیش‌بینی شده‌است. بلندی ارومیه از سطح دریا ۱۳۳۲ متر است.

    مردم :

     کردها، ترکها ،آشوری‌ها و ارمنی‌ها نیز در این شهر زندگی می‌کنند. ترکیب جمعیتی این شهر همان طور که در ادامه آمده‌است در زمان شاه عباس صفوی تغییر یافته‌است. 

     
    تاریخچه :

    پارسیان در مهاجرت خود از ایران‌ویج نخست در غرب و جنوب دریاچه ارومیه ساکن شدند ولی پس از آن به مهاجرت خود ادامه دادند و تا سرزمین پارس (استان فارس) پیش رفتند. جلگه ارومیه در دوران باستان در قلمرو مادها، آشوریان، و دیگر اقوام نیز قرار داشته‌است.

    شاه عباس بزرگ پس از بیرون راندن عثمانی‌ها از خاک ایران در صدد برآمد طوایفی را برای مرزداری قدرتمند در بخش غربی کشور مستقر سازد. شاه عباس برای این منظور ایل افشار ساکن ابیورد خراسان و دیگر نقاط را در نظر گرفت.[۵] او کلبعلی سلطان ایمانلوی افشار را احضار نموده به لقب خانی و ریاست کل ایل افشار منصوب نمود. سپس دستور داد که ایل افشار که شمار زیادی داشتند و در ولایات عراق، فارس، کرمان و خراسان سکنی داشتند، با تمام امکانات خود حرکت کرده در جلگه ارومیه ساکن شوند.

    در این جابجایی هشت هزار خانوار از شش ایل بزرگ این طایفه در جلگهٔ ارومیه استقرار یافتند و حکومت این ناحیه در اختیار کلب علی خان قرار گرفت.[۸] متن فرمان شاه عباس یکم خطاب به کلب‌علی خان که سبب این جابجایی ایلی شد در دست است.
     
    nigaren-urmiye.blogsky.com منبع
     

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    ویژگیهای جغرافیای تاریخی شهرستان چالدران :

    شهرستان چالدران به علت جریان جنگهای شاه اسماعیل اول با سلطان سلیم امپراتورعثمانی اهمیت تاریخی دارد . نام سابق چالدران قره عینی بوده و سپس به علت عبور رودخانه‌ای از وسط شهر به نام قره‌سو قره‌بلاغ (سیه‌چشمه) را بخود گرفته است ولی بعد از انقلاب‌اسلامی به لحاظ جریان و اهمیت جنگلهای شاه اسماعیل با امپراتور عثمانی به «چالدران» تغییر نام یافت. سابقه تاریخی شهرستان چالدران به حدود پنج قرن می‌رسد. مقبره سید صدرالدین در چالدران در روستای سعدل واقع شده كه وزیر اعظم شاه اسماعیل صفوی بوده و در جنگ چالدران به شهادت رسیده است.

    جنگ چالدران : عظیم ترین جنگ شمشیر با تفنگ در طول تاریخاز حوادث مهمی كه در شهرستان چالدران روی داده و بدین مناسبت نام چالدران در تاریخ سیاسی ایران ثبت شده است واقعه جنگ چالدران است كه میان شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در اوت سال 1514 میلادی مصادف با ماه رجب سال 920 ه-ق در دشت چالدران واقع در شهرستان چالدران با فرماندهی شاه اسماعیل صفوی آغاز و به مدت 3 روز ادامه یافت .         

       در جنگ چالدران شمار سربازان عثمانی 10 برابر  سربازان ایرانی بود . همچنین عثمانیها دارای 300 ارابه توپ و اسلحه های آتشین بودند كه سپاه ایرانی فقط مجهز به شمشیر و تیر و كمان بود. در این جنگ 200 هزار نفر از سربازان كاملا" مسلح عثمانی در برابر 29750 نفر از قشو ن ایرانی روبرو شدند .كه حدود 41 هزار نفر از سپاهیان عثمانی و 29 هزار نفر از سپاهیان ایرانی در این كارزار كشته شدند و تعداد 1934 نفر از سربازان عثمانیها اسیر گردیدند اما حتی یك نفر از ایرانیان نیز به اسارت عثمانیها در نیامد . این جنگ در نهایت به شكست جوانمردانه شاه اسماعیل انجامید ، سلطان سلیم اول نیز پس از پیروزی بر نبرد چالدران به سوی تبریز پیش راند و چهارم سپتامبر (14 شهریور )وارد این شهر شد. اما بر اثر مقاومت مردم و جنگ و گریز نیروهای محلی وفادار به شاه اسماعیل مجبور به باز گشت گردید.

    شاه اسماعیل تا زمان جنگ چالدران مخالف استعمال اسلحه آتشین بود و آن را اسلحه كشتار جمعی و به كار بردنش را خلاف آئین جوانمردی می پنداشت. پس از این جنگ بود كه تصمیم به تشكیل ارتش یكپارچه با سلاحهای آتشین (توپ و تفنگ) گرفت كه اجل مهلت انجام این كار را به او نداد.

    جنگ چالدران نقطه عطف در تشكیل دولت ملی (شیعی )در ایران بود كه علاوه بر انسجام و اتحاد داخلی و اطلاق لفظ ایران بر پهنه جغرافیائی مشخص باعث بروز هویت جدیدی بنام ایرانیان گردید .

    تحولات نام چالدران در گذر زمان

    برابر اسناد ، كتب و منابع معتبر اسلامی و عربی نام چالدران قبل از زمان شروع جنگ عظیم و تاریخی چالدران، بر این منطقه اطلاق می گردیده است . از جمله كتبی كه به نام چالدران در آن  دوره اشاره شده است می توان به كتابهای "احسن التاریخ" نوشته" حسن روملو" و احسن التواریخ نوشته محمد فرید بیگ و سر پرسی سایكیس اشاره كرد .همزمان با شروع حكومت پهلوی اول و تنظیم اصلاحات تقسیمات كشوری، چالدران مشتمل بر دو دهستان تعریف شده بود كه حدود جغرافیائی آن دقیقا"با مختصات جنگ چالدران و نوشته های مورخین ذكر شده همخوانی دارد از جمله مختصات آن آرایش سپاهیان و نقاط سوق الجیشی منطقه و نقاط جغرافیائی واسامی قید شده دقیقا"چالدران را توصیف می نماید .

    در جلد هفدهم لغت نامه دهخدا نیز آمده است : چالدران نام یكی از دهستانهای دو گانه بخش سیه چشمه شهرستان ماكو و حومه بخش كه كه از شمال به دهستان قلعه دره سی ماكو و آواجیق (دشتك فعلی )و از جنوب به دهستان سكمن آباد ( صفائیه فعلی ) والند و از خاور به دهستان به به جیك و از باختر به مرز ایران و تركیه محدود میباشد .

     در دوره رضا شاه و به دنبال سیاستهای یكپارچه سازی و ایجاد هویت جدید مبتنی بر فرهنگ و تاریخ قبل از اسلام و شاهنشاهان هخامنشی و فارسی دری و تبدیل اسامی تاریخی و فرهنگی به نام معادل فارسی آن شهر قره عینی به فاسی معادل آن یعنی سیه چشمه تغییر نام یافت . لفظ قره عینی مركب از( قره ) كه به معنای لفظی سیاه و در فرهنگ تركی ، عظیم ، كثیر و قابل توجه میباشد و (عین)  كه لفظ عربی ودارای معانی چون چشمه ،جاسوس و چشم و... است علت اینكه نامگذاران از لفظ عین استفاده نموده اند وجود قره بلاغ ( به معنای سیه چشمه )بوده كه در منطقه وجود داشته است .

    علیرغم تلاشهای رژیم پهلوی در تبدیل نام شهر به سیه چشمه و به حاشیه راندن نام چالدران و اطلاق آن بر دو دهستان ا ین نام هیچ وقت در بین مردم   برای خود جائی باز ننمود .بطوری كه زمانی در مكاتبات رسمی نام سیه چشمه قید میشد و اكنون نیز می شود ولی تحقیقا مردم در محاورات شفاهی خود نام قره عینی را استعمال نموده ومی نمایند.  تا اینكه در سال 1375 و به محض تبدیل بخش سیه چشمه به شهرستان چالدران مجددا" بلافاصله نام چالدران در بین مردم منطقه و استان جا افتاد.

    ویژگیهای سیاسی و اداری شهرستان چالدران :

    این شهرستان در 224 كیلومتری شمالغربی مركز استان آذربایجان غربی (ارومیه) واقع شده و  حدود 144 كیلومتر با تركیه مرز مشترك دارد و فا صله شهر سیه چشمه (مركز شهرستان) با مرز تركیه حدود 24 كیلومتر می باشد . این شهرستان از جانب شمال با شهرستان ماكو وكشور تركیه و از غرب نیز با كشور تركیه هم مرز است و از جنوب به شهرستان خوی و از شرق به شهرستانهای خوی و ماكو محدود میشود. این شهرستان دارای 2 بخش به نامهای دشتك و مركزی است و 5 دهستان دارد. بخش مركزی با دهستان های ببه جیك ، چالدران جنوبی و چالدران شمالی به سه دهستان تقسیم میشود و بخش دشتك نیز دارای دو  دهستان به اسامی آواجیق جنوبی و آواجیق شمالی است. همچنین شهرستان چالدران دارای 186 روستا  میباشد .

    ویژگیهای جغرافیای طبیعی شهرستان چالدران :

    ـ موقعیت ، حدود و وسعت شهرستان چالدران :

    شهرستان چالدران با وسعت1975 كیلومترمربع حدود 23/5 درصد از مساحت استان را به خود اختصاص داده است . این شهرستان در محدوده ارتفاعی 1500تا3500مترازسطح دریا قرارگرفته ومرتفع ترین شهرستان استان آذر بایجانغربی میباشد. و شیب متوسط وزنی آن 8 درصد محاسبه شده است. حدود71/ 70درصدازاراضی این شهرستان كوهستانی، 3/090 درصد تپه‌ای و 26/2درصد اراضی دشتی و سیلابی و ... تشكیل می دهند و از نظر موقعیت جغرافیایی مركز شهرستان د ر 44 درجه و22دقیقه طول جغرافیایی و 39 درجه و  3  دقیقه عرض جغرافیایی قرارگرفته است.

    ـ كوههای شهرستان چالدران :

    كوههای شهرستان چالدران در واقع ادامه سلسله جبال زاگرس از حد شهرستان ماكو تا حد شهرستان خوی هستند كه از جانب شمال به جنوب امتداد دارند و نوار مرزی ایران و تركیه را تشكیل می‌دهند و از مرتفع‌ترین نقاط این شهرستان هستند. چالدران از چهار جهت به وسیله كوه‌های مرتفع و تپه‌های متعدد محاط شده است.كوههای مهم منطقه عبارتند از: كوه‌قانلی باارتفاع2503متر، كوه‌اشنگل با 3085متر،كوه‌شیخ‌سلو2752متر، كوه‌پنجه‌سلیم با ارتفاع 2623متر از كوههای دیگر كه پایكوه ارتفاعات زاگرس محسوب می‌شود می‌توان به كوه دوشان‌تپه ، یگماله و شاه‌بندلو اشاره كرد.

    ـ دشت‌های شهرستان چالدران :

    دشت‌های چالدران و كلیسا كندی مساحتی معادل 71200 هكتار داشته و در شمال‌غربی استان واقع گردیده‌اند . محصولات اصلی كشاورزی در این دو دشت گندم و جو و یونجه در كشت آبی می‌باشد آب سطحی دشت‌چالدران را دو رود قزل‌چای و شهید‌آرخی و آب سطحی دشت كلیساكندی را قسمت علیای قره‌سو و سرشاخه‌های آن تشكیل می‌دهند و از منابع آب‌های زیرزمینی جهت آبیاری نمودن زمین‌های زراعتی استفاده می‌گردد .

    ـ دره‌های شهرستان چالدران :

    دره‌های شهرستان چالدران به لحاظ خوش آب‌وهوا بودن و وجود آبگرم و آثار‌تاریخی موردتوجه علاقمندان به گردشگری هستند كه در فصل بهارو تابستان شمار زیادی ازهموطنان دوستدار وعاشق طبیعت را به خود جذب می نماید

    ـ دره قره‌كلیسا :

    در فراز تپه این دره خوش آب و هوا با محیط سرسبز طبیعی یكی از قدیمی‌ترین كلیساهای عالم مسیحیت بنام قره كلیسا بنا شده است كه همه ساله تعداد كثیری از گردشگران داخل و خارج از كشور (مسیحیان) جهت بازدید و همچنین شركت در مراسم مذهبی از این كلیسا و دره آن دیدن می‌نمایند.

    ـ دره آب‌گرم :

    این دره در 4 كیلومتری غرب چالدران واقع گردیده و تعداد كثیری از مردم به لحاظ استفاده از آب گرم معدنی به این دره مراجعه می‌نمایند وبه لحاظ خواص طبی در معالجه امراض جلدی مورد توجه اهالی منطقه وشهرستانهای همجوار  می‌باشد.

    ـ دره قره دره :

    این دره كه شاخه‌هایی از رودخانه آق‌چای در آن جاری است و در نزدیكی روستای كردكندی و ابتدای دشت چالدران واقع گردیده است مورد توجه بیشتر علاقمندان به تفریح و تفرج در این مكان می‌باشد. همچنین تالاب بسیار جذاب وزیبای ناوردر نقطه شروع این دره قرار گرفته است.

    ـ دره شاه بندلو:

    دره شاه ‌بندلو (و دره خان كه تالاب‌خان‌گل در این دره در مرز ایران و تركیه واقع شده) شاخه‌ای از رودخانه زنگبار بوده و مورد توجه بسیاری از علاقه مندان و دوستداران طبیعت می‌باشد. در منتهی الیه این دره ییلاق  خوش آب و هوا و سرسبز خان گل پذیرای عشایر كوچنده در فصل تابستان می باشد .

    ـ منابع آب شهرستان چالدران :

    منابع آب شهرستان چالدران را در سه بخش آبهای سطحی (رودخانه ها) ، آب‌های زیرزمینی (چشمه ها، قنوات، چاه‌ها) و آبهای راكد (تالاب‌ها) بررسی می‌نماییم.

    ـ آب های سطحی شهرستان چالدران :

    رودخانه‌ها:

    از حوزه آبریز این شهرستان دو رودخانه آق‌چای و زنگمار ماكو سرچشمه می‌گیرد و به ترتیب به شهرستان‌های خوی و ماكو جریان پیدا می‌كند و در خصوص هر كدام در شهرستان‌های مربوطه مطالبی ارائه گردیده است .

    www.chalderan-ag.ir منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    تاریخچه شهرستان نقده :

    شهر نقده مركز شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی با پهنه ای حدود 10 كیلومتر مربع در جنوب استان در 36 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 22 دقیقه طول خاوری نسبت به نیمروز گرینویچ قرار دارد . نام شهر نقده در گذشته « سلدوز » بوده است كه به معنی سرزمینی كه آب همه آن را فرا می گیرد و یا آب با نمك است . آمده است زیرا به دریاچه شور ارومیه نزدیك است .براساس كاوشهای باستان شناسی شكل گیری آن را حدود 7000 سال پیش از میلاد تخمین می زنند  تپه حسنلو نیز با قدمت 6000 ساله  كه بعنوان یكی از رئوس مثلث فرهنگی استان مطرح است  در 9 كیلو متری شمال شرقی شهر نقده و 12 كیلو متری جنوب غربی دریاچه ارومیه نمایانگر  ارزش باستانی منطقه می باشد .   در دشت نقده ، روستایی به نام نقده وجود داشته كه می تواند از دو ریشه باشد نخست از واژه باستانی نقده و دیگری با تلفظ نقیده به معنای « آبادی نقی » آمده است شهرستان نقده از شمال به شهرستان ارومیه ، از غرب به اشنویه ، از شرق به مهاباد و از جنوب به پیرانشهر محدود می شود . آثار باستانی زیادی در تپه و روستای حسنلو در چند كیلومتری غرب نقده پیدا شده است . گورهای سنگی ، سفالهای بسیار مانند قوری و ظروف با نقوش بسیار زیبا و مهمترین آنها جام زرین حسنلو متعلق به 700 سال پیش از میلاد از آن جمله اند .جام زرین حسنلو با نقوش بی نظیر و با 950 گرم وزن در سال 1337 از این تپه كشف شده  و مربوط به دوره چهارم سكونت ادوار دهگانه در این تپه است كه دارای  شهرت بین المللی است ضمنا“ در ادوار تاریخی منطقه سولدوز محل زندگی  اقوام ماننا ،گلیزان ، ایلات ترك قرار گرفته و در سال 1245 ه . ق ایل رشید قارا پاپاق در آن ساكن شده اند. این ناحیه در گذر تاریخ خود ، مورد استفاده و سكونت آشوری ها ، كردها ، ماناها و تركان بوده است . در زمان پادشاهی فتحلی شاه قاجار ، ایل قره پاپاق از قفقاز به این سرزمین مهاجرت كرده و در آن به دامداری و كشاورزی پرداخته اند .

     تپه حسنلو :

    تپه حسنلو یك مكان با اهمیت تاریخی است . این محوطه در مجاورت روستایی به همین نام و در غرب شهرستان نقده ، در دشت معروف به « سلدوز » قرار دارد ، یك دوره كاوش در آن مربوط به سال 1934 میلادی است كه توسط ایرانیان به انجام رسید ، در سال 1936 « سراورل انیشتین » باستان شناس معروف چندین گمانه مطالعاتی روی آن زد . مجدداً تپه توسط دو نفر باستان شناس ایرانی موسوم به راد و علی حاكمی در سال 1947 كاوش شد . اما حفرات علمی در این محوطه توسط آقای پروفسور « رابرت دایسون » از موزه دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفت كه بعد از لایه نگاری ، عمدتاً در دوره ای كه به حسنلو 4 معروف است متمركز یافت . حسنلو در این دوره مركز پادشاهی كوچكی در شمال غرب ایران بود كه در سالهای پایانی قرن نهم پیش از میلاد بدست منوا پادشاه اورارتو ویران و به آتش كشیده شد . حمله غافلگیرانه همراه با آتش سوزی اورارتویی باعث ویرانی سریع ساختمانها و دفن بخشی از ثروت پادشاهی در آنجا گردید . در حسنلو معماری سنگی متشكل از دژ با برجهای چهارگوش ، معابد متعدد ، محوطه های باز برای اجتماعات مذهبی و نیز قربانگاه و من حیث المجموع تركیبات ساختمانی متعدد متنوعی بدست آمده است . جام زرین حسنلو مهمترین دستاورد این كاوش محسوب می گردد كه هم اكنون در موزه ایران باستان نگهداری می شود .

    در این شهرستان، علاوه بر موارد فوق تپه‌های تاریخی ذیل نیز قابل اشاره می‌باشد.

    تپه محمدیار، تپه نظام‌آباد، تپه گرد دینخواه، تپه دلینجی ارخی، تپه كویك، تپه مملو، تپه محمدشاه، تپه میرآباد، ساخسی تپه، تپه گرد قورخ، تپه شیخ معروف، تپه حاجی فیروز، تپه تادر، تپه كهریزه عجم، تپه ورزنه، تپه شیخ احمد، تپه بارانی عجم، تپه امینلو، تپه اسلام آباد، تپه تابیه، تپه قلات، تپه حسینعلی خان، تپه قارنا، تپه آقابیگلو، تپه عجملو، عقرب تپه، تپه دالما، تپه پیزدلی، تپه قبرستان آغ جزوه، سلمان تپه، تپه ماوار

    www.nagadeh-ag.ir منبع

  • نظرات() 
  • جمعه 4 تیر 1389

    معرفی شهرستان ماكو:

     

    شهرستان ماكو از لحاظ جغرافیائی و تاریخی:

     

    شهرستان ماكو در گوشه شمال غربی  ایران ( استان آذربایجان  غربی ) قرار گرفته  كه از شمال به رودخانه  قره  سو و كشور تركیه ، از شرق  به  رودخانه  ارس  و جمهوری  آذربایجان  ( خود  مختاری  نخجوان  ) و از مغرب به جمهوری  تركیه  و از جنوب به شهرتان  خوی  محدود است .

    شهر ماكو در دره ای بنا شده كه رودخانه زنگمار از آن می گذرد و شهر را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می كند. قسمت جنوبی شهر در دامنه كوه سبد قرار گرفته و آبادی چندانی ندارد ولی بخش شمالی آن آبادتر و بزرگتر است .

     

    این شهر از لحاظ طبیعی موقعیت خاصی دارد. شهر از طرف شمال و جنوب كوهستانی است و از جانب غرب و شرق به جلگه های قلعه درسی و چای باسار منتهی می گردد. یكی از تخته سنگهای بسیار بزرگ كه بخشی از دیواره سنگی كوه ساری قیه است جدا قیه نام دارد.

     

    تاریخچه ماكو :

     

    قدیمی ترین ابنیه تاریخی ماكو به دوره اورارتو یا خالدها مربوط است اطاقهای سنگی در دهات سنگر (بین ماكو و بازرگان ) چیركندی از روستاهای ییلاقی دهستان چای باسار و دلیك داش سیه چشمه و شدی ارس ، كنار پلدشت و كشف كتیبه هایی به خط میخی در قراء بسطام و اطراف بازرگان و حفریات و كشفیات هیئت آلمانی درده بسطام و خوانده شدن كتیبه های میخی توسط باستان شناسان ایرانی و خارجی و نوشته های مورخین قدیم و جدید چون موسی خورن (ارمنی) و ب.ب پیوتروفسكی (روسی) ثابت می كند كه سكنه اولیه شهرستان ماكو اورارتوها بودند. شهر بزرگ آنان به نام روسا در نزدیكی قریه بسطام بنا گردیده بود.

     

    پس از آنكه ارامنه به حكومت اورارتوها خاتمه دادند بر متصرفات آنها مسلط شدند. طبیعی است كه منطقه ماكو نیز ضمیمه حكومت ارمنستان گردید آثار كلیساهای قدیمی مخصوصاً كلیسای طاطاوس و خرابه شهرهایی به نام آرتازیا ، آرتز و آرشاكاوان ( یا خاور زمین به قول اكراد طایفه ساكان ) در ناحیه دامبات و آرماویر Armavir كنار رود ارس تسلط و نفوذ ارامنه را در این منطقه روشن می سازد.

    در سال ( 694 هـ . ش ) اسقف زاكاریا و پطرس برادرش حكومت سیاسی و مذهبی آرتاز را به دست آوردند. با صرف هزینه بسیار قلعه ماكو را كه محل اقامت آنان بود استحكام بخشیدند و راههای كاروان و پل هایی در مسیر راه ساختند و آنرا بصورت راهی تجاری و سوق الجیشی در آورده كه موقعیت ماكو و استحكامات تدافعی آن باعث تعجب بینندگان آن می شد.

     

    شاهزادگان ارمنی آرتاز بیش از یكصد سال با اتكا به استحكامات قلعه ماكو و مهارت در دفاع ، كلیه حملات مهاجمین به این منطقه را یكی پس از دیگری دفع كردندو حتی تیمور لنگ نیز نتوانست آنجا را تصرف كند.

    اسقف زاكاریا نه تنها راههای اطراف ماكو را مرمت كرد بلكه چهار پل با طاقهای قوسی روی رودخانه ماكو (زنگمار ) ساخت .

     

    بعد از تیمور ، قره قویونلوها بر آذربایجان مسلط شدند. قرایوسف در سال 785 هـ . ش ماكو را فتح كرد . همیشه در بین امرای قره قویونلوها منازعه بود تا اینكه شاه اسماعیل صفوی در چند جنگ الوند میرزا و سلطان مراد میرزا بازماندگان سلسله آق قویونلو را مغلوب و سلسله مزبور را منقرض و سلسله مقتدر صفوی را تأسیس كرد . در زمان این پادشاه جوان بود كه سلطان سلیم ( سلطان عثمانی ) پس از قتل شیعیان آسیای صغیر با لشكر جرار كه مسلح به سلاح آتشین بودند به قصد تصرف آذربایجان و برانداختن سلطنت شیعی مذهب صفوی وارد دشت چالدران شد . نبرد چالدران با وجود فداكاریها و شجاعت شخص شاه اسمعیل و سرداران نامی او و سپاهیان قزلباش به نفع وی تمام نشد شاه اسماعیل همواره از این ماجرا دل شكسته بود و كسی خنده او را ندید.

    بالاخره قلعه ماكو را بعد از مدتها طبق دستور دربار شاه عباس ثانی خراب كردند و كتیبه ای در این مورد در روی صخره نقش بست كه با این بیت شروع می شود.

     

    این قلعه كه قلعه قابان بود                                

     

    ضرب المثل جهانیان بود

     

     

    حكومت ماكو در دوره زندیه:

     

    و قاجاریه در دست ایل بیات بود. ایل بیات تیره ای از ایل قره قویونلو بود كه مسكن اصلی آنان شرق آناتولی بود و در ركاب قره قویونلوها وارد ایران شدند.

     

    وجه تسمیه ماكو :

     

    در مورد وجه تسمیه ماكو حدس و گمانهای زیادی زده شده كه مبنای درستی ندارند ، ارامنه مدعی هستند ماكو در اصل ماكی یا مكی به معنی آغل (مرتع گوسفند ) بوده برخی مانند یاقوت حموی عقیده دارند ماكو محل زندگی روحانیون زردشتی بوده است لذا در اصل ماگوش نام داشته كه به مرور ایام ماكو شده است . اسم ماكو را آرتاز ، شاوارشان ، قلعه قبان ، نیز گفته اند . به نظر مینورسكی محقق معروف روسی ماكو از تركیب ماه و كوه تشكیل شده و می تواند مادكو باشد ( به معنای كوه ماد ) .

     

    آثار باستانی شهرستان ماكو:

     

    1 ـ كلیسای  طاطاووس در ده قره كلیسا بخش سیه چشمه

    2 ـ تپه ما قبل  تاریخ خلیل آباد در 300 متری شوط

    3 ـ كلیسای عظیم سنت استپاسن در دره شام ارسكنار

    4 ـ معبد سنگی در ده شدی دشت زنگنه

    5 ـ برج و بارو و كتیبه در ، ساری قیه و در صخره ماكو

    6 ـ خرابه های تعدادی كلیساهای ارمنی در دهات مختلف

    7 ـ آثار تاریخی شهر دامبات

    8 ـ خرابه های قدیمی گزلو در ده مخند

    9 ـ آثار و علایم منقوش در سنگ در ده قزلجه قلعه دهستان قره قویون

    10 ـ دالانها و غارهای زیرزمین در اطراف آرارات

    11 ـ شهر روسا یا قلعه جم خور در ده بسطام چای پارا

    12 ـ اطاق سنگی در ده چیره كندی چای پارا

    13 ـ گورستان تاریخی  پیر احمد كندی در دهات آواجیق

    14 ـ پل بشگوز در نزدیك شهر ماكو

    15 ـ خرابه های سه گوش در ده قزلداغ

    16 ـ اطاق سنگی در ده دلیك داش

    17 ـ كلیسای زور زور در ده بارون

    18 ـ دیری متعلق به فرقه دمینكن در پای كوه قیه

    19 ـ اطاق سنگی در ده سنگر

    20 ـ كلیسای مریم ننه در شمال شهر ماكو

    21 ـ بنای باشكوه كلاه فرنگی در بیمارستان ماكو

    22 ـ كاخ باغچه جوق :

     

     در شش كیلومتری ماكو در روستائی  به همین نام واقع است كه ساختمان آن در زمان تیمور پاشاخان شروع و در زمان حكومت فرزندش  مرتضی  قلی خان اقبال السلطنه ( سردار ماكو ) به اتمام رسیده و محل سكونت ییلاقی آن بود ( جوق در زبان ارمنی یعنی ده ) در ساختمان كاخ معماران  ایرانی و مهندسان  روسی و اروپایی به اتفاق كار كرده اند و هیئت كاخ تلفیقی از معماری شرق و غرب است . گچ بری ساختمان توسط اساتید ایرانی انجام پذیرفته. آئینه كاری و گچ بری ساختمان در سطح عالی است در بالای عمارت دور تا دور گلدانها و مجسمه ها وجود دارد كه اغلب جای گل و چراغ است .

     

    پایه ستونها و گلدانها از سنگ خارا است و خوب حجاری شده است . اولین گرامافونی كه به ایران وارد شده در این عمارت به چشم می خورد كه طول بوق آن 60 سانتیمتر و ارتفاع پایه اش بیش از یك متر است پرده های زربفت ، مبلهای بی نظیر ، تخت خوابهای متعدد با تشكهای پر قو ، كاغذ دیواری ها و رنگ آمیزی سالنها و نقاشی سقف اطاقها ، ظروف چینی اعلا و لوسترهای كریستال ، فضای حیاط با گلكاری و درختان میوه و اشجار زینتی و حوض های وسیع بازدید كنندگان را به یاد كاخهای افسانه ای می اندازد

     

      www.makucity.comمنبع

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :2
    • 1  
    • 2  

    آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها